ترجمة القرآن ٣ / ١١٤

سُورَةُ آلِ عِمۡرَانَ

سورة آلِ عِمۡرَانَ

٢٠٠ آية مدنية تُرجمت ٢٠٠ من ٢٠٠ آية

هذه الترجمة بالفارسية. ستضاف الترجمات إلى لغات أخرى هنا عند نشرها.

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

  1. ١

    الٓمٓ ﴿١﴾

    الف لام میم

    ملاحظات على الترجمة (١)
    • حروف مقطّعه رازی است که در ابتدای برخی سوره‌ها آمده و قابل ترجمه نیست.
  2. ٢

    ٱللَّهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ٱلْحَىُّ ٱلْقَيُّومُ ﴿٢﴾

    خداست که هیچ معبودی جز آن زندهٔ بسیار پاینده وجود ندارد.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    اقتُرحت في المنشور #٢٣٥٤ · ١٧ يناير ٢٠٢٣
  3. ٣

    نَزَّلَ عَلَيْكَ ٱلْكِتَٰبَ بِٱلْحَقِّ مُصَدِّقًۭا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَأَنزَلَ ٱلتَّوْرَىٰةَ وَٱلْإِنجِيلَ ﴿٣﴾

    کتاب را بر مبنایی درست به‌عنوان تأییدکنندهٔ آنچه پیش از آن بود بر تو فرو فرستاد و تورات و انجیل را نازل کرد.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    • توضیح تعبیر «بالحقّ» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۱۹ سورهٔ بقره و معنی واژهٔ «مصدّق» در ترجمهٔ آیهٔ ۴۱ سورهٔ بقره و مفهوم «بین یدیه» در ترجمهٔ آیهٔ ۶۶ سورهٔ بقره گذشت.
    • «توراة» واژه‌ای عبری به‌معنی «قانون» و «انجیل» واژه‌ای یونانی به‌معنی «بشارت» است و به‌خاطر نام خاص بودن ترجمه نمی‌شود.
    اقتُرحت في المنشور #٢٣٥٤ · ١٧ يناير ٢٠٢٣
  4. ٤

    مِن قَبْلُ هُدًۭى لِّلنَّاسِ وَأَنزَلَ ٱلْفُرْقَانَ ۗ إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ بِـَٔايَٰتِ ٱللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌۭ شَدِيدٌۭ ۗ وَٱللَّهُ عَزِيزٌۭ ذُو ٱنتِقَامٍ ﴿٤﴾

    پیش از این برای راهبری مردم؛ و فرقان را فرو فرستاد. به‌راستی کسانی که دربارهٔ نشانه‌های خدا حق‌پوشی کردند عذابی شدید خواهند داشت. و خدا عزتمند و اهل برخورد کردن است.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    • «فرقان» به‌معنی «وسیلهٔ تشخیص (حق و باطل)» است، اما از آنجا که به‌عنوان یکی از اسامی قرآن به‌کار رفته است نباید ترجمه شود.
    • «انتقام» از مادهٔ «نقم» به‌معنی «مؤاخذه و ناخشنودی» است که در تعابیر رایج به آن «برخورد کردن» می‌گویند. باب افتعال، انتخاب و انجام این مفهوم را بیان می‌کند.
    اقتُرحت في المنشور #٢٣٥٤ · ١٧ يناير ٢٠٢٣
  5. ٥

    إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَخْفَىٰ عَلَيْهِ شَىْءٌۭ فِى ٱلْأَرْضِ وَلَا فِى ٱلسَّمَآءِ ﴿٥﴾

    به‌راستی که خدا هیچ چیزی در زمین و نه در آسمان بر او پوشیده نیست.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    • مادهٔ «خفي» به‌معنی «پوشیده شدن و استتار» است.
    اقتُرحت في المنشور #٢٣٥٤ · ١٧ يناير ٢٠٢٣
  6. ٦

    هُوَ ٱلَّذِى يُصَوِّرُكُمْ فِى ٱلْأَرْحَامِ كَيْفَ يَشَآءُ ۚ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلْحَكِيمُ ﴿٦﴾

    او کسی است که شما را آن‌گونه که می‌خواهد در زهدان‌ها نگارگری می‌کند؛ هیچ معبودی جز او که عزتمند و فرزانه است وجود ندارد.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    • «رَحِم» به‌معنی «عامل برقراری مهر و محبت» است که هم به خویشان بر اساس پیوسته بودن رشتهٔ محبت میان آنها و هم به زهدان که محل برخورداری از بالاترین درجات مهر مادری است اطلاق می‌شود.
    اقتُرحت في المنشور #٢٣٥٤ · ١٧ يناير ٢٠٢٣
  7. ٧

    هُوَ ٱلَّذِىٓ أَنزَلَ عَلَيْكَ ٱلْكِتَٰبَ مِنْهُ ءَايَٰتٌۭ مُّحْكَمَٰتٌ هُنَّ أُمُّ ٱلْكِتَٰبِ وَأُخَرُ مُتَشَٰبِهَٰتٌۭ ۖ فَأَمَّا ٱلَّذِينَ فِى قُلُوبِهِمْ زَيْغٌۭ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَٰبَهَ مِنْهُ ٱبْتِغَآءَ ٱلْفِتْنَةِ وَٱبْتِغَآءَ تَأْوِيلِهِۦ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُۥٓ إِلَّا ٱللَّهُ ۗ وَٱلرَّٰسِخُونَ فِى ٱلْعِلْمِ يَقُولُونَ ءَامَنَّا بِهِۦ كُلٌّۭ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّآ أُو۟لُوا۟ ٱلْأَلْبَٰبِ ﴿٧﴾

    او کسی است که کتاب را بر تو فرو فرستاد؛ بخشی از آن، آیه‌هایی روشن و قطعی است که آنها اصل و اساس کتاب‌اند و برخی دیگر مبهم‌اند. اما کسانی که در دل‌هایشان انحرافی وجود دارد، برای آشوب‌طلبی و به‌منظور بازگرداندنش به معنایی خاص، بخش‌های مبهم آن را پیگیری می‌کنند؛ در حالی که آنچه به آن بازگشت می‌کند را جز خدا نمی‌داند و استواران در دانش می‌گویند: «به آن ایمان آوردیم؛ همگی از نزد خداوندگارمان است.» و جز صاحب‌دلان توجه نمی‌کنند.

    ملاحظات على الترجمة (٨)
    • «محکم» از مادهٔ «حکم» به‌معنی «چیزی که روشن و قطعی و بدون تردید و ابهام باشد» است.
    • «امّ» از مادهٔ «أمم» به‌معنی «قصد همراه با توجه» است و به مادر و همچنین به اصل و مرجع هر امری از آن جهت که محل توجه قرار می‌گیرد اطلاق می‌شود.
    • «متشابه» نقطهٔ مقابل «محکم» و به‌معنی «چیزی که قطعیت و صراحت ندارد» است که به آن «مبهم» نیز گفته می‌شود.
    • «زیغ» به‌معنی «تمایل از حق» است که به آن «انحراف» می‌گویند.
    • «تأویل» به‌معنی «باز گرداندن» است و برای «باز گرداندن مفهوم یک متن یا مطلب به معنایی خاص» به‌کار می‌رود.
    • «رسوخ» به‌معنی «ثبات و نفوذ پیدا کردن در یک جایگاه» است که در تعابیر عامیانه به آن «قرص و محکم شدن» یا «جاگیر شدن» و در تعابیر ادبی به آن «استواری» می‌گویند.
    • استینافیه یا عاطفه بودن واو قبل از «الراسخون» به مباحث تفسیری مربوط است؛ ولی در هر صورت، آگاهی راسخان در علم از تأویل آیات متشابه با دلایل دیگر ثابت می‌شود؛ همان‌گونه که در برخی از آیات، علم به غیب از غیر خدا نفی شده ولی در برخی دیگر برای کسانی که خدا بخواهد اثبات شده است.
    • توضیح معادل «متذکّر شدن» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۲۱ سورهٔ بقره گذشت.
    اقتُرحت في المنشور #٢٣٥٩ · ٢٨ يناير ٢٠٢٣
  8. ٨

    رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً ۚ إِنَّكَ أَنتَ ٱلْوَهَّابُ ﴿٨﴾

    ای خداوندگار ما، پس از آنکه ما را راهبری کردی دل‌هایمان را منحرف مساز و از پیشگاه خودت رحمتی ارزانی‌مان دار که به‌راستی تویی که بسیار عطابخشی.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    • «هبة» از مادهٔ «وهب» به‌معنی «عطا و بخشش، بدون توجه به عوض آن» است.
    • «لدن» بیانگر «قرب و نزدیکی متصل» است.
    اقتُرحت في المنشور #٢٣٥٩ · ٢٨ يناير ٢٠٢٣
  9. ٩

    رَبَّنَآ إِنَّكَ جَامِعُ ٱلنَّاسِ لِيَوْمٍۢ لَّا رَيْبَ فِيهِ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُخْلِفُ ٱلْمِيعَادَ ﴿٩﴾

    ای خداوندگار ما، به‌راستی تو مردم را برای روزی که هیچ تردیدی در آن نیست گرد می‌آوری؛ قطعاً خدا وعده را پشت گوش نمی‌اندازد.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    • «إخلاف» به‌معنی «به پشت انداختن» و کنایه از بی‌توجهی است که در تعابیر رایج به آن «پشت گوش انداختن» می‌گویند.
    • «میعاد» اسم آلت از «وعد» و به‌معنی «چیزی که موجب تعهد و الزام شود» است که در فارسی به آن «وعده» یا «قول» می‌گویند.
    اقتُرحت في المنشور #٢٣٥٩ · ٢٨ يناير ٢٠٢٣
  10. ١٠

    إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ لَن تُغْنِىَ عَنْهُمْ أَمْوَٰلُهُمْ وَلَآ أَوْلَٰدُهُم مِّنَ ٱللَّهِ شَيْـًۭٔا ۖ وَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمْ وَقُودُ ٱلنَّارِ ﴿١٠﴾

    به‌راستی کسانی که حق‌پوشی کردند، هرگز نه دارایی‌هایشان و نه فرزندانشان هیچ نیازی از آنها را در قبال خدا برطرف نمی‌سازد و ایشان‌اند که سوخت آتش‌اند.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    • «اغناء عن أحد» به‌معنی «کمک به یک فرد و رفع نیاز او» است و «اغناء من شیئ» با توجه به کاربردهای متعددش در قرآن به‌معنی «کمک و رفع نیاز در قبال یک موضوع» است. مانند تعبیر آیهٔ ۲۱ سورهٔ ابراهیم: «فَهَلْ أَنتُم مُّغْنُونَ عَنَّا مِنْ عَذَابِ اللَّه» که یعنی «آیا شما نیاز ما را در قبال عذاب خدا برطرف می‌کنید؟»
    • توضیح معنای «وقود» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۴ سورهٔ بقره گذشت.
    اقتُرحت في المنشور #٢٣٥٩ · ٢٨ يناير ٢٠٢٣
  11. ١١

    كَدَأْبِ ءَالِ فِرْعَوْنَ وَٱلَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ ۚ كَذَّبُوا۟ بِـَٔايَٰتِنَا فَأَخَذَهُمُ ٱللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ ۗ وَٱللَّهُ شَدِيدُ ٱلْعِقَابِ ﴿١١﴾

    همچون روش همیشگی فرعونیان و کسانی که پیش از آنها بودند. آنان نشانه‌های ما را دروغ شمردند؛ پس خدا به‌سبب گناهانشان گرفتارشان کرد. و خدا پیامدهای سختی در نظر می‌گیرد.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    • «دأب» به‌معنی «برنامهٔ مهم و مداوم» است.
    • توضیح مربوط به مفهوم «شدید العقاب» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۹۶ سوره بقره گذشت.
    اقتُرحت في المنشور #٢٣٥٩ · ٢٨ يناير ٢٠٢٣
  12. ١٢

    قُل لِّلَّذِينَ كَفَرُوا۟ سَتُغْلَبُونَ وَتُحْشَرُونَ إِلَىٰ جَهَنَّمَ ۚ وَبِئْسَ ٱلْمِهَادُ ﴿١٢﴾

    به کسانی که حق‌پوشی کردند بگو: «به‌زودی شکست خواهید خورد و به‌سوی دوزخ بر انگیخته و گرد آورده می‌شوید که بد جایگاهی است.

    ملاحظات على الترجمة (٣)
    • «غلبه» به‌معنی «برتری یافتن همراه با قدرت» و نقطهٔ مقابل آن «مغلوب شدن» است که اگرچه با «شکست خوردن» تفاوتی اندک دارد، ولی معادل نزدیک‌تری برای آن یافت نشد.
    • توضیح معنای «حشر» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۰۳ سورهٔ بقره گذشت.
    • توضیح معنای «مهاد» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۰۶ سورهٔ بقره گذشت.
    اقتُرحت في المنشور #٢٣٦٥ · ١٨ فبراير ٢٠٢٣
  13. ١٣

    قَدْ كَانَ لَكُمْ ءَايَةٌۭ فِى فِئَتَيْنِ ٱلْتَقَتَا ۖ فِئَةٌۭ تُقَٰتِلُ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ وَأُخْرَىٰ كَافِرَةٌۭ يَرَوْنَهُم مِّثْلَيْهِمْ رَأْىَ ٱلْعَيْنِ ۚ وَٱللَّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِهِۦ مَن يَشَآءُ ۗ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَعِبْرَةًۭ لِّأُو۟لِى ٱلْأَبْصَٰرِ ﴿١٣﴾

    قطعاً در دو گروهی که با هم روبرو شدند نشانه‌ای برای شما وجود داشت؛ گروهی در راه خدا می‌جنگید و گروه دیگر پوشانندهٔ حق بود و به چشم خود آنها را دو برابر خودشان می‌دیدند. و خدا با حمایتش از هر کس که بخواهد پشتیبانی می‌کند. به‌راستی در آن عبرتی برای اهل بینش است.

    ملاحظات على الترجمة (٤)
    • توضیح معنای «فئة» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۴۹ سورهٔ بقره گذشت.
    • «رأي العین» به‌معنی «دیدن با چشم» است که برای تأکید بر مشاهدهٔ دقیق و واقعی به‌کار می‌رود و در تعابیر رایج فارسی به آن «با چشم خود دیدن» می‌گویند. منظور از آوردن چنین تعبیری در آیه این است که کافران در جنگ بدر واقعاً جمعیت مؤمنان را دو برابر تعداد خودشان می‌دیدند و این‌گونه در دل‌هایشان ترس افکنده شد.
    • مادهٔ «نصر» به‌معنی «یاری کردن در برابر کسی» است و با مادهٔ «عون» که «یاری کردن بدون در نظر گرفتن طرف مقابل» را بیان می‌کند تفاوت دارد. در فارسی برای کمک به یکی از طرفین نزاع معمولاً از تعبیر «حمایت کردن» استفاده می‌شود.
    • توضیح معنای «تأیید» در ترجمهٔ آیهٔ ۸۷ سورهٔ بقره گذشت.
    اقتُرحت في المنشور #٢٣٦٥ · ١٨ فبراير ٢٠٢٣
  14. ١٤

    زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ ٱلشَّهَوَٰتِ مِنَ ٱلنِّسَآءِ وَٱلْبَنِينَ وَٱلْقَنَٰطِيرِ ٱلْمُقَنطَرَةِ مِنَ ٱلذَّهَبِ وَٱلْفِضَّةِ وَٱلْخَيْلِ ٱلْمُسَوَّمَةِ وَٱلْأَنْعَٰمِ وَٱلْحَرْثِ ۗ ذَٰلِكَ مَتَٰعُ ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا ۖ وَٱللَّهُ عِندَهُۥ حُسْنُ ٱلْمَـَٔابِ ﴿١٤﴾

    علاقه به امیال نفسانی از قبیل زنان و فرزندان و ثروت‌های هنگفت گرد آمده از قبیل طلا و نقره و اسب‌های نشاندار و دام‌ها و محصولات کشاورزی برای مردم جذابیت داده شده است. آن بهرهٔ زندگانی دنیاست، ولی خدا نزد او بازگشت نیکوست.

    ملاحظات على الترجمة (٦)
    • «شهوة» به‌معنی «تمایل شدید» است.
    • «بنین» جمع «ابن» به‌معنی «فرزند و هر چه از دیگری متولد شود» است که وقتی در برابر «بنت» به‌کار نرفته باشد، هم دختر و هم پسر را در بر می‌گیرد.
    • «قناطیر» جمع «قنطار» به‌معنی «دارایی فراوان» است و «مقنطرة» اسم مفعول آن و به‌معنی «دارایی فراوان گرد آمده» است که در تعابیر رایج به آن «ثروت‌های هنگفت گرد آمده» گفته می‌شود.
    • «خیل» در اصل به‌معنی «حالت آمادگی و تبختر» است و چون «اسب» حیوانی است که حالت خودنمایی دارد، این واژه برایش به‌کار می‌رود.
    • «انعام» جمع «نَعَم» به‌معنی «چارپایانی که از گوشت و شیر و محصولات آنها استفاده می‌شود» است که به آن «دام» می‌گویند.
    • توضیح معنای «حرث» و تفاوت آن با دیدگاه مشهور در ترجمهٔ آیهٔ ۲۲۳ سورهٔ بقره گذشت.
    اقتُرحت في المنشور #٢٣٦٥ · ١٨ فبراير ٢٠٢٣
  15. ١٥

    ۞ قُلْ أَؤُنَبِّئُكُم بِخَيْرٍۢ مِّن ذَٰلِكُمْ ۚ لِلَّذِينَ ٱتَّقَوْا۟ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّٰتٌۭ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَا وَأَزْوَٰجٌۭ مُّطَهَّرَةٌۭ وَرِضْوَٰنٌۭ مِّنَ ٱللَّهِ ۗ وَٱللَّهُ بَصِيرٌۢ بِٱلْعِبَادِ ﴿١٥﴾

    بگو: «آیا بهتر از آن را به شما خبر دهم؟ کسانی که پروا داشته باشند، نزد خداوندگارشان باغ‌هایی خواهند داشت که از زیرشان جوی‌ها روان است در حالی که در آنها جاودانه خواهند بود و همسرانی پاکیزه و خشنودی فراوانی از جانب خدا خواهند داشت و خدا به بندگان بیناست.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    • مصدر بر وزن فعلان بر فراوانی دلالت دارد و لذا «رضوان» از مادهٔ «رضي» بیانگر «خشنودی فراوان و توافق شدید» است.
    اقتُرحت في المنشور #٢٣٦٥ · ١٨ فبراير ٢٠٢٣
  16. ١٦

    ٱلَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَآ إِنَّنَآ ءَامَنَّا فَٱغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَقِنَا عَذَابَ ٱلنَّارِ ﴿١٦﴾

    آنان که می‌گویند: «ای خداوندگار ما، به‌راستی ما ایمان آوردیم؛ پس گناهانمان را بیامرز و ما را از عذاب آتش حفظ فرما.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    • «ق» فعل امر از مادهٔ «وقي» به‌معنی «حفظ و مراقبت کردن» است.
    اقتُرحت في المنشور #٢٣٦٥ · ١٨ فبراير ٢٠٢٣
  17. ١٧

    ٱلصَّٰبِرِينَ وَٱلصَّٰدِقِينَ وَٱلْقَٰنِتِينَ وَٱلْمُنفِقِينَ وَٱلْمُسْتَغْفِرِينَ بِٱلْأَسْحَارِ ﴿١٧﴾

    همان شکیبایان و راستگویان و سربه‌فرمانان و انفاق‌کنندگان و آمرزش‌طلبان در سحرگاهان.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    اقتُرحت في المنشور #٢٣٦٥ · ١٨ فبراير ٢٠٢٣
  18. ١٨

    شَهِدَ ٱللَّهُ أَنَّهُۥ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ وَٱلْمَلَٰٓئِكَةُ وَأُو۟لُوا۟ ٱلْعِلْمِ قَآئِمًۢا بِٱلْقِسْطِ ۚ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلْحَكِيمُ ﴿١٨﴾

    خدا در حالی که نظامی عادلانه را برپا کرده گواه است که قطعاً معبودی جز او نیست و فرشتگان و اهل دانش نیز. هیچ معبودی جز آن عزّتمند فرزانه نیست.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    • «قائم» به‌معنی «بر پا خاسته» است، ولی وقتی با حرف «ب» به‌کار می‌رود مفهوم انجام کاری خاص را بیان می‌کند.
    • توضیح معنای «قسط» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۸۲ سورهٔ بقره گذشت.
    اقتُرحت في المنشور #٢٣٦٩ · ٢٦ فبراير ٢٠٢٣
  19. ١٩

    إِنَّ ٱلدِّينَ عِندَ ٱللَّهِ ٱلْإِسْلَٰمُ ۗ وَمَا ٱخْتَلَفَ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَٰبَ إِلَّا مِنۢ بَعْدِ مَا جَآءَهُمُ ٱلْعِلْمُ بَغْيًۢا بَيْنَهُمْ ۗ وَمَن يَكْفُرْ بِـَٔايَٰتِ ٱللَّهِ فَإِنَّ ٱللَّهَ سَرِيعُ ٱلْحِسَابِ ﴿١٩﴾

    به‌راستی دین نزد خدا تسلیم حق بودن است. و کسانی که کتاب به آنها داده شد، جز پس از آنکه دانش برایشان آمد، از سر زیاده‌خواهی میان خود، اختلاف نکردند. و هر کس نسبت به نشانه‌های خدا حق‌پوشی نماید، قطعاً خدا با سرعت محاسبه می‌کند.

    ملاحظات على الترجمة (٤)
    • اگرچه در ترجمهٔ آیهٔ ۴ سورهٔ حمد توضیح داده شد که «دین» به‌معنی «حساب و کتاب» است، اما از آنجا که قرآن «زندگی درست و با حساب و کتاب» را آیینی می‌داند که در فارسی نیز به آن «دین» گفته می‌شود، در ترجمه از همان تعبیر استفاده شد.
    • «اسلام» به‌معنی «تسلیم بودن» است و با توجه به کاربردهای این واژه در قرآن می‌فهمیم منظور از آن، «تسلیم بودن در برابر حقیقت» است و نه آیینی در برابر سایر ادیان.
    • «بغي» به‌معنای «طلب شدید و زیاده‌خواهی» است.
    • توضیح معنای «سریع الحساب» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۰۲ سورهٔ بقره گذشت.
    اقتُرحت في المنشور #٢٣٦٩ · ٢٦ فبراير ٢٠٢٣
  20. ٢٠

    فَإِنْ حَآجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِىَ لِلَّهِ وَمَنِ ٱتَّبَعَنِ ۗ وَقُل لِّلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَٰبَ وَٱلْأُمِّيِّۦنَ ءَأَسْلَمْتُمْ ۚ فَإِنْ أَسْلَمُوا۟ فَقَدِ ٱهْتَدَوا۟ ۖ وَّإِن تَوَلَّوْا۟ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ ٱلْبَلَٰغُ ۗ وَٱللَّهُ بَصِيرٌۢ بِٱلْعِبَادِ ﴿٢٠﴾

    اما اگر با تو بحث کردند بگو: «روی خودم را تسلیم خدا قرار دادم و هر کس از من پیروی کند نیز.» و به کسانی که به آنها کتاب داده شده است و به غیر اهل کتاب بگو: «آیا تسلیم حق‌اید؟» پس اگر تسلیم حق بودند که راه یافته‌اند؛ اما اگر رویگردان شدند، فقط رساندن پیام بر عهدهٔ توست. و خدا به بندگان بیناست.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    اقتُرحت في المنشور #٢٣٦٩ · ٢٦ فبراير ٢٠٢٣
  21. ٢١

    إِنَّ ٱلَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِـَٔايَٰتِ ٱللَّهِ وَيَقْتُلُونَ ٱلنَّبِيِّۦنَ بِغَيْرِ حَقٍّۢ وَيَقْتُلُونَ ٱلَّذِينَ يَأْمُرُونَ بِٱلْقِسْطِ مِنَ ٱلنَّاسِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ ﴿٢١﴾

    به‌راستی آنان که نسبت به نشانه‌های خدا حق‌پوشی می‌کنند و پیامبران را به‌ناحق می‌کشند و کسانی از مردم را که به عدالت فرمان می‌دهند می‌کشند، پس آنها را به عذابی دردناک مژده بده.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    • «بشارت» به‌معنی «مژده» است و به‌کار رفتن آن برای وعدهٔ عذاب، علاوه بر تأکید در هشدار، نوعی کنایه دربارهٔ رسیدن افراد به آنچه در واقع در پی آن بوده‌اند را در بر دارد.
    اقتُرحت في المنشور #٢٣٦٩ · ٢٦ فبراير ٢٠٢٣
  22. ٢٢

    أُو۟لَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ حَبِطَتْ أَعْمَٰلُهُمْ فِى ٱلدُّنْيَا وَٱلْءَاخِرَةِ وَمَا لَهُم مِّن نَّٰصِرِينَ ﴿٢٢﴾

    آنها کسانی‌اند که اعمالشان در دنیا و سرای واپسین از اعتبار افتاده است و هیچ حامیانی ندارند.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    اقتُرحت في المنشور #٢٣٦٩ · ٢٦ فبراير ٢٠٢٣
  23. ٢٣

    أَلَمْ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ نَصِيبًۭا مِّنَ ٱلْكِتَٰبِ يُدْعَوْنَ إِلَىٰ كِتَٰبِ ٱللَّهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ يَتَوَلَّىٰ فَرِيقٌۭ مِّنْهُمْ وَهُم مُّعْرِضُونَ ﴿٢٣﴾

    آیا کسانی را که قسمتی از کتاب به آنها داده شده است ندیدی که به کتاب خدا فرا خوانده می‌شوند تا میانشان داوری کند، آن‌گاه گروهی از آنها در حالی که بی‌اعتنایند، رویگردان می‌شوند.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    اقتُرحت في المنشور #٢٣٧٠ · ٥ مارس ٢٠٢٣
  24. ٢٤

    ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا۟ لَن تَمَسَّنَا ٱلنَّارُ إِلَّآ أَيَّامًۭا مَّعْدُودَٰتٍۢ ۖ وَغَرَّهُمْ فِى دِينِهِم مَّا كَانُوا۟ يَفْتَرُونَ ﴿٢٤﴾

    آن بدین سبب است که می‌گویند: «هرگز جز روزهایی انگشت‌شمار آتش به ما نخواهد رسید» و آنچه می‌بافتند، آنها را دربارهٔ دینشان فریفته بود.

    ملاحظات على الترجمة (٣)
    • اگرچه «قالوا» ماضی است، اما با توجه به سیاق آیهٔ قبل بهتر است مضارع معنی شود.
    • توضیح معنای «ایاماً معدودات» و نیز مفهوم «مسّ» در ترجمهٔ آیهٔ ۸۰ سورهٔ بقره گذشت.
    • «افتراء» در اصل به‌معنی «اندازه‌گیری و بریدن» و تعبیری کنایی برای «دروغ‌سازی» است که در فارسی به آن «بافتن» می‌گویند.
    اقتُرحت في المنشور #٢٣٧٠ · ٥ مارس ٢٠٢٣
  25. ٢٥

    فَكَيْفَ إِذَا جَمَعْنَٰهُمْ لِيَوْمٍۢ لَّا رَيْبَ فِيهِ وَوُفِّيَتْ كُلُّ نَفْسٍۢ مَّا كَسَبَتْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ ﴿٢٥﴾

    پس چگونه خواهند بود وقتی آنها را برای روزی که تردیدی در آن نیست گرد آوریم و هر کس آنچه را به‌دست آورده باشد به‌صورت کامل دریافت کند، در حالی که به آنها ستم نمی‌شود.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    • تعبیر «فکیف» به قرینهٔ سیاق جمله به‌معنی «چه حالی خواهند داشت» و کنایه از هشدار نسبت به شرایط سخت پیش روی آنهاست.
    • توضیح مفهوم «توفّي» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۷۲ سورهٔ بقره گذشت.
    اقتُرحت في المنشور #٢٣٧٠ · ٥ مارس ٢٠٢٣
  26. ٢٦

    قُلِ ٱللَّهُمَّ مَٰلِكَ ٱلْمُلْكِ تُؤْتِى ٱلْمُلْكَ مَن تَشَآءُ وَتَنزِعُ ٱلْمُلْكَ مِمَّن تَشَآءُ وَتُعِزُّ مَن تَشَآءُ وَتُذِلُّ مَن تَشَآءُ ۖ بِيَدِكَ ٱلْخَيْرُ ۖ إِنَّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ قَدِيرٌۭ ﴿٢٦﴾

    بگو: «خدایا، ای صاحب‌اختیار زمامداری، به هر کس بخواهی زمامداری می‌دهی و از هر کس بخواهی زمامداری را می‌گیری و هر کس را بخواهی عزّت می‌بخشی و هر کس را بخواهی خوار می‌کنی. همهٔ خوبی‌ها به‌دست توست؛ به‌راستی تو بر هر کاری توانایی.

    ملاحظات على الترجمة (٤)
    • «اللّهمّ» همان «یا الله» است که حرف ندای آن به میم تبدیل شده است.
    • نصب «مالک» نشانگر منادا بودن آن است.
    • الف و لام در «الخیر» بیانگر استغراق است.
    • در ترجمهٔ آیهٔ ۲۰ سورهٔ بقره دربارهٔ دلیل ترجمهٔ «شيء» به «کار» توضیح داده شد.
    اقتُرحت في المنشور #٢٣٧٠ · ٥ مارس ٢٠٢٣
  27. ٢٧

    تُولِجُ ٱلَّيْلَ فِى ٱلنَّهَارِ وَتُولِجُ ٱلنَّهَارَ فِى ٱلَّيْلِ ۖ وَتُخْرِجُ ٱلْحَىَّ مِنَ ٱلْمَيِّتِ وَتُخْرِجُ ٱلْمَيِّتَ مِنَ ٱلْحَىِّ ۖ وَتَرْزُقُ مَن تَشَآءُ بِغَيْرِ حِسَابٍۢ ﴿٢٧﴾

    «شب را در روز در می‌آمیزی و روز را در شب در می‌آمیزی و زنده را از مرده بر می‌آوری و مرده را از زنده بر می‌آوری و به هر کس بخواهی بی‌حساب روزی می‌دهی.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    • «ولوج» به‌معنی «مرحلهٔ ابتدایی وارد شدن چیزی به چیز دیگری که متصل به آن باشد» است که با «داخل شدن» متفاوت و به «در آمیختن» نزدیک‌تر است. تعبیر «در آمیختن شب و روز در یکدیگر» می‌تواند بیانگر تبدیل شدن آنها همراه با کاهش و افزایش تدریجی هر یک نسبت به دیگری باشد.
    اقتُرحت في المنشور #٢٣٧٠ · ٥ مارس ٢٠٢٣
  28. ٢٨

    لَّا يَتَّخِذِ ٱلْمُؤْمِنُونَ ٱلْكَٰفِرِينَ أَوْلِيَآءَ مِن دُونِ ٱلْمُؤْمِنِينَ ۖ وَمَن يَفْعَلْ ذَٰلِكَ فَلَيْسَ مِنَ ٱللَّهِ فِى شَىْءٍ إِلَّآ أَن تَتَّقُوا۟ مِنْهُمْ تُقَىٰةًۭ ۗ وَيُحَذِّرُكُمُ ٱللَّهُ نَفْسَهُۥ ۗ وَإِلَى ٱللَّهِ ٱلْمَصِيرُ ﴿٢٨﴾

    مؤمنان نباید حق‌پوشان را به‌جای مؤمنان به‌عنوان گردانندهٔ امور خود برگزینند - و هر کس چنان کند، هیچ رابطه‌ای با خدا ندارد - مگر اینکه با نوعی تقیّه در برابر آنها از خود مراقبت کنید. و خدا شما را از خودش بر حذر می‌دارد. و سرانجام به‌سوی خداست.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    • «ولي» به‌معنی «کسی که تدبیر و رسیدگی به امور دیگری را بر عهده می‌گیرد و اراده‌اش در این امور اولویت دارد» است که در تعابیر رایج به چنین کسی «سرپرست» یا «گردانندهٔ امور» می‌گویند.
    • تعبیر «لیس من... في شيء» که در آیهٔ ۱۵۷ سورهٔ انعام نیز به‌کار رفته، اصطلاحی است برای بیان «بیزاری و نداشتن هیچ‌گونه نسبت و رابطه».
    اقتُرحت في المنشور #٢٣٧٢ · ١٢ مارس ٢٠٢٣
  29. ٢٩

    قُلْ إِن تُخْفُوا۟ مَا فِى صُدُورِكُمْ أَوْ تُبْدُوهُ يَعْلَمْهُ ٱللَّهُ ۗ وَيَعْلَمُ مَا فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِى ٱلْأَرْضِ ۗ وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ قَدِيرٌۭ ﴿٢٩﴾

    بگو: «اگر آنچه را در سینه‌هایتان است پنهان کنید یا آشکارش سازید، خدا آن را می‌داند. و آنچه را در آسمان‌ها و آنچه را در زمین است می‌داند. و خدا بر هر کاری تواناست.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    اقتُرحت في المنشور #٢٣٧٢ · ١٢ مارس ٢٠٢٣
  30. ٣٠

    يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍۢ مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍۢ مُّحْضَرًۭا وَمَا عَمِلَتْ مِن سُوٓءٍۢ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَهَا وَبَيْنَهُۥٓ أَمَدًۢا بَعِيدًۭا ۗ وَيُحَذِّرُكُمُ ٱللَّهُ نَفْسَهُۥ ۗ وَٱللَّهُ رَءُوفٌۢ بِٱلْعِبَادِ ﴿٣٠﴾

    روزی که هر کس آنچه خوبی کرده باشد را حاضر شده می‌یابد و آنچه بدی کرده باشد را نیز؛ و آرزو می‌کند ای کاش میان آنها و او فاصله‌ای دور بود. و خدا شما را از خودش بر حذر می‌دارد. و خدا با بندگان بارأفت است.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    • مادهٔ «ودد» در اصل به‌معنی «دوست داشتن» است و همان‌گونه که در فارسی تعبیر «دوست داشتن» برای بیان «آرزو» به‌کار می‌رود، در عربی نیز همین‌گونه است.
    اقتُرحت في المنشور #٢٣٧٢ · ١٢ مارس ٢٠٢٣
  31. ٣١

    قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ ٱللَّهَ فَٱتَّبِعُونِى يُحْبِبْكُمُ ٱللَّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ ۗ وَٱللَّهُ غَفُورٌۭ رَّحِيمٌۭ ﴿٣١﴾

    بگو: «اگر خدا را دوست دارید مرا پیروی کنید تا خدا شما را دوست داشته باشد و گناهانتان را بیامرزد. و خدا آمرزنده و مهربان است.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    • تعبیر «ان کنتم» که بارها در قرآن به‌کار رفته، با اینکه ماضی است، معنای گذشته نمی‌دهد و معمولاً مفهوم «اگر هستید» را بیان می‌کند.
    اقتُرحت في المنشور #٢٣٧٢ · ١٢ مارس ٢٠٢٣
  32. ٣٢

    قُلْ أَطِيعُوا۟ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ ۖ فَإِن تَوَلَّوْا۟ فَإِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ ٱلْكَٰفِرِينَ ﴿٣٢﴾

    بگو: «از خدا و این فرستاده فرمان برید.» اما اگر رویگردان شدند، به‌راستی خدا حق‌پوشان را دوست ندارد.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    • «الرسول» به‌معنی «فرستاده» است و نه «پیامبر» و با توجه به داشتن الف و لام تعریف، منظور از آن، این فرستادهٔ خاص خداست.
    • توضیح معنای «تولّي» در ترجمهٔ آیهٔ ۸۳ سورهٔ بقره گذشت.
    اقتُرحت في المنشور #٢٣٧٢ · ١٢ مارس ٢٠٢٣
  33. ٣٣

    ۞ إِنَّ ٱللَّهَ ٱصْطَفَىٰٓ ءَادَمَ وَنُوحًۭا وَءَالَ إِبْرَٰهِيمَ وَءَالَ عِمْرَٰنَ عَلَى ٱلْعَٰلَمِينَ ﴿٣٣﴾

    به‌راستی خدا آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را از میان جهانیان برگزید.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    اقتُرحت في المنشور #٢٣٧٥ · ٢٢ مارس ٢٠٢٣
  34. ٣٤

    ذُرِّيَّةًۢ بَعْضُهَا مِنۢ بَعْضٍۢ ۗ وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿٣٤﴾

    دودمانی که اعضایش همچون یکدیگرند؛ و خدا شنوا و داناست.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    • توضیح معنای «ذرّیة» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۲۴ سورهٔ بقره گذشت.
    • تعبیر «بعضهم من بعض» و «بعضکم من بعض» و «بعضها من بعض» در قرآن برای بیان اشتراک و یکسان بودن ویژگی‌های گروهی از افراد به‌کار رفته است. لذا ترجمه‌های رایج مثل «بعضی از آنها از نسل بعضی دیگرند» صحیح نیست. در فارسی برای بیان چنین منظوری از تعابیری چون «از جنس هم‌اند» یا «سر و ته یک کرباس‌اند» نیز استفاده می‌شود.
    اقتُرحت في المنشور #٢٣٧٥ · ٢٢ مارس ٢٠٢٣
  35. ٣٥

    إِذْ قَالَتِ ٱمْرَأَتُ عِمْرَٰنَ رَبِّ إِنِّى نَذَرْتُ لَكَ مَا فِى بَطْنِى مُحَرَّرًۭا فَتَقَبَّلْ مِنِّىٓ ۖ إِنَّكَ أَنتَ ٱلسَّمِيعُ ٱلْعَلِيمُ ﴿٣٥﴾

    آن‌گاه که زن عمران گفت: «ای خداوندگارم، من برایت نذر کردم آنچه در دلم است خادم مقیم معبد باشد؛ پس از من بپذیر که به‌راستی تویی آن شنوای دانا.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    • «بطن» به «چیزی که در درون و پنهان است» گفته می‌شود و معمولاً برای «شکم» و گاهی برای «رحم» به‌کار می‌رود؛ اما در فارسی اغلب برای بیان هر دو معنا از «دل» استفاده می‌شود.
    • «محرَّر» در لغت به‌معنی «آزاد شده» است، ولی در فرهنگ آن دوران بنی‌اسرائیل، «کسی که از هر کار و تعلقی رها می‌شد تا در معبد بماند و آنجا خدمت و عبادت کند» را به این نام می‌شناختند و این واژه معنایی شبیه «معتکف» همراه با مفهوم «خادم مسجد» در فرهنگ اسلامی را در بر داشته است.
    اقتُرحت في المنشور #٢٣٧٥ · ٢٢ مارس ٢٠٢٣
  36. ٣٦

    فَلَمَّا وَضَعَتْهَا قَالَتْ رَبِّ إِنِّى وَضَعْتُهَآ أُنثَىٰ وَٱللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا وَضَعَتْ وَلَيْسَ ٱلذَّكَرُ كَٱلْأُنثَىٰ ۖ وَإِنِّى سَمَّيْتُهَا مَرْيَمَ وَإِنِّىٓ أُعِيذُهَا بِكَ وَذُرِّيَّتَهَا مِنَ ٱلشَّيْطَٰنِ ٱلرَّجِيمِ ﴿٣٦﴾

    پس چون او را به دنیا آورد گفت: «ای خداوندگارم، من او را دختر به دنیا آوردم ــ و خدا بهتر می‌دانست چه به دنیا آورده بود و مذکر همچون مؤنث نیست ــ و من او را مریم نامیدم و او را و دودمانش را از شیطان رانده‌شده در پناه تو قرار می‌دهم.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    • استفاده از «به دنیا آوردن» در ترجمهٔ «وضع حمل» و «دختر» برای «أنثی» در آغاز آیه، اگرچه دقیقاً مساوی معنای لغوی آنها نیست، ولی نزدیک‌ترین معادل رایج این تعابیر در زبان فارسی است؛ و در «لیس الذکر کالأنثی» برای حفظ کلیت از «مذکر» و «مؤنث» استفاده شد.
    • عبارت «ولیس الذکر کالأنثی» نیز سخن مادر مریم نیست و در ادامهٔ جملهٔ معترضه‌ای آمده که خدا در این میان مطرح کرده است تا ضمناً به نوعی برتری یا آمادگی بیشتر معنوی زنان اشاره کند. این نکته از تعبیر «مذکر همچون مؤنث نیست» در جایی که انتظار می‌رفت عکس آن گفته شود به‌دست می‌آید.
    اقتُرحت في المنشور #٢٣٧٥ · ٢٢ مارس ٢٠٢٣
  37. ٣٧

    فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍۢ وَأَنۢبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنًۭا وَكَفَّلَهَا زَكَرِيَّا ۖ كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيْهَا زَكَرِيَّا ٱلْمِحْرَابَ وَجَدَ عِندَهَا رِزْقًۭا ۖ قَالَ يَٰمَرْيَمُ أَنَّىٰ لَكِ هَٰذَا ۖ قَالَتْ هُوَ مِنْ عِندِ ٱللَّهِ ۖ إِنَّ ٱللَّهَ يَرْزُقُ مَن يَشَآءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ ﴿٣٧﴾

    پس خداوندگارش او را به خوبی پذیرفت و او را به زیبایی رویاند. و زکریّا را عهده‌دار امور او قرار داد. هر بار که زکریّا در محراب بر او وارد می‌شد، نزد او رزقی می‌یافت. گفت: «ای مریم، چگونه این از آنِ توست؟» گفت: «آن از جانب خداست. به‌راستی خدا هر کس را بخواهد بی‌حساب روزی می‌دهد.

    ملاحظات على الترجمة (٤)
    • «حسن» بسته به کاربردش در جمله، معانی «خوبی»، «زیبایی» و «نیکی» را بیان می‌کند.
    • «انبات» به‌معنی «بیرون آوردن چیزی با رشد دادن آن» است که در فارسی به آن «رویاندن» گفته می‌شود. استفاده از این تعبیر بهتر از تعابیری چون «تربیت کردن» و «بار آوردن» است. زیرا علاوه بر انطباق بیشتر با معنای لغوی، جسمانی و روحانی بودن زیبایی آن حضرت را بهتر بیان می‌کند.
    • «کفالت» به‌معنی «تعهد پیدا کردن نسبت به تأمین امور زندگی دیگری» است و با «ولایت» و «سرپرستی» تفاوت دارد.
    • از آنجا که تعبیر «روزی‌ای» به‌خوبی تلفظ نمی‌شود از «رزقی» که در فارسی نیز به‌کار می‌رود استفاده شد.
    اقتُرحت في المنشور #٢٣٨٣ · ٢٦ مارس ٢٠٢٣
  38. ٣٨

    هُنَالِكَ دَعَا زَكَرِيَّا رَبَّهُۥ ۖ قَالَ رَبِّ هَبْ لِى مِن لَّدُنكَ ذُرِّيَّةًۭ طَيِّبَةً ۖ إِنَّكَ سَمِيعُ ٱلدُّعَآءِ ﴿٣٨﴾

    آنجا بود که زکریّا خداوندگارش را خواند. گفت: «ای خداوندگار من، از پیشگاه خودت دودمانی پاکیزه ارزانی‌ام فرما که به‌راستی تو شنوای دعایی.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    • توضیح معنای «وهب» و «لدن» در ترجمهٔ آیهٔ ۸ همین سوره گذشت.
    • همان‌گونه که در سایر آیات قرآن «ذریّة» را «دودمان» ترجمه می‌کنیم در اینجا نیز باید از همان معادل استفاده کنیم؛ نه آن‌گونه که اغلب مترجمان انجام داده‌اند.
    اقتُرحت في المنشور #٢٣٨٣ · ٢٦ مارس ٢٠٢٣
  39. ٣٩

    فَنَادَتْهُ ٱلْمَلَٰٓئِكَةُ وَهُوَ قَآئِمٌۭ يُصَلِّى فِى ٱلْمِحْرَابِ أَنَّ ٱللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيَىٰ مُصَدِّقًۢا بِكَلِمَةٍۢ مِّنَ ٱللَّهِ وَسَيِّدًۭا وَحَصُورًۭا وَنَبِيًّۭا مِّنَ ٱلصَّٰلِحِينَ ﴿٣٩﴾

    پس در حالی که او در محراب به نماز ایستاده بود، فرشتگان ندایش دادند: «به‌راستی خدا تو را به یحیی که تأییدکنندهٔ کلمه‌ای از جانب خدا و سرور و پرهیزکار و پیامبری از شایستگان است مژده می‌دهد.

    ملاحظات على الترجمة (٣)
    • «تأیید» رایج‌ترین و گویاترین تعبیر برای معنای «تصدیق» در فارسی است.
    • «سیّد» از مادهٔ «سود» به‌معنی «تشخص و برتری» است.
    • «حصور» به‌معنی «کسی که خود را در محدودیت و تنگنا قرار می‌دهد» است. نزدیک‌ترین معادلی که برای آن به نظر می‌رسد «پرهیزکار» است که معمولاً آن را برای ترجمهٔ «متقّي» استفاده می‌کنند؛ در حالی که «پروا» معادل بهتری برای «تقوا» است.
    اقتُرحت في المنشور #٢٣٨٣ · ٢٦ مارس ٢٠٢٣
  40. ٤٠

    قَالَ رَبِّ أَنَّىٰ يَكُونُ لِى غُلَٰمٌۭ وَقَدْ بَلَغَنِىَ ٱلْكِبَرُ وَٱمْرَأَتِى عَاقِرٌۭ ۖ قَالَ كَذَٰلِكَ ٱللَّهُ يَفْعَلُ مَا يَشَآءُ ﴿٤٠﴾

    گفت: «ای خداوندگار من، چگونه پسربچه‌ای داشته باشم در حالی که مرا پیری فرا رسیده است و زنم نازاست؟» گفت: «بدان‌سان خدا هر چه بخواهد می‌کند.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    • مادهٔ «غلم» به‌معنی «بازیگوشی و شهوت بیش از حد» است و به طفلی که هنوز به بلوغ عقلانی نرسیده باشد به‌خاطر غرق بودن در بازیگوشی و شهوات «غلام» می‌گویند. شاید نزدیک‌ترین تعبیر برای این منظور در فارسی «پسربچه» باشد.
    • «الکِبَر» مصدر و به‌معنی «بزرگی یا بزرگسالی» است، ولی از آنجا که در فارسی به جوانان نیز «بزرگسال» گفته می‌شود، بهتر است در ترجمه از واژهٔ «پیر» استفاده شود.
    اقتُرحت في المنشور #٢٣٨٣ · ٢٦ مارس ٢٠٢٣
  41. ٤١

    قَالَ رَبِّ ٱجْعَل لِّىٓ ءَايَةًۭ ۖ قَالَ ءَايَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ ٱلنَّاسَ ثَلَٰثَةَ أَيَّامٍ إِلَّا رَمْزًۭا ۗ وَٱذْكُر رَّبَّكَ كَثِيرًۭا وَسَبِّحْ بِٱلْعَشِىِّ وَٱلْإِبْكَٰرِ ﴿٤١﴾

    گفت: «ای خداوندگار من، برایم نشانه‌ای قرار بده.» گفت: «نشانهٔ تو این است که سه روز جز به اشاره با مردم سخن نگویی و خداوندگارت را بسیار یاد کن و شامگاهان و بامدادان، پاک و منزّه بدان.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    • «عشي» به‌معنی «ورود در تاریکی» و کنایه از «اوایل شب» است و «بکر» به‌معنی «در مرحلهٔ نخست بودن» است و «ابکار» یعنی «تازه کردن و وارد شدن به مرحلهٔ نخست» که کنایه از «ورود به ابتدای روز» است.
    اقتُرحت في المنشور #٢٣٨٣ · ٢٦ مارس ٢٠٢٣
  42. ٤٢

    وَإِذْ قَالَتِ ٱلْمَلَٰٓئِكَةُ يَٰمَرْيَمُ إِنَّ ٱللَّهَ ٱصْطَفَىٰكِ وَطَهَّرَكِ وَٱصْطَفَىٰكِ عَلَىٰ نِسَآءِ ٱلْعَٰلَمِينَ ﴿٤٢﴾

    و آن‌گاه که فرشتگان گفتند: «ای مریم، به‌راستی خدا تو را برگزیده و پاک ساخته و از میان زنان جهانیان برگزیده است.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    اقتُرحت في المنشور #٢٣٨٦ · ٢٧ مارس ٢٠٢٣
  43. ٤٣

    يَٰمَرْيَمُ ٱقْنُتِى لِرَبِّكِ وَٱسْجُدِى وَٱرْكَعِى مَعَ ٱلرَّٰكِعِينَ ﴿٤٣﴾

    ای مریم، خاضعانه فرمانبر خداوندگارت باش و سجده بگزار و همراه رکوع‌کنندگان سر فرود آر.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    اقتُرحت في المنشور #٢٣٨٦ · ٢٧ مارس ٢٠٢٣
  44. ٤٤

    ذَٰلِكَ مِنْ أَنۢبَآءِ ٱلْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ ۚ وَمَا كُنتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُونَ أَقْلَٰمَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ وَمَا كُنتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُونَ ﴿٤٤﴾

    آن از خبرهای ماوراء است که به تو وحیش می‌کنیم و تو وقتی قلم‌هایشان را می‌انداختند که کدامشان عهده‌دار امور مریم باشد پیش آنها نبودی و آن‌گاه که کشمکش می‌کردند پیششان نبودی.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    اقتُرحت في المنشور #٢٣٨٦ · ٢٧ مارس ٢٠٢٣
  45. ٤٥

    إِذْ قَالَتِ ٱلْمَلَٰٓئِكَةُ يَٰمَرْيَمُ إِنَّ ٱللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍۢ مِّنْهُ ٱسْمُهُ ٱلْمَسِيحُ عِيسَى ٱبْنُ مَرْيَمَ وَجِيهًۭا فِى ٱلدُّنْيَا وَٱلْءَاخِرَةِ وَمِنَ ٱلْمُقَرَّبِينَ ﴿٤٥﴾

    آن‌گاه که فرشتگان گفتند: «ای مریم، به‌راستی خدا تو را به کلمه‌ای از جانب خود که نامش مسیح ــ عیسی بن مریم ــ است مژده می‌دهد که در دنیا و سرای واپسین آبرومند و از مقرّبان است.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    • «وجیه» به‌معنی «کسی که دیگران به او توجّه می‌کنند» است و به‌نظر می‌رسد نزدیک‌ترین معادل فارسی برای آن «آبرومند» باشد.
    اقتُرحت في المنشور #٢٣٨٦ · ٢٧ مارس ٢٠٢٣
  46. ٤٦

    وَيُكَلِّمُ ٱلنَّاسَ فِى ٱلْمَهْدِ وَكَهْلًۭا وَمِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ ﴿٤٦﴾

    و در گهواره و در حال توانمندی با مردم سخن می‌گوید و از شایستگان است.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    • «مهد» به‌معنی «محل آرامش و استراحت» است و اختصاصی به «گهواره» ندارد و شامل آغوش مادر و مانند آن نیز می‌شود، ولی تعبیر رایج برای آن همان «گهواره» است.
    • «کهل» در لغت به‌معنی «توانمندی» است و برای دوران بزرگسالی در برابر کودکی که دوران ناتوانی است به‌کار می‌رود.
    اقتُرحت في المنشور #٢٣٨٦ · ٢٧ مارس ٢٠٢٣
  47. ٤٧

    قَالَتْ رَبِّ أَنَّىٰ يَكُونُ لِى وَلَدٌۭ وَلَمْ يَمْسَسْنِى بَشَرٌۭ ۖ قَالَ كَذَٰلِكِ ٱللَّهُ يَخْلُقُ مَا يَشَآءُ ۚ إِذَا قَضَىٰٓ أَمْرًۭا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ ﴿٤٧﴾

    گفت: «ای خداوندگار من، چگونه فرزندی داشته باشم در حالی که هیچ بشری با من رابطه نداشته است؟» گفت: «بدان‌سان خدا آنچه را بخواهد می‌آفریند. او وقتی موضوعی را حتمی کند فقط به آن می‌گوید: «باش» و می‌شود.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    اقتُرحت في المنشور #٢٣٩٤ · ١ أبريل ٢٠٢٣
  48. ٤٨

    وَيُعَلِّمُهُ ٱلْكِتَٰبَ وَٱلْحِكْمَةَ وَٱلتَّوْرَىٰةَ وَٱلْإِنجِيلَ ﴿٤٨﴾

    و به او کتاب و حکمت و تورات و انجیل می‌آموزد.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    اقتُرحت في المنشور #٢٣٩٤ · ١ أبريل ٢٠٢٣
  49. ٤٩

    وَرَسُولًا إِلَىٰ بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ أَنِّى قَدْ جِئْتُكُم بِـَٔايَةٍۢ مِّن رَّبِّكُمْ ۖ أَنِّىٓ أَخْلُقُ لَكُم مِّنَ ٱلطِّينِ كَهَيْـَٔةِ ٱلطَّيْرِ فَأَنفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًۢا بِإِذْنِ ٱللَّهِ ۖ وَأُبْرِئُ ٱلْأَكْمَهَ وَٱلْأَبْرَصَ وَأُحْىِ ٱلْمَوْتَىٰ بِإِذْنِ ٱللَّهِ ۖ وَأُنَبِّئُكُم بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِى بُيُوتِكُمْ ۚ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ﴿٤٩﴾

    و فرستاده‌ای به‌سوی بنی‌اسرائیل که: 'به‌راستی من از جانب خداوندگارتان برایتان نشانه‌ای آورده‌ام: اینکه من برایتان از گل همچون شکل پرنده می‌آفرینم و در آن می‌دمم و به اذن خدا تبدیل به پرنده‌ای می‌شود و کور مادرزاد و مبتلای به پیسی را درمان می‌کنم و مردگان را به اذن خدا زنده می‌کنم و به شما از آنچه می‌خورید و آنچه در خانه‌هایتان ذخیره می‌کنید خبر می‌دهم. به‌راستی اگر مؤمن باشید در آن برای شما نشانه‌ای است.

    ملاحظات على الترجمة (٣)
    • از «أنّي قد جئتکم» مقول «الذي یقول» یا عبارتی شبیه آن است که باید در تقدیر گرفته شود و این گفته تا پایان آیهٔ ۵۱ ادامه دارد. از آنجا که این نقل قول درون نقل قول دیگری قرار گرفته است، از علامت ' برای نشان دادن آن استفاده شد.
    • «أنّي أخلق» تفسیر و توضیح «آیة» است و عطف نیست؛ لذا باید این نکته در ترجمه بازتاب داشته باشد. بر همین اساس از کلمهٔ «که» استفاده شد تا به این نکته اشاره شود.
    • «ابراء» به‌معنی «برطرف کردن ضعف و نقص» است و وقتی دربارهٔ بیماری به‌کار رود، درمان کامل را بیان می‌کند، نه صرف بهبود را.
    اقتُرحت في المنشور #٢٣٩٤ · ١ أبريل ٢٠٢٣
  50. ٥٠

    وَمُصَدِّقًۭا لِّمَا بَيْنَ يَدَىَّ مِنَ ٱلتَّوْرَىٰةِ وَلِأُحِلَّ لَكُم بَعْضَ ٱلَّذِى حُرِّمَ عَلَيْكُمْ ۚ وَجِئْتُكُم بِـَٔايَةٍۢ مِّن رَّبِّكُمْ فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ ﴿٥٠﴾

    و تأییدکننده‌ای برای آنچه پیش از من بود، یعنی تورات. و برای اینکه برخی از آنچه بر شما حرام شده بود را برایتان حلال کنم. و برایتان نشانه‌ای از جانب خداوندگارتان آوردم. پس از خدا پروا کنید و از من فرمان برید.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    • از آنجا که «من» در «من التوراة» بیانیه است، در ترجمه باید از تعابیری مطابق با مفهوم آن استفاده کرد.
    اقتُرحت في المنشور #٢٣٩٤ · ١ أبريل ٢٠٢٣
  51. ٥١

    إِنَّ ٱللَّهَ رَبِّى وَرَبُّكُمْ فَٱعْبُدُوهُ ۗ هَٰذَا صِرَٰطٌۭ مُّسْتَقِيمٌۭ ﴿٥١﴾

    به‌راستی خدا خداوندگار من و خداوندگار شماست، پس او را بندگی کنید که این است راه راست و استوار.'

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    • توضیح معنای «صراط مستقیم» در ترجمهٔ آیهٔ ششم سورهٔ حمد گذشت.
    • گفته‌ای که با «قال» در آیهٔ ۴۷ آغاز شده بود، در پایان این آیه تمام شد. همان‌گونه که گفته‌ٔ آغاز شده از «أنّي قد جئتکم» در آیهٔ ۴۹ نیز اینجا پایان می‌یابد.
    اقتُرحت في المنشور #٢٣٩٤ · ١ أبريل ٢٠٢٣
  52. ٥٢

    ۞ فَلَمَّآ أَحَسَّ عِيسَىٰ مِنْهُمُ ٱلْكُفْرَ قَالَ مَنْ أَنصَارِىٓ إِلَى ٱللَّهِ ۖ قَالَ ٱلْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنصَارُ ٱللَّهِ ءَامَنَّا بِٱللَّهِ وَٱشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ ﴿٥٢﴾

    پس چون عیسی به حق‌پوشی آنها پی برد گفت: «چه کسانی حامیان من‌اند به‌سوی خدا؟» حواریان گفتند: «ماییم حامیان خدا. به خدا ایمان آوردیم و شاهد باش که قطعاً ما تسلیم حقّیم.

    ملاحظات على الترجمة (٣)
    • «احساس» به‌معنی «احاطه پیدا کردن» است و علاوه بر احاطهٔ جسمانی شامل احاطه با علم و فهم نیز می‌شود که به آن «پی بردن» می‌گویند.
    • توضیح معنای مادهٔ «نصر» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۳ همین سوره گذشت.
    • مادهٔ «حور» به‌معنی «دگرگون شدن از حالت نامناسب» است و «حواری» یعنی «کسی که حالش دگرگون شده و با شرایط قبلی خودش و دیگران تفاوت پیدا کرده است» ولی از آنجا که این تعبیر به‌عنوان نامی مشهور و اصطلاحی خاص برای یاران نزدیک و تحول‌یافتهٔ حضرت عیسی (علیه‌السلام) به‌کار رفته، بهتر است در ترجمه از همان اصطلاح استفاده شود.
    اقتُرحت في المنشور #٢٣٩٨ · ٤ أبريل ٢٠٢٣
  53. ٥٣

    رَبَّنَآ ءَامَنَّا بِمَآ أَنزَلْتَ وَٱتَّبَعْنَا ٱلرَّسُولَ فَٱكْتُبْنَا مَعَ ٱلشَّٰهِدِينَ ﴿٥٣﴾

    ای خداوندگار ما، به آنچه فرو فرستادی ایمان آوردیم و از این فرستاده پیروی کردیم؛ پس ما را همراه گواهان مقرر فرما.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    • «الرسول» به‌معنی «فرستاده» است و نه «پیامبر» و با توجه به داشتن الف و لام تعریف، منظور از آن، این فرستادهٔ خاص خداست.
    • توضیح معنای «کتب» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۸۰ سورهٔ بقره گذشت.
    اقتُرحت في المنشور #٢٣٩٨ · ٤ أبريل ٢٠٢٣
  54. ٥٤

    وَمَكَرُوا۟ وَمَكَرَ ٱللَّهُ ۖ وَٱللَّهُ خَيْرُ ٱلْمَٰكِرِينَ ﴿٥٤﴾

    و نقشه کشیدند و خدا هم نقشه کشید؛ و خدا بهترین نقشه‌کشان است.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    • «مکر» در لغت به‌معنی «تدبیر مخفیانه برای آسیب زدن به دیگران» است و پر کاربردترین و نزدیک‌ترین تعبیر به این مفهوم، «نقشه کشیدن» است. البته نقشه کشیدن خدا به‌معنی تدبیر او در دفع نقشه‌های دشمنان است و همچون اموری چون عقاب و اضلال و مانند آن، حقیقتی جز بازگشت تأثیر اعمال بد افراد به خودشان ندارد.
    اقتُرحت في المنشور #٢٣٩٨ · ٤ أبريل ٢٠٢٣
  55. ٥٥

    إِذْ قَالَ ٱللَّهُ يَٰعِيسَىٰٓ إِنِّى مُتَوَفِّيكَ وَرَافِعُكَ إِلَىَّ وَمُطَهِّرُكَ مِنَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ وَجَاعِلُ ٱلَّذِينَ ٱتَّبَعُوكَ فَوْقَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓا۟ إِلَىٰ يَوْمِ ٱلْقِيَٰمَةِ ۖ ثُمَّ إِلَىَّ مَرْجِعُكُمْ فَأَحْكُمُ بَيْنَكُمْ فِيمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ ﴿٥٥﴾

    آن‌گاه که خدا گفت: «ای عیسی، به‌راستی من جانت را می‌گیرم و تو را به‌سوی خودم بالا می‌برم و از آنان که حق‌پوشی کردند پاکت می‌کنم و تا روز قیامت کسانی را که پیروت باشند از آنان که حق‌پوشی کنند برتر قرار می‌دهم؛ سپس بازگشت شما به‌سوی من خواهد بود و در آنچه بر سر آن اختلاف داشتید میانتان داوری خواهم کرد.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    • توضیح معنای «توفّي» در کاربرد متناسب با سیاق این آیه در ترجمهٔ آیهٔ ۲۳۴ سورهٔ بقره گذشت.
    • اگرچه «متوفي» و «رافع» و «مطهّر» و «جاعل» اسم فاعل‌اند، ولی از آنجا که در زبان عربی این‌گونه اسامی معنی و عملکرد فعلی دارند، ترجمهٔ آنها به‌صورت فعلی با سیاق آیه متناسب‌تر است.
    اقتُرحت في المنشور #٢٣٩٨ · ٤ أبريل ٢٠٢٣
  56. ٥٦

    فَأَمَّا ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ فَأُعَذِّبُهُمْ عَذَابًۭا شَدِيدًۭا فِى ٱلدُّنْيَا وَٱلْءَاخِرَةِ وَمَا لَهُم مِّن نَّٰصِرِينَ ﴿٥٦﴾

    و اما کسانی که حق‌پوشی کردند، آنها را در دنیا و سرای واپسین عذابی شدید خواهم داد و هیچ حامیانی نخواهند داشت.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    • در فارسی خود «شدید» بیش از معادل‌هایش به‌کار می‌رود.
    اقتُرحت في المنشور #٢٣٩٨ · ٤ أبريل ٢٠٢٣
  57. ٥٧

    وَأَمَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ فَيُوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْ ۗ وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ ٱلظَّٰلِمِينَ ﴿٥٧﴾

    ولی کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند مزدهایشان را به‌صورت کامل به آنها خواهد داد و خدا ستمگران را دوست ندارد.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    اقتُرحت في المنشور #٢٣٩٨ · ٤ أبريل ٢٠٢٣
  58. ٥٨

    ذَٰلِكَ نَتْلُوهُ عَلَيْكَ مِنَ ٱلْءَايَٰتِ وَٱلذِّكْرِ ٱلْحَكِيمِ ﴿٥٨﴾

    آن را که از نشانه‌ها و یادنامهٔ قطعیت‌یافته است بر تو تلاوت می‌کنیم.

    ملاحظات على الترجمة (٥)
    • «ذلک» به‌معنای «آن» و برای اشاره به دور یا موضوعی باعظمت است.
    • توضیح معنای «تلاوت» در ترجمهٔ آیهٔ ۴۴ سورهٔ بقره گذشت.
    • آنچه اغلب مترجمان به‌عنوان معنای آیه ذکر کرده‌اند، ترجمهٔ عبارت «هذا ما نتلوه...» است و با تعبیر آیه منطبق نیست. تعبیر این آیه شبیه «ذلکم فذوقوه» در آیهٔ ۴۴ سورهٔ انفال است که باید «آن را بچشید» ترجمه شود.
    • در ترجمهٔ آیهٔ ۷ همین سوره معنای مادهٔ «حکم» توضیح داده شد. به‌نظر می‌رسد هر جا واژهٔ «حکیم» در وصف موضوعات و نه افراد به‌کار رفته باشد، به‌معنی «قطعیت‌یافته» است.
    • اگرچه منظور از «الذکر» در اینجا قرآن است، ولی این واژه لزوماً به‌معنی کتاب خاصی نیست و دربارهٔ دیگر کتب آسمانی نیز به‌کار رفته است. بنا بر این نباید آن را «قرآن» ترجمه کنیم.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤١٠ · ١٢ أبريل ٢٠٢٣
  59. ٥٩

    إِنَّ مَثَلَ عِيسَىٰ عِندَ ٱللَّهِ كَمَثَلِ ءَادَمَ ۖ خَلَقَهُۥ مِن تُرَابٍۢ ثُمَّ قَالَ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ ﴿٥٩﴾

    به‌راستی داستان عیسی نزد خدا همچون جریان آدم است که او را از خاک آفرید، سپس به او گفت: «باش» و می‌شود.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    اقتُرحت في المنشور #٢٤١٠ · ١٢ أبريل ٢٠٢٣
  60. ٦٠

    ٱلْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَلَا تَكُن مِّنَ ٱلْمُمْتَرِينَ ﴿٦٠﴾

    همهٔ حقایق از جانب خداوندگار توست؛ پس مبادا از تردیدکنندگان باشی.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    اقتُرحت في المنشور #٢٤١٠ · ١٢ أبريل ٢٠٢٣
  61. ٦١

    فَمَنْ حَآجَّكَ فِيهِ مِنۢ بَعْدِ مَا جَآءَكَ مِنَ ٱلْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا۟ نَدْعُ أَبْنَآءَنَا وَأَبْنَآءَكُمْ وَنِسَآءَنَا وَنِسَآءَكُمْ وَأَنفُسَنَا وَأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ ٱللَّهِ عَلَى ٱلْكَٰذِبِينَ ﴿٦١﴾

    اما اگر پس از آنچه به‌عنوان دانش برایت فراهم آمده است، کسی دربارهٔ آن با تو بحث کرد، بگو: «بیایید فرزندانمان و فرزندانتان و زنانمان و زنانتان و خودمان و خودتان را فرا بخوانیم، آن‌گاه زاری و دعا کنیم تا لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.

    ملاحظات على الترجمة (٥)
    • توضیح معنای «حاجّ» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۳۹ سورهٔ بقره گذشت.
    • با توجه به بیانیه بودن «من» مفهوم آن با تعبیر «به‌عنوان» ترجمه شد.
    • توضیح معنای «ابن» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۴ همین سوره گذشت.
    • «ابتهال» در اصل به‌معنی «خالی کردن خود از تعلقات» است و برای «دعای همراه با تضرّع» به‌کار می‌رود.
    • «لعنت» به‌معنی «دور کردن از خیر و رحمت» است و خودش در فارسی کاربرد دارد.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤١٠ · ١٢ أبريل ٢٠٢٣
  62. ٦٢

    إِنَّ هَٰذَا لَهُوَ ٱلْقَصَصُ ٱلْحَقُّ ۚ وَمَا مِنْ إِلَٰهٍ إِلَّا ٱللَّهُ ۚ وَإِنَّ ٱللَّهَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلْحَكِيمُ ﴿٦٢﴾

    به‌راستی این، همان گزارش راست و درست است. و هیچ معبودی جز خدا نیست و به‌راستی خدا قطعاً همان عزتمند فرزانه است.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    • «قَصَص» به‌معنی «روایت و گزارش» است و نباید با «قِصَص» که جمع «قصه» است اشتباه شود.
    • توضیح معنای «اله» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۳۳ سورهٔ بقره گذشت.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤١٠ · ١٢ أبريل ٢٠٢٣
  63. ٦٣

    فَإِن تَوَلَّوْا۟ فَإِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمٌۢ بِٱلْمُفْسِدِينَ ﴿٦٣﴾

    اما اگر رویگردان شدند، به‌راستی خدا به مفسدان داناست.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    اقتُرحت في المنشور #٢٤١٩ · ١٨ أبريل ٢٠٢٣
  64. ٦٤

    قُلْ يَٰٓأَهْلَ ٱلْكِتَٰبِ تَعَالَوْا۟ إِلَىٰ كَلِمَةٍۢ سَوَآءٍۭ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا ٱللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِۦ شَيْـًۭٔا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًۭا مِّن دُونِ ٱللَّهِ ۚ فَإِن تَوَلَّوْا۟ فَقُولُوا۟ ٱشْهَدُوا۟ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ ﴿٦٤﴾

    بگو: «ای اهل کتاب، بیایید به‌سوی کلمه‌ای که میان ما و شما یکسان است: اینکه جز خدا را بندگی نکنیم و چیزی را شریک او قرار ندهیم و برخی از ما برخی دیگر را خداوندگارانی به‌جای خدا بر نگیرند.» اما اگر رویگردان شدند، بگویید: «شاهد باشید که ما قطعاً تسلیم حقّیم.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    اقتُرحت في المنشور #٢٤١٩ · ١٨ أبريل ٢٠٢٣
  65. ٦٥

    يَٰٓأَهْلَ ٱلْكِتَٰبِ لِمَ تُحَآجُّونَ فِىٓ إِبْرَٰهِيمَ وَمَآ أُنزِلَتِ ٱلتَّوْرَىٰةُ وَٱلْإِنجِيلُ إِلَّا مِنۢ بَعْدِهِۦٓ ۚ أَفَلَا تَعْقِلُونَ ﴿٦٥﴾

    ای اهل کتاب، چرا دربارهٔ ابراهیم بحث می‌کنید، در حالی که تورات و انجیل جز پس از او فرو فرستاده نشد؟ آیا درک نمی‌کنید؟!

    ملاحظات على الترجمة (١)
    اقتُرحت في المنشور #٢٤١٩ · ١٨ أبريل ٢٠٢٣
  66. ٦٦

    هَٰٓأَنتُمْ هَٰٓؤُلَآءِ حَٰجَجْتُمْ فِيمَا لَكُم بِهِۦ عِلْمٌۭ فَلِمَ تُحَآجُّونَ فِيمَا لَيْسَ لَكُم بِهِۦ عِلْمٌۭ ۚ وَٱللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ ﴿٦٦﴾

    هان، شما همان کسانی هستید که در آنچه به آن دانشی داشتید بحث کردید؛ پس چرا در آنچه به آن دانشی ندارید بحث می‌کنید؟ در حالی که خدا می‌داند و شما نمی‌دانید.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    • نکره بودن «علم» باید در ترجمه بازتاب پیدا کند.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤١٩ · ١٨ أبريل ٢٠٢٣
  67. ٦٧

    مَا كَانَ إِبْرَٰهِيمُ يَهُودِيًّۭا وَلَا نَصْرَانِيًّۭا وَلَٰكِن كَانَ حَنِيفًۭا مُّسْلِمًۭا وَمَا كَانَ مِنَ ٱلْمُشْرِكِينَ ﴿٦٧﴾

    ابراهیم نه یهودی بود و نه نصرانی؛ بلکه حق‌طلبی بود تسلیم حق و از مشرکان نبود.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    اقتُرحت في المنشور #٢٤١٩ · ١٨ أبريل ٢٠٢٣
  68. ٦٨

    إِنَّ أَوْلَى ٱلنَّاسِ بِإِبْرَٰهِيمَ لَلَّذِينَ ٱتَّبَعُوهُ وَهَٰذَا ٱلنَّبِىُّ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ۗ وَٱللَّهُ وَلِىُّ ٱلْمُؤْمِنِينَ ﴿٦٨﴾

    به‌راستی نزدیک‌ترین مردم به ابراهیم قطعاً کسانی‌اند که از او پیروی کرده‌اند و این پیامبر و کسانی که ایمان آورده‌اند؛ و خدا سرپرست مؤمنان است.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    • «أولی» افعل تفضیل از مادهٔ «ولي» به‌معنی «پشت و چسبیده به چیزی بودن» است و وقتی به‌صورت صفت تفضیلی به‌کار رود، نزدیکی و چسبیدگی بیشتر را در جنبه‌های مادی یا معنوی می‌رساند. «وليّ» صفت مشبهه از همین ماده و به‌معنای «کسی که امور را بدون دخالت و وساطت دیگران بر عهده دارد» است که در فارسی به آن «سرپرست» یا «گردانندهٔ امور» می‌گویند.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤١٩ · ١٨ أبريل ٢٠٢٣
  69. ٦٩

    وَدَّت طَّآئِفَةٌۭ مِّنْ أَهْلِ ٱلْكِتَٰبِ لَوْ يُضِلُّونَكُمْ وَمَا يُضِلُّونَ إِلَّآ أَنفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ ﴿٦٩﴾

    گروهی از اهل کتاب دوست دارند شما را گمراه کنند، در صورتی که جز خودشان را به گمراهی نمی‌اندازند، ولی درک نمی‌کنند.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    • مادهٔ «ودد» به‌معنی «دوست داشتن» است.
    • «طائفة» از مادهٔ «طوف» به‌معنی «حرکت کردن گرد چیزی» است و برای اشاره به «گروهی که بر محور هدفی مشترک حرکت می‌کنند» استفاده می‌شود و تعابیری چون «گروه»، «جماعت» یا «دسته» را می‌توان به‌عنوان معادل آن به‌کار برد.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٢٩ · ٢٤ أبريل ٢٠٢٣
  70. ٧٠

    يَٰٓأَهْلَ ٱلْكِتَٰبِ لِمَ تَكْفُرُونَ بِـَٔايَٰتِ ٱللَّهِ وَأَنتُمْ تَشْهَدُونَ ﴿٧٠﴾

    ای اهل کتاب، چرا با اینکه شاهدید، دربارهٔ نشانه‌های خدا حق‌پوشی می‌کنید؟

    ملاحظات على الترجمة (١)
    • واو در «و أنتم شاهدون» حالیه است و مقصود از جمله این است که چرا با وجود اینکه بعضی حقایق را می‌بینید و به درستی آن پی می‌برید، با این حال آن انکارش می‌کنید.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٢٩ · ٢٤ أبريل ٢٠٢٣
  71. ٧١

    يَٰٓأَهْلَ ٱلْكِتَٰبِ لِمَ تَلْبِسُونَ ٱلْحَقَّ بِٱلْبَٰطِلِ وَتَكْتُمُونَ ٱلْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿٧١﴾

    ای اهل کتاب، چرا حق را با باطل می‌آمیزید و با آنکه می‌دانید، حقیقت را کتمان می‌کنید؟

    ملاحظات على الترجمة (١)
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٢٩ · ٢٤ أبريل ٢٠٢٣
  72. ٧٢

    وَقَالَت طَّآئِفَةٌۭ مِّنْ أَهْلِ ٱلْكِتَٰبِ ءَامِنُوا۟ بِٱلَّذِىٓ أُنزِلَ عَلَى ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَجْهَ ٱلنَّهَارِ وَٱكْفُرُوٓا۟ ءَاخِرَهُۥ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ﴿٧٢﴾

    و گروهی از اهل کتاب گفتند: «به آنچه در روشنای روز بر کسانی که ایمان آورده‌اند فرو فرستاده شده است ایمان آورید و در پایان روز کفر بورزید، باشد که باز گردند.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    • «وجه» به‌معنی «چیزی که محل توجه باشد و به‌روشنی درک شود» است و تعبیر «وجه النهار» به بخش کاملاً روشن روز در مقابل اواخر روز که رو به تاریکی می‌رود اشاره دارد که به آن «روشنای روز» یا «اوج روز» می‌گویند. به‌نظر می‌رسد ترجمهٔ مشهور این تعبیر به «آغاز روز» ترجمهٔ دقیقی نیست.
    • اگرچه همواره «کفر» را به «حق‌پوشی» ترجمه کرده‌ایم، ولی چون اینجا بخشی از کلام اهل کتاب و دارای معنایی متفاوت است، از همان تعبیر استفاده شد.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٢٩ · ٢٤ أبريل ٢٠٢٣
  73. ٧٣

    وَلَا تُؤْمِنُوٓا۟ إِلَّا لِمَن تَبِعَ دِينَكُمْ قُلْ إِنَّ ٱلْهُدَىٰ هُدَى ٱللَّهِ أَن يُؤْتَىٰٓ أَحَدٌۭ مِّثْلَ مَآ أُوتِيتُمْ أَوْ يُحَآجُّوكُمْ عِندَ رَبِّكُمْ ۗ قُلْ إِنَّ ٱلْفَضْلَ بِيَدِ ٱللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَآءُ ۗ وَٱللَّهُ وَٰسِعٌ عَلِيمٌۭ ﴿٧٣﴾

    و جز به کسی که از دینتان پیروی کند اعتماد نداشته باشید.» - بگو: «به‌راستی راهبری راستین، راهبری الهی است.» - «که مبادا به هیچ‌کسی چیزی مانند آنچه به شما داده شده است داده شود، یا نزد خداوندگارتان با شما بحث کنند.» بگو: «به‌راستی افزون‌بخشی به دست خداست؛ آن را به هر کس بخواهد می‌دهد و خدا در بر گیرنده‌ای داناست.

    ملاحظات على الترجمة (٤)
    • اغلب مترجمان «لاتؤمنوا لـ» را «ایمان نیاورید به» ترجمه کرده‌اند، در حالی که این تعبیر ترجمهٔ «لاتؤمنوا بـ» است. مادهٔ «ایمان» وقتی با حرف لام متعدی شود به‌معنی «اعتماد کردن» است. همان‌گونه که در آیهٔ ۶۱ سورهٔ توبه می‌فرماید: «و یؤمن للمؤمنین» یعنی «به مؤمنان اعتماد دارد.»
    • «قل إنّ الهدی هدی الله» جمله‌ای معترضه در میان نقل قول اهل کتاب است و بر همین اساس «أن یؤتی» را باید به‌صورت جواب نهی ترجمه کرد. یعنی آنها به هم می‌گفتند به غیر هم‌کیش خود اعتماد و به حقانیت دیگران اعتراف نکنید تا کسی جایگاه برتری را که پیش خدا دارید به‌دست نیاورد و نتواند شما را در دادگاه الهی محکوم کند.
    • توضیح معنای «فضل» در ترجمهٔ آیهٔ ۶۴ سورهٔ بقره گذشت.
    • توضیح مفهوم «واسع» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۱۵ سورهٔ بقره گذشت.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٢٩ · ٢٤ أبريل ٢٠٢٣
  74. ٧٤

    يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِۦ مَن يَشَآءُ ۗ وَٱللَّهُ ذُو ٱلْفَضْلِ ٱلْعَظِيمِ ﴿٧٤﴾

    هر که را بخواهد به رحمتش ویژه گرداند و خدا دارای افزون‌بخشی سترگ است.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٣٢ · ٢٦ أبريل ٢٠٢٣
  75. ٧٥

    ۞ وَمِنْ أَهْلِ ٱلْكِتَٰبِ مَنْ إِن تَأْمَنْهُ بِقِنطَارٍۢ يُؤَدِّهِۦٓ إِلَيْكَ وَمِنْهُم مَّنْ إِن تَأْمَنْهُ بِدِينَارٍۢ لَّا يُؤَدِّهِۦٓ إِلَيْكَ إِلَّا مَا دُمْتَ عَلَيْهِ قَآئِمًۭا ۗ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا۟ لَيْسَ عَلَيْنَا فِى ٱلْأُمِّيِّۦنَ سَبِيلٌۭ وَيَقُولُونَ عَلَى ٱللَّهِ ٱلْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ ﴿٧٥﴾

    و از جملهٔ اهل کتاب کسی است که اگر او را بر ثروتی هنگفت امین قرار دهی آن را به تو تحویل می‌دهد؛ و از میان آنها کسی است که اگر او را بر دیناری امین قرار دهی آن را به تو تحویل نمی‌دهد مگر آنکه همواره بالای سر او ایستاده باشی. آن بدین خاطر است که آنها گفتند: «در قبال غیر اهل کتاب وظیفه‌ای بر عهدهٔ ما نیست.» و با آنکه می‌دانند بر خدا دروغ می‌بندند.

    ملاحظات على الترجمة (٤)
    • در ترجمهٔ آیهٔ ۱۴ همین سوره توضیح معنای «قنطار» بیان شد.
    • «تأدیه» به‌معنی «رساندن و تحویل دادن» است.
    • توضیح معنای «امیّین» در ترجمهٔ آیهٔ ۷۸ سورهٔ بقره گذشت. این معنی با توجه به آنچه در تلمود دربارهٔ محترم نبودن حقوق غیر یهودیان آمده است، تقویت می‌شود.
    • «سبیل» وقتی همراه با «علی» به‌کار می‌رود به‌معنی «برتری و تسلطی که حقی ایجاد کند» است. منظور اهل کتاب از این جمله، بیان برتری خود بر دگراندیشان و محترم نبودن حقوق آنها بود که تعبیر متداولش «در قبال آنها وظیفه‌ای نداریم» است.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٣٢ · ٢٦ أبريل ٢٠٢٣
  76. ٧٦

    بَلَىٰ مَنْ أَوْفَىٰ بِعَهْدِهِۦ وَٱتَّقَىٰ فَإِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلْمُتَّقِينَ ﴿٧٦﴾

    نه این‌چنین نیست؛ هر کس به پیمانش وفادار بماند و پروا کند، به‌راستی خدا پرواپیشگان را دوست دارد.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    • در ترجمهٔ آیهٔ ۸۱ سورهٔ بقره و نیز در ترجمهٔ آیهٔ ۱۱۲ همان سوره توضیح داده شد که یکی از معانی «بلی» استدراک و نفی ادعایی است که قبل از آن می‌آید و در اینجا نیز برای نفی ادعای متکبرانهٔ اهل کتاب در زمینهٔ محترم نبودن حقوق دگراندیشان به‌کار رفته است.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٣٢ · ٢٦ أبريل ٢٠٢٣
  77. ٧٧

    إِنَّ ٱلَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ ٱللَّهِ وَأَيْمَٰنِهِمْ ثَمَنًۭا قَلِيلًا أُو۟لَٰٓئِكَ لَا خَلَٰقَ لَهُمْ فِى ٱلْءَاخِرَةِ وَلَا يُكَلِّمُهُمُ ٱللَّهُ وَلَا يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ وَلَا يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌۭ ﴿٧٧﴾

    به‌راستی کسانی که پیمان خدا و سوگندهای خود را به بهایی اندک می‌فروشند، ایشان در سرای واپسین دستاورد اخلاقی ندارند و خدا در روز رستاخیز با آنها سخن نمی‌گوید و به آنها نگاه نمی‌کند و رشدیافته و پاکشان نمی‌سازد و عذابی دردناک خواهند داشت.

    ملاحظات على الترجمة (٣)
    • «اشتراء» از اضداد است و هم به‌معنی «فروختن» و هم به‌معنی «خریدن» به‌کار می‌رود.
    • مادهٔ «زکو» هم به‌معنی «پاکی» است و هم «رشد».
    • توضیح معنای «خلاق» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۰۲ سورهٔ بقره گذشت.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٣٢ · ٢٦ أبريل ٢٠٢٣
  78. ٧٨

    وَإِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِيقًۭا يَلْوُۥنَ أَلْسِنَتَهُم بِٱلْكِتَٰبِ لِتَحْسَبُوهُ مِنَ ٱلْكِتَٰبِ وَمَا هُوَ مِنَ ٱلْكِتَٰبِ وَيَقُولُونَ هُوَ مِنْ عِندِ ٱللَّهِ وَمَا هُوَ مِنْ عِندِ ٱللَّهِ وَيَقُولُونَ عَلَى ٱللَّهِ ٱلْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ ﴿٧٨﴾

    و به‌راستی از میان آنها گروهی‌اند که زبان‌هایشان را با کتاب پیچ و تاب می‌دهند تا آن را از کتاب به‌شمار آورید، در حالی که از کتاب نیست، و می‌گویند: «آن از جانب خداست» در حالی که از جانب خدا نیست؛ و با آنکه می‌دانند بر خدا دروغ می‌بندند.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    • مادهٔ «لوي» به‌معنی «پیچاندن چیزی» است و منظور از «پیچاندن زبان» این است که مطالب را با پیچ و تاب و شیوه‌ای بیان می‌کنند که برای شنونده ابهام و اشتباه ایجاد کند.
    • ممکن است منظور از کتابی که متعلق پیچاندن آنها قرار گرفته است دست‌نوشته‌های خودشان باشد؛ ولی از آنجا که در آیه از لفظ «کتاب» استفاده شده و این احتمال نیز وجود دارد که منظور، خواندن کتاب آسمانی همراه با افزوده‌ها و تغییراتی باشد، بهتر است در ترجمه از همان تعبیر «کتاب» استفاده شود.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٣٢ · ٢٦ أبريل ٢٠٢٣
  79. ٧٩

    مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُؤْتِيَهُ ٱللَّهُ ٱلْكِتَٰبَ وَٱلْحُكْمَ وَٱلنُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُوا۟ عِبَادًۭا لِّى مِن دُونِ ٱللَّهِ وَلَٰكِن كُونُوا۟ رَبَّٰنِيِّۦنَ بِمَا كُنتُمْ تُعَلِّمُونَ ٱلْكِتَٰبَ وَبِمَا كُنتُمْ تَدْرُسُونَ ﴿٧٩﴾

    هیچ بشری را روا نیست که خدا به او کتاب و مأموریت و پیامبری دهد، پس به مردم بگوید: «به‌جای خدا بندگانی برای من باشید!» بلکه «به‌خاطر اینکه کتاب را آموزش می‌دادید و به‌خاطر اینکه در خواندن ممارست داشتید عالمانی ربّانی باشید.

    ملاحظات على الترجمة (٥)
    • «حکم» به‌معنی «فرمان و تصمیم قاطع» است و با توجه به کاربردهایش در قرآن مانند «ان الحکم الا لله» یا «و آتیناه الحکم صبیاً» وقتی برای خدا به‌کار رود به‌معنی «فرماندهی» و وقتی برای دیگران به‌کار رود به‌معنی «مأموریت و فرمان داشتن» است. البته وقتی این ماده همراه با «بین» باشد به‌معنی «داوری» است.
    • تفاوت تعبیر «عباداً لي» با «عبادي» باید در ترجمه مشخص باشد.
    • «ربّانی» می‌تواند صفت مشبهه از مادهٔ «ربب» به‌معنی «کسی که خدایی شده و واسطهٔ هدایت الهی است» یا برگرفته از واژهٔ «ربّان» در زبان عبری به‌معنی «معلم و خاخام» باشد و در هر صورت با توجه به توضیح لغویان و نیز احادیث ذیل آیه، در اینجا به‌معنی «عالم فقیه» است که در تعابیر رایج فارسی به‌صورت «عالم ربّانی» به‌کار می‌رود.
    • قرائت «تُعَلَِمون» مطابق روایت عاصم و دیگر قاریان کوفی است و قاریان حجازی آن را «تَعْلَمون» خوانده‌اند. در این صورت، معنای آیه می‌شود: «... به‌خاطر اینکه به کتاب علم داشتید و...»
    • مادهٔ «درس» به‌معنی «مداومت و ممارست بر یک امر و از جمله خواندن و آموختن» است.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٣٦ · ٢٩ أبريل ٢٠٢٣
  80. ٨٠

    وَلَا يَأْمُرَكُمْ أَن تَتَّخِذُوا۟ ٱلْمَلَٰٓئِكَةَ وَٱلنَّبِيِّۦنَ أَرْبَابًا ۗ أَيَأْمُرُكُم بِٱلْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنتُم مُّسْلِمُونَ ﴿٨٠﴾

    و روا نیست شما را فرمان دهد که فرشتگان و پیامبران را خداوندگارانی در نظر گیرید. آیا پس از آنکه تسلیم حق شده‌اید شما را به حق‌پوشی فرمان می‌دهد؟!

    ملاحظات على الترجمة (١)
    • با توجه به منصوب بودن «یأمرکم» که نشان از عطف آن به «أن یؤتیه» است، همان مفهوم «روا نبودن» که از «ما کان» به‌دست می‌آمد، اینجا نیز وجود دارد.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٣٦ · ٢٩ أبريل ٢٠٢٣
  81. ٨١

    وَإِذْ أَخَذَ ٱللَّهُ مِيثَٰقَ ٱلنَّبِيِّۦنَ لَمَآ ءَاتَيْتُكُم مِّن كِتَٰبٍۢ وَحِكْمَةٍۢ ثُمَّ جَآءَكُمْ رَسُولٌۭ مُّصَدِّقٌۭ لِّمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِۦ وَلَتَنصُرُنَّهُۥ ۚ قَالَ ءَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَىٰ ذَٰلِكُمْ إِصْرِى ۖ قَالُوٓا۟ أَقْرَرْنَا ۚ قَالَ فَٱشْهَدُوا۟ وَأَنَا۠ مَعَكُم مِّنَ ٱلشَّٰهِدِينَ ﴿٨١﴾

    و آن‌گاه که خدا از پیامبران تعهد گرفت که «همانا آنچه از کتاب و حکمت به شما دادم، سپس فرستاده‌ای تأییدکنندهٔ آنچه با شماست نزدتان آمد، حتماً به او ایمان می‌آورید و از او حمایت می‌کنید.» گفت: «آیا اقرار کردید و آن بار مسئولیت سنگین مرا بر عهده گرفتید؟» گفتند: «اقرار کردیم.» گفت: «پس گواه باشید و من هم با شما از گواهانم.

    ملاحظات على الترجمة (٣)
    • توضیح تعبیر «میثاق گرفتن» در ترجمهٔ آیهٔ ۶۳ سورهٔ بقره گذشت.
    • لام در «لما» برای تأکید است و «ما» موصول و مبتداست. بنا بر این ترجمهٔ رایج آن به «وقتی» یا «هر گاه» دقیق نیست.
    • «اصر» به‌معنی «بار سنگین و مسئولیت و تعهدی که موجب تقید و تنگنا می‌شود» است.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٣٦ · ٢٩ أبريل ٢٠٢٣
  82. ٨٢

    فَمَن تَوَلَّىٰ بَعْدَ ذَٰلِكَ فَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلْفَٰسِقُونَ ﴿٨٢﴾

    پس کسانی که بعد از آن رویگردان شوند، آنها همان نابه‌کاران‌اند.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٣٦ · ٢٩ أبريل ٢٠٢٣
  83. ٨٣

    أَفَغَيْرَ دِينِ ٱللَّهِ يَبْغُونَ وَلَهُۥٓ أَسْلَمَ مَن فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ طَوْعًۭا وَكَرْهًۭا وَإِلَيْهِ يُرْجَعُونَ ﴿٨٣﴾

    آیا جز دین خدا را می‌جویند، در حالی که کسانی که در آسمان‌ها و زمین‌اند مشتاقانه یا به‌اجبار تسلیم او شده‌اند و به‌سوی او باز گردانده می‌شوند؟

    ملاحظات على الترجمة (١)
    • -
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٣٦ · ٢٩ أبريل ٢٠٢٣
  84. ٨٤

    قُلْ ءَامَنَّا بِٱللَّهِ وَمَآ أُنزِلَ عَلَيْنَا وَمَآ أُنزِلَ عَلَىٰٓ إِبْرَٰهِيمَ وَإِسْمَٰعِيلَ وَإِسْحَٰقَ وَيَعْقُوبَ وَٱلْأَسْبَاطِ وَمَآ أُوتِىَ مُوسَىٰ وَعِيسَىٰ وَٱلنَّبِيُّونَ مِن رَّبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍۢ مِّنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُۥ مُسْلِمُونَ ﴿٨٤﴾

    بگو: «به خدا و آنچه بر ما فرو فرستاده شد و آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و نوادگان فرو فرستاده شد و آنچه از جانب خداوندگارشان به موسی و عیسی و پیامبران داده شد ایمان آوردیم و میان هیچ‌یک از آنها فرق نمی‌گذاریم و ما تسلیم اوییم.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٤٢ · ٣ مايو ٢٠٢٣
  85. ٨٥

    وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ ٱلْإِسْلَٰمِ دِينًۭا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِى ٱلْءَاخِرَةِ مِنَ ٱلْخَٰسِرِينَ ﴿٨٥﴾

    و هر کس جز تسلیم حق بودن دین دیگری را بجوید هرگز از او پذیرفته نخواهد شد و او در سرای واپسین از زیانکاران خواهد بود.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٤٢ · ٣ مايو ٢٠٢٣
  86. ٨٦

    كَيْفَ يَهْدِى ٱللَّهُ قَوْمًۭا كَفَرُوا۟ بَعْدَ إِيمَٰنِهِمْ وَشَهِدُوٓا۟ أَنَّ ٱلرَّسُولَ حَقٌّۭ وَجَآءَهُمُ ٱلْبَيِّنَٰتُ ۚ وَٱللَّهُ لَا يَهْدِى ٱلْقَوْمَ ٱلظَّٰلِمِينَ ﴿٨٦﴾

    خدا چگونه راهبری کند گروهی را که با وجود اینکه گواهی دادند این فرستاده بر حق است و دلایل روشن برایشان آمد، پس از ایمان آوردنشان حق‌پوشی کردند؟ و خدا گروه ستمگران را راهبری نمی‌کند.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٤٢ · ٣ مايو ٢٠٢٣
  87. ٨٧

    أُو۟لَٰٓئِكَ جَزَآؤُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ ٱللَّهِ وَٱلْمَلَٰٓئِكَةِ وَٱلنَّاسِ أَجْمَعِينَ ﴿٨٧﴾

    آنان سزایشان این است که نفرین خدا و فرشتگان و مردم، جملگی بر آنها باد.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    • توضیح معنای «لعن» در ترجمهٔ آیهٔ ۸۸ سورهٔ بقره گذشت.
    • با توجه به کاربردهای مشابه جملهٔ «علیهم لعنة الله...» در دیگر آیات قرآن و سیاق آنها، بر خلاف نظر اغلب مترجمان باید این تعبیر را به‌صورت دعایی ترجمه کرد.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٤٢ · ٣ مايو ٢٠٢٣
  88. ٨٨

    خَٰلِدِينَ فِيهَا لَا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ ٱلْعَذَابُ وَلَا هُمْ يُنظَرُونَ ﴿٨٨﴾

    که جاودان باشند در آن و نه عذاب آنها سبک گردد و نه به آنها مهلتی داده شود.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٤٢ · ٣ مايو ٢٠٢٣
  89. ٨٩

    إِلَّا ٱلَّذِينَ تَابُوا۟ مِنۢ بَعْدِ ذَٰلِكَ وَأَصْلَحُوا۟ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌۭ رَّحِيمٌ ﴿٨٩﴾

    مگر کسانی که پس از آن توبه و اصلاح کنند که به‌راستی خدا آمرزنده و مهربان است.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    • -
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٤٢ · ٣ مايو ٢٠٢٣
  90. ٩٠

    إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ بَعْدَ إِيمَٰنِهِمْ ثُمَّ ٱزْدَادُوا۟ كُفْرًۭا لَّن تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ وَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلضَّآلُّونَ ﴿٩٠﴾

    همانا کسانی که پس از ایمان آوردنشان حق‌پوشی کردند و حق‌پوشیشان فزونی یافت، هرگز توبهٔ آنها پذیرفته نخواهد شد و هم ایشان‌اند گمراهان‌.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    • مادهٔ «زید» وقتی به باب افتعال می‌رود معنای مطاوعه پیدا می‌کند. بنا بر این ترجمهٔ رایج «ازدادوا» به «افزودند» نادرست است و «ازدادوا کفراً» به‌معنی «بر کفر خود افزودند» نیست؛ همان‌گونه که «ازدادوا ایماناً» به‌معنی «بر ایمان خود افزودند» نیست.
    • توضیح مربوط به ضمیر فصل «هم» در ترجمهٔ آیهٔ پنجم سورهٔ بقره گذشت.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٤٤ · ٧ مايو ٢٠٢٣
  91. ٩١

    إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ وَمَاتُوا۟ وَهُمْ كُفَّارٌۭ فَلَن يُقْبَلَ مِنْ أَحَدِهِم مِّلْءُ ٱلْأَرْضِ ذَهَبًۭا وَلَوِ ٱفْتَدَىٰ بِهِۦٓ ۗ أُو۟لَٰٓئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌۭ وَمَا لَهُم مِّن نَّٰصِرِينَ ﴿٩١﴾

    به‌راستی کسانی که حق‌پوشی کردند و در حالی که پوشانندهٔ حق بودند مُردند، از هیچ‌یک آنها حتی اگر به‌اندازهٔ گنجایش زمین به‌عنوان جایگزین طلا دهد، پذیرفته نخواهد شد. آنان را عذابی دردناک خواهد بود و حامیانی نخواهند داشت.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٤٤ · ٧ مايو ٢٠٢٣
  92. ٩٢

    لَن تَنَالُوا۟ ٱلْبِرَّ حَتَّىٰ تُنفِقُوا۟ مِمَّا تُحِبُّونَ ۚ وَمَا تُنفِقُوا۟ مِن شَىْءٍۢ فَإِنَّ ٱللَّهَ بِهِۦ عَلِيمٌۭ ﴿٩٢﴾

    هرگز به مقام نیکی نخواهید رسید مگر اینکه از آنچه دوست دارید انفاق کنید؛ و هر چیزی را انفاق کنید به‌راستی خدا به آن داناست.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    • «نیل» به‌معنی «رسیدن و دست یافتن» است و با توجه به اینکه دربارهٔ ویژگی و جایگاهی معنوی به‌کار رفته بهتر است همراه با تعبیر «مقام» ترجمه شود.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٤٤ · ٧ مايو ٢٠٢٣
  93. ٩٣

    ۞ كُلُّ ٱلطَّعَامِ كَانَ حِلًّۭا لِّبَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ إِلَّا مَا حَرَّمَ إِسْرَٰٓءِيلُ عَلَىٰ نَفْسِهِۦ مِن قَبْلِ أَن تُنَزَّلَ ٱلتَّوْرَىٰةُ ۗ قُلْ فَأْتُوا۟ بِٱلتَّوْرَىٰةِ فَٱتْلُوهَآ إِن كُنتُمْ صَٰدِقِينَ ﴿٩٣﴾

    همهٔ خوراکی‌ها برای بنی‌اسرائیل مجاز بود مگر آنچه اسرائیل پیش از آنکه تورات فرو فرستاده شود بر خود حرام کرده بود. بگو: «اگر راست می‌گویید تورات را بیاورید و تلاوتش کنید.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    • «اسرائیل» نام دیگر حضرت یعقوب (علیه‌السلام) است و باید به همان صورتی که در متن آمده در ترجمه نیز بیاید.
    • توضیح معنای «تلاوت» در ترجمهٔ آیهٔ ۴۴ سورهٔ بقره گذشت.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٤٤ · ٧ مايو ٢٠٢٣
  94. ٩٤

    فَمَنِ ٱفْتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ ٱلْكَذِبَ مِنۢ بَعْدِ ذَٰلِكَ فَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ ﴿٩٤﴾

    ولی آن کس که بعد از آن بر خدا دروغ بندد، پس هم ایشان‌اند ستمگران.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    • -
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٤٤ · ٧ مايو ٢٠٢٣
  95. ٩٥

    قُلْ صَدَقَ ٱللَّهُ ۗ فَٱتَّبِعُوا۟ مِلَّةَ إِبْرَٰهِيمَ حَنِيفًۭا وَمَا كَانَ مِنَ ٱلْمُشْرِكِينَ ﴿٩٥﴾

    بگو: «خدا راست گفته است. پس از آیین ابراهیم که حق‌طلب بود و از مشرکان نبود پیروی کنید.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٤٨ · ١٠ مايو ٢٠٢٣
  96. ٩٦

    إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍۢ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِى بِبَكَّةَ مُبَارَكًۭا وَهُدًۭى لِّلْعَٰلَمِينَ ﴿٩٦﴾

    به‌راستی نخستین خانه‌ای که به گونه‌ای پربرکت و هدایت‌بخشِ جهان‌ها، برای مردم بنا نهاده شد، همان است که در بکّه قرار دارد.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    • «بکّة» از مادهٔ «بکک» به‌معنی «ازدحام و فشردگی»، نام محدودهٔ میان دو کوه در شهر مکّه است که اطراف کعبه را در بر می‌گیرد و حاجیان در آنجا ازدحام می‌کنند. چنین نامی نباید ترجمه شود و تغییر آن توسط مترجمان به نام کلّ شهر نیز صحیح به‌نظر نمی‌رسد. برخی از محققان احتمال داده‌اند این واژه ریشهٔ عبری داشته و منظور از آن معبد اورشلیم باشد.
    • «مبارکاً» حال از «وُضع» و «هدیً» به آن عطف شده است؛ لذا بر خلاف ترجمه‌های رایج، معنایش باید به گونه‌ای بیان شود که حالت بنا نهادن را برساند.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٤٨ · ١٠ مايو ٢٠٢٣
  97. ٩٧

    فِيهِ ءَايَٰتٌۢ بَيِّنَٰتٌۭ مَّقَامُ إِبْرَٰهِيمَ ۖ وَمَن دَخَلَهُۥ كَانَ ءَامِنًۭا ۗ وَلِلَّهِ عَلَى ٱلنَّاسِ حِجُّ ٱلْبَيْتِ مَنِ ٱسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًۭا ۚ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَنِىٌّ عَنِ ٱلْعَٰلَمِينَ ﴿٩٧﴾

    در آن نشانه‌هایی روشن است: جایگاه قیام ابراهیم. و هر کس واردش شود، در امان باشد. و خدا را حقی است بر مردم که هر کس توان راهیابی به آن را داشت، آهنگ زیارت خانه کند. اما هر کس حق را بپوشاند، به‌راستی خدا از همهٔ جهانیان بی‌نیاز است.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    • دلیل ترجمهٔ «مقام ابراهیم» به «جایگاه قیام ابراهیم» در توضیح آیهٔ ۱۲۵ سورهٔ بقره گذشت.
    • «حِجّ» مصدر از مادهٔ «حجج» به‌معنی «قصد حرکت برای کاری خاص» است و تعبیر «حجّ البیت» به‌معنی «قصد حرکت برای مناسک مربوط به خانهٔ کعبه» است. معمولاً برای مفهوم «قصد حرکت به جایی داشتن» از تعبیر «آهنگ جایی کردن» و برای «مناسک کعبه» از تعبیر «حَج» یا «زیارت خانهٔ خدا» استفاده می‌شود.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٤٨ · ١٠ مايو ٢٠٢٣
  98. ٩٨

    قُلْ يَٰٓأَهْلَ ٱلْكِتَٰبِ لِمَ تَكْفُرُونَ بِـَٔايَٰتِ ٱللَّهِ وَٱللَّهُ شَهِيدٌ عَلَىٰ مَا تَعْمَلُونَ ﴿٩٨﴾

    بگو: «ای اهل کتاب، چرا نسبت به نشانه‌های خدا حق‌پوشی می‌کنید؟ در حالی که خدا بر آنچه انجام می‌دهید گواه است.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    • واو در جملهٔ دوم حالیه است و شرایط موضوعی که دربارهٔ آن توبیخ شده‌اند را بیان می‌کند.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٤٨ · ١٠ مايو ٢٠٢٣
  99. ٩٩

    قُلْ يَٰٓأَهْلَ ٱلْكِتَٰبِ لِمَ تَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ مَنْ ءَامَنَ تَبْغُونَهَا عِوَجًۭا وَأَنتُمْ شُهَدَآءُ ۗ وَمَا ٱللَّهُ بِغَٰفِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ﴿٩٩﴾

    بگو: «ای اهل کتاب، چرا هر کس که ایمان می‌آورد را از راه خدا باز می‌دارید و با آنکه گواهید، در پی به انحراف کشیدن آنید؟ خدا از آنچه می‌کنید غافل نیست!

    ملاحظات على الترجمة (١)
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٤٨ · ١٠ مايو ٢٠٢٣
  100. ١٠٠

    يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِن تُطِيعُوا۟ فَرِيقًۭا مِّنَ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَٰبَ يَرُدُّوكُم بَعْدَ إِيمَٰنِكُمْ كَٰفِرِينَ ﴿١٠٠﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، اگر دسته‌ای از کسانی که به آنها کتاب داده شده است را فرمان برید شما را پس از ایمان آوردنتان به حالت حق‌پوشی باز می‌گردانند.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    • «کافرین» حال از «کُم» و بیانگر حالتی است که پس از بازگردانده شدن پیدا می‌شود.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٥٠ · ١٤ مايو ٢٠٢٣
  101. ١٠١

    وَكَيْفَ تَكْفُرُونَ وَأَنتُمْ تُتْلَىٰ عَلَيْكُمْ ءَايَٰتُ ٱللَّهِ وَفِيكُمْ رَسُولُهُۥ ۗ وَمَن يَعْتَصِم بِٱللَّهِ فَقَدْ هُدِىَ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ ﴿١٠١﴾

    و چگونه حق‌پوشی می‌کنید با آنکه شمایید که نشانه‌های خدا برایتان تلاوت می‌شود و فرستادهٔ او در میانتان است؟ و هر که خود را با خدا محفوظ دارد، قطعاً به راهی راست و استوار راهبری شده است.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    • «عصم» به‌معنی «حفظ کردن» و «اعتصام» به‌معنی «انتخاب و استفاده از چیزی برای محفوظ ماندن» است. محفوظ داشتن خود با خدا یعنی مراقبت از خود به‌وسیلهٔ فرمان بردن از خدا و قرار گرفتن در پناه او.
    • توضیح معنای «صراط مستقیم» در ترجمهٔ آیهٔ ششم سورهٔ حمد گذشت.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٥٠ · ١٤ مايو ٢٠٢٣
  102. ١٠٢

    يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِۦ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ ﴿١٠٢﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، آن‌گونه که سزاوار پروای از خداست از او پروا کنید و مبادا جز در حالی که تسلیم حق باشید بمیرید.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٥٠ · ١٤ مايو ٢٠٢٣
  103. ١٠٣

    وَٱعْتَصِمُوا۟ بِحَبْلِ ٱللَّهِ جَمِيعًۭا وَلَا تَفَرَّقُوا۟ ۚ وَٱذْكُرُوا۟ نِعْمَتَ ٱللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَآءًۭ فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِۦٓ إِخْوَٰنًۭا وَكُنتُمْ عَلَىٰ شَفَا حُفْرَةٍۢ مِّنَ ٱلنَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا ۗ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمْ ءَايَٰتِهِۦ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ ﴿١٠٣﴾

    و همه با هم خود را با ریسمان خدا محفوظ دارید و از هم جدا نشوید. و نعمتی را که خدا به شما بخشید به یاد آرید: هنگامی که با هم دشمن بودید، ولی میان دل‌هایتان پیوند بر قرار کرد و به لطف او با هم برادر شدید و بر لبهٔ پرتگاه گودالی از آتش بودید، ولی شما را از آن نجات داد. خدا همان‌گونه نشانه‌هایش را برایتان روشن می‌سازد؛ باشد که راه یابید.

    ملاحظات على الترجمة (٥)
    • با توجه به توضیحی که در آیهٔ ۱۰۱ ارائه شد، ترجمهٔ رایج «چنگ زدن» برای واژهٔ «اعتصام» چندان دقیق به‌نظر نمی‌رسد و نکتهٔ اصلی آن یعنی «پناه گرفتن و محفوظ ماندن» را بیان نمی‌کند.
    • «جمیعاً» برای تأکید بر «با هم بودن» است و «تفرّق» از مادهٔ «فرق» به‌معنی «فاصله افتادن» در نقطهٔ مقابل آن قرار دارد؛ لذا باید «از هم جدا شدن» ترجمه شود.
    • در ترجمهٔ آیهٔ ششم سورهٔ حمد دربارهٔ کنار هم آمدن «نعمت» و «علیکم» توضیح داده شد.
    • مادهٔ «ألف» به‌معنی «کنار هم قرار گرفتن و اجتماع همراه با ملایمت و دوستی» است.
    • «شفا» به‌معنی «آخرین نقطه مشرف بر سقوط و گرفتاری» است که در فارسی به آن «لبهٔ پرتگاه» گفته می‌شود.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٥٠ · ١٤ مايو ٢٠٢٣
  104. ١٠٤

    وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌۭ يَدْعُونَ إِلَى ٱلْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِٱلْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ ٱلْمُنكَرِ ۚ وَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلْمُفْلِحُونَ ﴿١٠٤﴾

    و باید گروهی ویژه از شما باشند که به خوبی دعوت می‌کنند و به پسند عرف فرمان می‌دهند و از ناپسند باز می‌دارند و هم ایشان‌اند رستگاران.

    ملاحظات على الترجمة (٣)
    • مادهٔ «أمم» در اصل به‌معنی «قصد و توجه» است و «أمّة» به «گروهی که برجستگی و ویژگی خاصی دارد که جلب توجه می‌کند» گفته می‌شود.
    • توضیح معنای «معروف» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۷۸ سورهٔ بقره گذشت.
    • «منکر» در اصل به‌معنی «ناشناخته و مبهم» است و برای کار زشت نیز از آن جهت که در وجدان بشری به خوبی شناخته و پسندیده نمی‌شود به‌کار می‌رود.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٥٠ · ١٤ مايو ٢٠٢٣
  105. ١٠٥

    وَلَا تَكُونُوا۟ كَٱلَّذِينَ تَفَرَّقُوا۟ وَٱخْتَلَفُوا۟ مِنۢ بَعْدِ مَا جَآءَهُمُ ٱلْبَيِّنَٰتُ ۚ وَأُو۟لَٰٓئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌۭ ﴿١٠٥﴾

    و همچون کسانی که از هم جدا شدند و پس از آنکه دلایل روشن برایشان آمد اختلاف پیدا کردند نباشید. و آنان عذابی سترگ خواهند داشت.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٥٤ · ١٨ مايو ٢٠٢٣
  106. ١٠٦

    يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌۭ وَتَسْوَدُّ وُجُوهٌۭ ۚ فَأَمَّا ٱلَّذِينَ ٱسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ أَكَفَرْتُم بَعْدَ إِيمَٰنِكُمْ فَذُوقُوا۟ ٱلْعَذَابَ بِمَا كُنتُمْ تَكْفُرُونَ ﴿١٠٦﴾

    روزی که چهره‌هایی سفید و چهره‌هایی سیاه می‌شود. اما آنان که روسیاه شوند، «آیا پس از ایمان آوردنتان حق‌پوشی کردید؟! پس به‌خاطر حق‌پوشی‌هایی که می‌کردید عذاب را بچشید.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    • از آنجا که جملهٔ «أکفرتم...» مطلبی است که به روسیاهان گفته می‌شود، ترجمهٔ آن مانند سایر نقل قول‌ها در گیومه قرار گرفت.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٥٤ · ١٨ مايو ٢٠٢٣
  107. ١٠٧

    وَأَمَّا ٱلَّذِينَ ٱبْيَضَّتْ وُجُوهُهُمْ فَفِى رَحْمَةِ ٱللَّهِ هُمْ فِيهَا خَٰلِدُونَ ﴿١٠٧﴾

    ولی کسانی که روسفید شوند، در رحمت خدایند و آنها در آن جاودانه‌اند.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    • جملهٔ «هم فیها خالدون» عبارت جداگانه‌ای مرتبط با جملهٔ قبلی است و بخشی از آن نیست.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٥٤ · ١٨ مايو ٢٠٢٣
  108. ١٠٨

    تِلْكَ ءَايَٰتُ ٱللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِٱلْحَقِّ ۗ وَمَا ٱللَّهُ يُرِيدُ ظُلْمًۭا لِّلْعَٰلَمِينَ ﴿١٠٨﴾

    آنها نشانه‌های خداست که بر مبنایی درست بر تو تلاوتش می‌کنیم. و خدا نمی‌خواهد بر جهان‌ها ستمی روا دارد.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٥٤ · ١٨ مايو ٢٠٢٣
  109. ١٠٩

    وَلِلَّهِ مَا فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِى ٱلْأَرْضِ ۚ وَإِلَى ٱللَّهِ تُرْجَعُ ٱلْأُمُورُ ﴿١٠٩﴾

    و آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است از آنِ خداست و همهٔ امور به خدا باز می‌گردد.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    • همان‌گونه که در ترجمهٔ آیهٔ ۲۱۰ سورهٔ بقره گذشت، «تُرجَع» طبق قرائت عاصم این‌گونه خوانده می‌شود، ولی چون اغلب راویان قرآن این کلمه را «تَرجِع» خوانده‌اند، که معنای بهتری نیز دارد، این واژه به‌صورت معلوم ترجمه شد.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٥٤ · ١٨ مايو ٢٠٢٣
  110. ١١٠

    كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِٱلْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ ٱلْمُنكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِٱللَّهِ ۗ وَلَوْ ءَامَنَ أَهْلُ ٱلْكِتَٰبِ لَكَانَ خَيْرًۭا لَّهُم ۚ مِّنْهُمُ ٱلْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ ٱلْفَٰسِقُونَ ﴿١١٠﴾

    شما بهترین امتی بودید که برای مردم پدیدار شده است؛ به پسند عرف فرمان می‌دهید و از ناپسند باز می‌دارید و به خدا ایمان دارید. و اگر اهل کتاب ایمان آورده بودند قطعاً برایشان بهتر بود. برخی از آنها مؤمن‌اند، ولی بیشترشان نابه‌کارند.

    ملاحظات على الترجمة (٣)
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٥٩ · ٢٨ مايو ٢٠٢٣
  111. ١١١

    لَن يَضُرُّوكُمْ إِلَّآ أَذًۭى ۖ وَإِن يُقَٰتِلُوكُمْ يُوَلُّوكُمُ ٱلْأَدْبَارَ ثُمَّ لَا يُنصَرُونَ ﴿١١١﴾

    جز در حد آزار دادنی، زیانی به شما نخواهند رساند. و اگر با شما بجنگند به شما پشت می‌کنند و آن‌گاه حمایت نخواهند شد.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    • «اذی» مصدر و به‌معنی «آزار دادن» است و صفت «اندک» که در اغلب ترجمه‌ها برای آن ذکر شده، در متن آیه وجود ندارد و نکره آمدن این واژه می‌تواند به نکات دیگری غیر از کم بودن نیز اشاره داشته باشد.
    • توضیح معنای مادهٔ «نصر» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۳ همین سوره گذشت.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٥٩ · ٢٨ مايو ٢٠٢٣
  112. ١١٢

    ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ ٱلذِّلَّةُ أَيْنَ مَا ثُقِفُوٓا۟ إِلَّا بِحَبْلٍۢ مِّنَ ٱللَّهِ وَحَبْلٍۢ مِّنَ ٱلنَّاسِ وَبَآءُو بِغَضَبٍۢ مِّنَ ٱللَّهِ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ ٱلْمَسْكَنَةُ ۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُوا۟ يَكْفُرُونَ بِـَٔايَٰتِ ٱللَّهِ وَيَقْتُلُونَ ٱلْأَنۢبِيَآءَ بِغَيْرِ حَقٍّۢ ۚ ذَٰلِكَ بِمَا عَصَوا۟ وَّكَانُوا۟ يَعْتَدُونَ ﴿١١٢﴾

    هر جا شناسایی شوند، برایشان خواری رقم خورده است؛ مگر با ریسمانی از جانب خدا و ریسمانی از جانب مردم. و به خشمی از جانب خدا در افتادند و برایشان درماندگی رقم خورد. این از آن‌رو بود که دربارهٔ نشانه‌های خدا حق‌پوشی می‌کردند و پیامبران را به‌ناحق می‌کشتند، و این به‌خاطر آن بود که نافرمانی کردند و اهل تجاوز به حقوق دیگران بودند.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٥٩ · ٢٨ مايو ٢٠٢٣
  113. ١١٣

    ۞ لَيْسُوا۟ سَوَآءًۭ ۗ مِّنْ أَهْلِ ٱلْكِتَٰبِ أُمَّةٌۭ قَآئِمَةٌۭ يَتْلُونَ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ ءَانَآءَ ٱلَّيْلِ وَهُمْ يَسْجُدُونَ ﴿١١٣﴾

    آنها یکسان نیستند؛ از اهل کتاب گروهی ویژه‌اند که برخاسته و در حالی که سجده می‌کنند، ساعات شب را به تلاوت نشانه‌های خدا می‌پردازند.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    • «قائم» ویژگی «برخاستن و قیام کردن» را می‌رساند و اگرچه از نظر مفهومی علاوه بر برخاستن برای عبادت، قیام به حق و درستکاری را هم شامل می‌شود، ولی دلیلی برای افزوده‌های اغلب مترجمان در این بخش وجود ندارد.
    • «آناء» جمع «أنی» به‌معنی «سررسید زمان» است که در تعابیر متداول به آن «لحظه» یا «ساعت» گفته می‌شود.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٥٩ · ٢٨ مايو ٢٠٢٣
  114. ١١٤

    يُؤْمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلْيَوْمِ ٱلْءَاخِرِ وَيَأْمُرُونَ بِٱلْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ ٱلْمُنكَرِ وَيُسَٰرِعُونَ فِى ٱلْخَيْرَٰتِ وَأُو۟لَٰٓئِكَ مِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ ﴿١١٤﴾

    به خدا و روز واپسین ایمان دارند و به پسند عرف فرمان می‌دهند و از ناپسند باز می‌دارند و همواره در خوبی‌ها شتاب می‌کنند. و ایشان از شایستگان‌اند.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    • باب مفاعله در «سارعوا» بیانگر استمرار در «شتاب» است.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٥٩ · ٢٨ مايو ٢٠٢٣
  115. ١١٥

    وَمَا يَفْعَلُوا۟ مِنْ خَيْرٍۢ فَلَن يُكْفَرُوهُ ۗ وَٱللَّهُ عَلِيمٌۢ بِٱلْمُتَّقِينَ ﴿١١٥﴾

    و هر خوبی‌ای انجام دهند، هرگز نادیده گرفته نخواهد شد؛ و خدا به پرواپیشگان داناست.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    • «یُکفَروه» مجهول «کَفَر» در ثلاثی مجرد و به‌معنی «پوشاندن و نادیده گرفتن» است.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٥٩ · ٢٨ مايو ٢٠٢٣
  116. ١١٦

    إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ لَن تُغْنِىَ عَنْهُمْ أَمْوَٰلُهُمْ وَلَآ أَوْلَٰدُهُم مِّنَ ٱللَّهِ شَيْـًۭٔا ۖ وَأُو۟لَٰٓئِكَ أَصْحَٰبُ ٱلنَّارِ ۚ هُمْ فِيهَا خَٰلِدُونَ ﴿١١٦﴾

    به‌راستی کسانی که حق‌پوشی کردند، هرگز نه دارایی‌هایشان و نه فرزندانشان هیچ نیازی از آنها را در قبال خدا برطرف نمی‌سازد و ایشان اهل آتش‌اند و در آن جاودانه خواهند بود.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٦٢ · ٦ يونيو ٢٠٢٣
  117. ١١٧

    مَثَلُ مَا يُنفِقُونَ فِى هَٰذِهِ ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا كَمَثَلِ رِيحٍۢ فِيهَا صِرٌّ أَصَابَتْ حَرْثَ قَوْمٍۢ ظَلَمُوٓا۟ أَنفُسَهُمْ فَأَهْلَكَتْهُ ۚ وَمَا ظَلَمَهُمُ ٱللَّهُ وَلَٰكِنْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ﴿١١٧﴾

    داستان آنچه در این زندگی دنیا هزینه می‌کنند به داستان بادی می‌ماند که در آن سوزی است و به محصول کشاورزی گروهی که به خود ستم کرده‌اند زده و آن را نابود ساخته است. و خدا به آنها ستم نکرده، بلکه آنان به خود ستم می‌کنند.

    ملاحظات على الترجمة (٣)
    • توضیح معنی «مثل» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۷ سورهٔ بقره گذشت.
    • «صرّ» به‌معنی «بروز شدّت در هر موضوعی» است و وقتی دربارهٔ باد به‌کار می‌رود، مفهوم «سوز» را می‌رساند که برخلاف نظر اغلب مترجمان، اعم از سرما یا گرماست.
    • معنای «حرث» و تفاوت آن با دیدگاه مشهور در ترجمهٔ آیهٔ ۲۲۳ سورهٔ بقره توضیح داده شد.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٦٢ · ٦ يونيو ٢٠٢٣
  118. ١١٨

    يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا تَتَّخِذُوا۟ بِطَانَةًۭ مِّن دُونِكُمْ لَا يَأْلُونَكُمْ خَبَالًۭا وَدُّوا۟ مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ ٱلْبَغْضَآءُ مِنْ أَفْوَٰهِهِمْ وَمَا تُخْفِى صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ ۚ قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ ٱلْءَايَٰتِ ۖ إِن كُنتُمْ تَعْقِلُونَ ﴿١١٨﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید از غیر خودتان صاحب سرّی بر نگیرید؛ آنها از هیچ ضربه‌ای به شما فروگذار نمی‌کنند و دوست دارند شما گرفتار دشواری و آشفتگی شوید. کینه و دشمنی از باز شدن‌های دهانشان معلوم شده و آنچه سینه‌هاشان نهان می‌دارد بزرگ‌تر است. به‌راستی اگر درک کنید، ما نشانه‌ها را به‌روشنی برایتان بیان کرده‌ایم.

    ملاحظات على الترجمة (٦)
    • «بطانة» مصدر و بیان مبالغه‌آمیز از مادهٔ «بطن» به‌معنی «بسیار درونی» است که برای اشاره به «فرد محرم و قابل اعتماد» به‌کار می‌رود؛ همان‌گونه که برای «آستری لباس» نیز استفاده می‌شود.
    • «یألون» از مادهٔ «ألو» به‌معنی «سستی و کوتاهی کردن» است.
    • «خبال» به‌معنی «تباهی و ضعف» و مجموع عبارت، کنایه از «ضربه زدن برای ایجاد مشکل و نابسامانی» است.
    • «عنتّم» از مادهٔ «عنت» به‌معنی «قرار گرفتن در مشقت همراه با اختلال» است.
    • «بدت» از مادهٔ «بدو» به‌معنی «آشکار شدن ناخودآگاه و طبیعی» است که معمولاً برای بیان آن از تعبیر «معلوم شدن» استفاده می‌شود.
    • «فوه» بر حالت «باز بودن دهان» و «فم» بر بسته بودن آن دلالت دارد.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٦٢ · ٦ يونيو ٢٠٢٣
  119. ١١٩

    هَٰٓأَنتُمْ أُو۟لَآءِ تُحِبُّونَهُمْ وَلَا يُحِبُّونَكُمْ وَتُؤْمِنُونَ بِٱلْكِتَٰبِ كُلِّهِۦ وَإِذَا لَقُوكُمْ قَالُوٓا۟ ءَامَنَّا وَإِذَا خَلَوْا۟ عَضُّوا۟ عَلَيْكُمُ ٱلْأَنَامِلَ مِنَ ٱلْغَيْظِ ۚ قُلْ مُوتُوا۟ بِغَيْظِكُمْ ۗ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمٌۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ ﴿١١٩﴾

    به‌هوش باشید! این شمایید که با آنکه آنها دوستتان ندارند، دوستشان دارید و به کتاب، هر چه باشد، ایمان می‌آورید. و هر گاه با شما روبرو شوند گویند: «ایمان آوردیم.» و چون خلوت کنند از خشمِ بر شما سرانگشتان را می‌گزند. بگو: «از خشمتان بمیرید!» به‌راستی خدا به آنچه اختیار سینه‌ها را دارد داناست.

    ملاحظات على الترجمة (٣)
    • «کتاب» در اینجا به‌صورت مفرد آمده و ضمیر «کلّه» که به آن باز می‌گردد نیز مفرد است؛ لذا الف و لام آن نه بیانگر استغراق، بلکه بیانگر جنس است. بر این اساس ترجمهٔ رایج آن به‌صورت جمع، ترجمهٔ دقیقی به‌نظر نمی‌رسد.
    • «أنامل» جمع «أنمَلة» به‌معنی «بند اول انگشت» است.
    • «ذات» مؤنث «ذا» و «ذو» است و کاربردهای متعدد آن در قرآن نشان می‌دهد همه‌جا به معنای لغوی یعنی «صاحب و دارنده» به‌کار رفته است و دلیلی ندارد اینجا آن را متفاوت معنی کنیم. توضیح بیشتر این نکته در یادداشتی جداگانه تقدیم می‌شود.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٦٢ · ٦ يونيو ٢٠٢٣
  120. ١٢٠

    إِن تَمْسَسْكُمْ حَسَنَةٌۭ تَسُؤْهُمْ وَإِن تُصِبْكُمْ سَيِّئَةٌۭ يَفْرَحُوا۟ بِهَا ۖ وَإِن تَصْبِرُوا۟ وَتَتَّقُوا۟ لَا يَضُرُّكُمْ كَيْدُهُمْ شَيْـًٔا ۗ إِنَّ ٱللَّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطٌۭ ﴿١٢٠﴾

    اگر به شما خیری برسد ناخرسندشان می‌کند و اگر گزندی بر شما وارد شود بدان شاد شوند. ولی اگر شکیبا باشید و پروا کنید، نیرنگشان هیچ زیانی به شما نمی‌زند. به‌راستی خدا به آنچه انجام می‌دهند احاطه دارد.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    • «مسّ» و «اصابة» به‌معنی «برخورد کردن و رسیدن دو چیز به هم» است، با این تفاوت که «مسّ» به «کمترین مرحلهٔ به هم رسیدن» اطلاق می‌شود و «اصابت» برای «برخورد کامل و در جریانی طبیعی» به‌کار می‌رود.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٦٨ · ١٨ يونيو ٢٠٢٣
  121. ١٢١

    وَإِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِكَ تُبَوِّئُ ٱلْمُؤْمِنِينَ مَقَٰعِدَ لِلْقِتَالِ ۗ وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿١٢١﴾

    و آن هنگام که از روال خانواده‌ات جدا شدی تا مؤمنان را در مواضعی برای کارزار مستقر کنی؛ و خدا شنوا و داناست.

    ملاحظات على الترجمة (٣)
    • «غدو» به‌معنی «دگرگون شدن چیزی از روال عادی» است و به صبحگاهان «غداة» یا «غُدُو» و به فردا «غد» گفته می‌شود زیرا جریان شب هنگام بامداد و جریان روز با آمدن روز بعدی تحول پیدا می‌کند؛ نه به این خاطر که بامداد یا روز بعد بخشی از معنای این ماده است. اما عموم مترجمان همه‌جا صبح را در معنای آن آورده و حتی در ترجمهٔ «غدوّها شهر و رواحها شهر» (سبأ، ۱۲) با آنکه مفهومی متناقض پیدا می‌کند گفته‌اند: «باد بامدادان یک ماهه می‌رفت و شامگاهان یک ماهه می‌آمد»! در حالی که «غُدوّها» به‌معنی «دگرگون شدن و از جریان افتادن باد» و مفهوم جمله، «از جریان افتادن باد، یک ماه و به جریان افتادنش یک ماه بود» است.
    • توضیح معنای «بوء» در ترجمهٔ آیهٔ ۶۱ سورهٔ بقره گذشت.
    • «مقاعد» جمع «مقعد» به‌معنی «جایگاه نشستن» است. معمولاً در فارسی به محل قرار گرفتن نیروهای نظامی «موضع» گفته می‌شود.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٦٨ · ١٨ يونيو ٢٠٢٣
  122. ١٢٢

    إِذْ هَمَّت طَّآئِفَتَانِ مِنكُمْ أَن تَفْشَلَا وَٱللَّهُ وَلِيُّهُمَا ۗ وَعَلَى ٱللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ ٱلْمُؤْمِنُونَ ﴿١٢٢﴾

    آن‌گاه که دو گروه از شما تصمیم گرفتند سستی ورزند، با آنکه خدا سرپرست آنهاست! ولی باید اعتماد و تکیهٔ مؤمنان بر خدا باشد.

    ملاحظات على الترجمة (٣)
    • توضیح معنای «طائفة» در ترجمهٔ آیهٔ ۶۹ همین سوره گذشت.
    • «فشل» به‌معنی «سستی اراده» است.
    • مادهٔ «وکل» به‌معنی «اعتماد کردن به کسی و سپردن کار به او» است و «توکل» به‌معنی برگزیدن چنین کسی است و وقتی با حرف «علی» به‌کار رود، تأکید بیشتری بر «تکیه کردن بر فرد قابل اعتماد» را می‌رساند.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٦٨ · ١٨ يونيو ٢٠٢٣
  123. ١٢٣

    وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ ٱللَّهُ بِبَدْرٍۢ وَأَنتُمْ أَذِلَّةٌۭ ۖ فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ﴿١٢٣﴾

    و یقیناً در بدر، خدا در شرایطی که خوار بودید از شما حمایت کرد؛ پس از خدا پروا داشته باشید؛ باشد که قدرشناسی کنید.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٦٨ · ١٨ يونيو ٢٠٢٣
  124. ١٢٤

    إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِينَ أَلَن يَكْفِيَكُمْ أَن يُمِدَّكُمْ رَبُّكُم بِثَلَٰثَةِ ءَالَٰفٍۢ مِّنَ ٱلْمَلَٰٓئِكَةِ مُنزَلِينَ ﴿١٢٤﴾

    هنگامی که به مؤمنان می‌گفتی: «آیا شما را این بس نیست که خداوندگارتان با سه هزار تا از فرشتگان در حالی که فرو فرستاده شده‌اند امدادتان کند؟

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    • جمع آمدن «ملائکة» و مجرور شدنش به «من» باید در ترجمه لحاظ شود؛ لذا تعبیر «سه هزار فرشته» ترجمهٔ دقیقی نیست.
    • «منزلین» حال از «ملائکة» است و نباید مانند اغلب مترجمان آن را به صورت صفت ترجمه کرد.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٦٨ · ١٨ يونيو ٢٠٢٣
  125. ١٢٥

    بَلَىٰٓ ۚ إِن تَصْبِرُوا۟ وَتَتَّقُوا۟ وَيَأْتُوكُم مِّن فَوْرِهِمْ هَٰذَا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُم بِخَمْسَةِ ءَالَٰفٍۢ مِّنَ ٱلْمَلَٰٓئِكَةِ مُسَوِّمِينَ ﴿١٢٥﴾

    آری اگر شکیبایی ورزید و پروا کنید و با همین جوش و خروش به سراغ شما آیند، خداوندگارتان با پنج هزار تا از فرشتگان در حالی که نشان‌گذارنده‌اند امدادتان خواهد کرد.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    • «فور» و «فوران» به‌معنی «بالا آمدن با تندی» است که به آن «جوش و خروش» گفته می‌شود.
    • مادهٔ «سوم» به‌معنی «نشان و در معرض قرار دادن» و «تسویم» به‌معنی «نشان گذاشتن و عرضه کردن» است و در اینجا می‌تواند بیانگر تأثیری باشد که فرشتگان در دل‌ها به‌جا می‌گذاشتند. البته در برخی روایت‌ها «مسوَّمین» به فتح واو قرائت شده که در این صورت باید «نشان‌گذاری‌شده» ترجمه شود.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٦٨ · ١٨ يونيو ٢٠٢٣
  126. ١٢٦

    وَمَا جَعَلَهُ ٱللَّهُ إِلَّا بُشْرَىٰ لَكُمْ وَلِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُكُم بِهِۦ ۗ وَمَا ٱلنَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِندِ ٱللَّهِ ٱلْعَزِيزِ ٱلْحَكِيمِ ﴿١٢٦﴾

    و خدا آن را جز به‌عنوان مژده‌ای برای شما قرار نداد، تا دل‌هاتان با آن آرام گیرد؛ وگرنه آن حمایت اصلی جز از جانب خدای عزتمند فرزانه نخواهد بود.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    • با توجه به سیاق آیات و همراه بودن «النصر» با الف و لام عهد ذهنی، به‌نظر می‌رسد منظور آیه این است که آن امداد غیبی صرفاً برای دلگرم کردن شما انجام شد و حمایت و پیروزی مطلوبی که در ذهن شماست و انتظارش را دارید، جز با اراده و اذن خدا محقق نخواهد شد؛ لذا «واو» دوم «وگرنه» ترجمه شد.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٧٣ · ٢٧ يونيو ٢٠٢٣
  127. ١٢٧

    لِيَقْطَعَ طَرَفًۭا مِّنَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓا۟ أَوْ يَكْبِتَهُمْ فَيَنقَلِبُوا۟ خَآئِبِينَ ﴿١٢٧﴾

    تا یک سمت از آنان که حق‌پوشی کردند را از بین ببرد یا خوار و رسوایشان سازد، پس ناامید و دست خالی بازگردند.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    • «طرف» به‌معنی «کنار و منتهای هر چیز» است و بریدن کناره‌ای از کافران کنایه از نابود کردن بخش قابل توجهی از آنان و وارد شدن لطمه به جبههٔ آنان است. این مفهوم در تعابیر رایج فارسی با عبارت «از بین بردن یک سمت» به‌کار می‌رود.
    • «خیبت» به‌معنی «یأس و محرومیت پس از امیدواری» است که در زبان رایج به آن «دست خالی برگشتن» می‌گویند.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٧٣ · ٢٧ يونيو ٢٠٢٣
  128. ١٢٨

    لَيْسَ لَكَ مِنَ ٱلْأَمْرِ شَىْءٌ أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ أَوْ يُعَذِّبَهُمْ فَإِنَّهُمْ ظَٰلِمُونَ ﴿١٢٨﴾

    چیزی از این موضوع در اختیار تو نیست؛ یا بر آنان رو می‌آورد یا عذابشان می‌کند که به‌راستی آنها ستمگرند.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٧٣ · ٢٧ يونيو ٢٠٢٣
  129. ١٢٩

    وَلِلَّهِ مَا فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِى ٱلْأَرْضِ ۚ يَغْفِرُ لِمَن يَشَآءُ وَيُعَذِّبُ مَن يَشَآءُ ۚ وَٱللَّهُ غَفُورٌۭ رَّحِيمٌۭ ﴿١٢٩﴾

    و آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است از آنِ خداست؛ هر که را بخواهد می‌آمرزد و هر که را بخواهد عذاب می‌کند. و خدا آمرزنده و مهربان است.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    • -
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٧٣ · ٢٧ يونيو ٢٠٢٣
  130. ١٣٠

    يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا تَأْكُلُوا۟ ٱلرِّبَوٰٓا۟ أَضْعَٰفًۭا مُّضَٰعَفَةًۭ ۖ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿١٣٠﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، ربا را در حالی که چندین و چند برابر می‌شود نخورید و از خدا پروا کنید، باشد که رستگار شوید.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٧٧ · ٤ يوليو ٢٠٢٣
  131. ١٣١

    وَٱتَّقُوا۟ ٱلنَّارَ ٱلَّتِىٓ أُعِدَّتْ لِلْكَٰفِرِينَ ﴿١٣١﴾

    و پروای آتش را داشته باشید که برای حق‌پوشان فراهم آمده است.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٧٧ · ٤ يوليو ٢٠٢٣
  132. ١٣٢

    وَأَطِيعُوا۟ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ﴿١٣٢﴾

    و از خدا و این فرستاده فرمان برید، باشد که بر شما مهر آورده شود.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    • نزدیک‌ترین معادل برای «رحمت کردن کسی» تعبیر «مهر آوردن بر کسی» است و بر این اساس بهترین معادل برای «رحمت شدن» تعبیر «مهر آورده شدن» است.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٧٧ · ٤ يوليو ٢٠٢٣
  133. ١٣٣

    ۞ وَسَارِعُوٓا۟ إِلَىٰ مَغْفِرَةٍۢ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا ٱلسَّمَٰوَٰتُ وَٱلْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ ﴿١٣٣﴾

    و برای رسیدن به آمرزشی از جانب خداوندگارتان و بهشتی به پهنای آسمان‌ها و زمین که برای پرواپیشگان فراهم آمده است، شتاب داشته باشید.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    • «سارعوا» چون در باب مفاعله است، دوام و استمرار را می‌رساند.
    • «عرض» به‌معنی «در معرض دید قرار دادن» است و معمولاً به آن بخش از هر چیز که در معرض دید است «پهنا» گفته می‌شود.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٧٧ · ٤ يوليو ٢٠٢٣
  134. ١٣٤

    ٱلَّذِينَ يُنفِقُونَ فِى ٱلسَّرَّآءِ وَٱلضَّرَّآءِ وَٱلْكَٰظِمِينَ ٱلْغَيْظَ وَٱلْعَافِينَ عَنِ ٱلنَّاسِ ۗ وَٱللَّهُ يُحِبُّ ٱلْمُحْسِنِينَ ﴿١٣٤﴾

    آنان که در خوشی و خسارت‌زدگی انفاق می‌کنند و فرو خورندگان خشم و گذشت‌کنندگان از مردم‌اند. و خدا نیکوکاران را دوست دارد.

    ملاحظات على الترجمة (٣)
    • «سرّاء» از مادهٔ «سرور» و به‌معنی «شادی و خوشی» است.
    • در ترجمهٔ آیهٔ ۱۷۷ سورهٔ بقره معنای «الضرّاء» توضیح داده شد.
    • «کظم» به‌معنی «نگه داشتن چیزی در درون و ابراز نکردن آن» است. در تعابیر رایج، به نگه داشتن خشم «فرو خوردن» می‌گویند.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٧٧ · ٤ يوليو ٢٠٢٣
  135. ١٣٥

    وَٱلَّذِينَ إِذَا فَعَلُوا۟ فَٰحِشَةً أَوْ ظَلَمُوٓا۟ أَنفُسَهُمْ ذَكَرُوا۟ ٱللَّهَ فَٱسْتَغْفَرُوا۟ لِذُنُوبِهِمْ وَمَن يَغْفِرُ ٱلذُّنُوبَ إِلَّا ٱللَّهُ وَلَمْ يُصِرُّوا۟ عَلَىٰ مَا فَعَلُوا۟ وَهُمْ يَعْلَمُونَ ﴿١٣٥﴾

    و کسانی که چون کار زشت آشکاری انجام دهند یا بر خود ستم کنند خدا را به یاد آورند و برای گناهانشان آمرزش بخواهند - و چه کسی جز خدا گناهان را می‌آمرزد؟ - و بر آنچه کرده‌اند، آگاهانه اصرار نمی‌ورزند.

    ملاحظات على الترجمة (٣)
    • معنای «فحشاء» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۶۹ سورهٔ بقره بیان شد.
    • جملهٔ «و من یغفر الذنوب الا الله» معترضه است.
    • «و هم یعلمون» جملهٔ حالیه است و بر همین اساس «آگاهانه» ترجمه شد.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٧٧ · ٤ يوليو ٢٠٢٣
  136. ١٣٦

    أُو۟لَٰٓئِكَ جَزَآؤُهُم مَّغْفِرَةٌۭ مِّن رَّبِّهِمْ وَجَنَّٰتٌۭ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَا ۚ وَنِعْمَ أَجْرُ ٱلْعَٰمِلِينَ ﴿١٣٦﴾

    آنها پاداششان آمرزشی است از جانب خداوندگارشان و باغ‌هایی که از زیرشان جوی‌ها روان است در حالی که در آنها جاودانه خواهند بود. و چه خوب است پاداش اهل عمل!

    ملاحظات على الترجمة (١)
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٨٠ · ٩ يوليو ٢٠٢٣
  137. ١٣٧

    قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِكُمْ سُنَنٌۭ فَسِيرُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ فَٱنظُرُوا۟ كَيْفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلْمُكَذِّبِينَ ﴿١٣٧﴾

    پیش از شما سنت‌هایی بوده که زمانش سپری شده است؛ پس در زمین بگردید و بنگرید سرانجام تکذیب‌کنندگان چگونه بوده است.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    • توضیح معنای «خلت» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۳۴ سورهٔ بقره گذشت.
    • «سنت» به‌معنی «روش جاری و مشخص» و منظور از آن «قوانین هستی» است. در زبان فارسی خود این واژه بیش از هر معادلی به‌کار می‌رود.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٨٠ · ٩ يوليو ٢٠٢٣
  138. ١٣٨

    هَٰذَا بَيَانٌۭ لِّلنَّاسِ وَهُدًۭى وَمَوْعِظَةٌۭ لِّلْمُتَّقِينَ ﴿١٣٨﴾

    این روشنگری‌ای برای مردم و راهبری و پندی برای پرواپیشگان است.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    • «بیان» به‌معنی «روشن و آشکار کردن» است و نکره بودنش با «ی» نکره بازتاب داده شد.
    • توضیح معنای «هدایت» در ترجمهٔ آیهٔ ۶ سورهٔ حمد بیان شد.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٨٠ · ٩ يوليو ٢٠٢٣
  139. ١٣٩

    وَلَا تَهِنُوا۟ وَلَا تَحْزَنُوا۟ وَأَنتُمُ ٱلْأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ﴿١٣٩﴾

    و سست نشوید و غم مخورید که اگر مؤمن باشید، شما برترید.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    • مادهٔ «وهن» به‌معنی «سستی» است و با توجه به کاربردهای دیگرش در آیاتی چون «وهن العظم مني» باید آن را «سست شدن» ترجمه کرد نه «سستی ورزیدن».
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٨٠ · ٩ يوليو ٢٠٢٣
  140. ١٤٠

    إِن يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌۭ فَقَدْ مَسَّ ٱلْقَوْمَ قَرْحٌۭ مِّثْلُهُۥ ۚ وَتِلْكَ ٱلْأَيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ ٱلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَيَتَّخِذَ مِنكُمْ شُهَدَآءَ ۗ وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ ٱلظَّٰلِمِينَ ﴿١٤٠﴾

    اگر شما دچار جراحتی می‌شوید، قطعاً آن گروه نیز دچار زخمی مشابه شده‌اند؛ و آن روزها را در میان مردم دست به دست می‌گردانیم؛ و تا خدا کسانی را که ایمان آورده‌اند بشناسد و از میان شما گواهانی بر گیرد. و خدا ستمگران را دوست ندارد.

    ملاحظات على الترجمة (٥)
    • توضیح معنای «مسّ» در ترجمهٔ آیهٔ ۸۰ سورهٔ بقره گذشت.
    • «قرح» به‌معنی «آثار جراحت در بدن» است که به آن «زخم» نیز گفته می‌شود.
    • «مداولة» به‌معنی «انتقال و جابه‌جایی مستمر» است. در فارسی برای مفهوم «انتقال چیزی در میان مردم» از تعبیر «دست به دست گشتن» استفاده می‌شود.
    • «ولیعلم» عطف به «فقد مسّ» و بیانگر حکمت دیگری در کنار حکمت‌هایی مقدر است؛ اما با توجه به اینکه در خود آیه به آن حکمت‌ها تصریح نشده، آوردنش در ترجمه نادرست است.
    • «لیعلم» به‌معنی «بداند» یا «بشناسد» است و اینکه مترجمان قرآن آن را «معلوم کند» یا «مشخص کند» یا «شناخته شوند» و امثال آن ترجمه کرده‌اند، دخالت دادن تفسیر و باورهای قبلی در ترجمه است. البته تردیدی نیست که دانستن و شناختن خدا به‌معنی جهل قبلی او نیست و استفاده از این تعبیر می‌تواند برای تأکید بر رسیدن به درجه‌ای از ایمان باشد که مقبول خداست و آن را ایمان حقیقی می‌داند.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٨٠ · ٩ يوليو ٢٠٢٣
  141. ١٤١

    وَلِيُمَحِّصَ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَيَمْحَقَ ٱلْكَٰفِرِينَ ﴿١٤١﴾

    و تا خدا کسانی را که ایمان آورده‌اند پالایش و حق‌پوشان را نابود کند.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    • «تمحیص» به‌معنی «زدودن ناپاکی‌ها و ناخالصی‌ها» است.
    • «محق» به‌معنی «کاستن تا حد از بین بردن» است.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٨٣ · ١٦ يوليو ٢٠٢٣
  142. ١٤٢

    أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُوا۟ ٱلْجَنَّةَ وَلَمَّا يَعْلَمِ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ جَٰهَدُوا۟ مِنكُمْ وَيَعْلَمَ ٱلصَّٰبِرِينَ ﴿١٤٢﴾

    آیا پنداشته‌اید در حالی وارد بهشت خواهید شد که خدا هنوز کسانی از شما را که جهاد کرده‌اند نمی‌شناسد و هم‌زمان شکیبایان را نمی‌شناسد؟

    ملاحظات على الترجمة (١)
    • در صورتی که طبق اغلب روایات قرآن «و یعلمَ» مفتوح خوانده شود، بر اساس قواعد نحوی یا باید آن را عطف به «و لیعلم الله الذین آمنوا» در آیهٔ ۱۴۰ بدانیم و این قسمت را «و تا خدا شکیبایان را بشناسد» ترجمه کنیم یا اگر همچون برخی مفسران، عامل نصب آن را «واو معیت» و مفهوم جمله را شبیه «لاتأکل السمک و تشربَ اللبن» بدانیم باید آن را «و هم‌زمان شکیبایان را نمی‌شناسد» ترجمه کنیم. اما ترجمه‌های رایج فقط با قرائتی سازگار است که «و یعلمِ» را به‌صورت مکسور می‌خواند.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٨٣ · ١٦ يوليو ٢٠٢٣
  143. ١٤٣

    وَلَقَدْ كُنتُمْ تَمَنَّوْنَ ٱلْمَوْتَ مِن قَبْلِ أَن تَلْقَوْهُ فَقَدْ رَأَيْتُمُوهُ وَأَنتُمْ تَنظُرُونَ ﴿١٤٣﴾

    و البته پیش از آنکه با مرگ روبرو شوید آرزویش را داشتید، اما آن را دیدید در حالی که نگران بودید.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    • «نظر» به‌معنی «نگریستن همراه با تأمل و بررسی» است و سیاق آیه از همراه بودن آن با نوعی اضطراب حکایت دارد.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٨٣ · ١٦ يوليو ٢٠٢٣
  144. ١٤٤

    وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌۭ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ ٱلرُّسُلُ ۚ أَفَإِي۟ن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ ٱنقَلَبْتُمْ عَلَىٰٓ أَعْقَٰبِكُمْ ۚ وَمَن يَنقَلِبْ عَلَىٰ عَقِبَيْهِ فَلَن يَضُرَّ ٱللَّهَ شَيْـًۭٔا ۗ وَسَيَجْزِى ٱللَّهُ ٱلشَّٰكِرِينَ ﴿١٤٤﴾

    و محمد کسی نیست جز فرستاده‌ای که پیش از او فرستادگان بودند و دورانشان سپری شد. پس آیا اگر او بمیرد یا کشته شود، شما به گذشتهٔ خود عقبگرد می‌کنید؟ و هر کس به عقب برگردد هیچ زیانی به خدا نخواهد رساند؛ و خدا قدرشناسان را پاداش خواهد داد.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٨٣ · ١٦ يوليو ٢٠٢٣
  145. ١٤٥

    وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَن تَمُوتَ إِلَّا بِإِذْنِ ٱللَّهِ كِتَٰبًۭا مُّؤَجَّلًۭا ۗ وَمَن يُرِدْ ثَوَابَ ٱلدُّنْيَا نُؤْتِهِۦ مِنْهَا وَمَن يُرِدْ ثَوَابَ ٱلْءَاخِرَةِ نُؤْتِهِۦ مِنْهَا ۚ وَسَنَجْزِى ٱلشَّٰكِرِينَ ﴿١٤٥﴾

    هیچ شخصی جز به اذن خدا و بر اساس آنچه با سرآمدی مشخص مقرر کرده است نمی‌میرد. و هر کس پاداش دنیا را بخواهد از آن به او می‌دهیم و هر کس پاداش سرای واپسین را بخواهد از آن به او می‌دهیم و قدرشناسان را جزا خواهیم داد.

    ملاحظات على الترجمة (٣)
    • توضیح معنای «اذن» در ترجمهٔ آیهٔ ۹۷ سورهٔ بقره گذشت.
    • «کتاباً» مفعول مطلق از مادهٔ «کتب» به‌معنی «مقرر کردن» و برای تأکید و بیان نوع مضمون جمله است.
    • «مؤجل» به‌معنی «دارای أجل و سرآمد مشخص» است.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٨٣ · ١٦ يوليو ٢٠٢٣
  146. ١٤٦

    وَكَأَيِّن مِّن نَّبِىٍّۢ قَٰتَلَ مَعَهُۥ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌۭ فَمَا وَهَنُوا۟ لِمَآ أَصَابَهُمْ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ وَمَا ضَعُفُوا۟ وَمَا ٱسْتَكَانُوا۟ ۗ وَٱللَّهُ يُحِبُّ ٱلصَّٰبِرِينَ ﴿١٤٦﴾

    و چه بسا پیامبری که تربیت‌یافتگانی فراوان همراه او جنگیدند و بر اثر مصیبت‌هایی که در راه خدا به آنها رسید، سست و ناتوان و درمانده نشدند؛ و خدا شکیبایان را دوست دارد.

    ملاحظات على الترجمة (٣)
    • «رِبّی» به‌معنی «تربیت‌شده و دارای نوع خاصی از تربیت» است و به‌عنوان اصطلاحی خاص برای اشاره به تربیت‌شدگان مکتب انبیا به‌کار می‌رود.
    • توضیح معنای «وهن» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۳۹ همین سوره گذشت.
    • «استکانة» از مادهٔ «کون» در باب استفعال و به‌معنی «بودن در حالت خاصی از ناتوانی و درماندگی» است.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٨٦ · ٣١ يوليو ٢٠٢٣
  147. ١٤٧

    وَمَا كَانَ قَوْلَهُمْ إِلَّآ أَن قَالُوا۟ رَبَّنَا ٱغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِىٓ أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَٱنصُرْنَا عَلَى ٱلْقَوْمِ ٱلْكَٰفِرِينَ ﴿١٤٧﴾

    و سخنشان جز این نبود که گفتند: «ای خداوندگار ما، گناهانمان و زیاده‌روی ما را در کارمان بیامرز و گام‌هایمان را استوار ساز و ما را بر گروه حق‌پوشان پیروز گردان.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    • مادهٔ «نصر» وقتی با حرف «علی» به‌کار رود به‌معنی «پیروزی و غلبه» است.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٨٦ · ٣١ يوليو ٢٠٢٣
  148. ١٤٨

    فَـَٔاتَىٰهُمُ ٱللَّهُ ثَوَابَ ٱلدُّنْيَا وَحُسْنَ ثَوَابِ ٱلْءَاخِرَةِ ۗ وَٱللَّهُ يُحِبُّ ٱلْمُحْسِنِينَ ﴿١٤٨﴾

    پس خدا پاداش دنیا و پاداش نیکوی سرای واپسین را به آنان عطا فرمود و خدا نیکوکاران را دوست دارد.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    • «حُسن» مصدر و به‌معنی «نیکو بودن» است و از باب اضافهٔ صفت به موصوف، به «ثواب» اضافه شده است. استفاده از مصدر به‌جای «حَسَن» می‌تواند همانند «قولوا للناس حُسناً» برای تأکید و برجسته ساختن پاداش بی‌انتها و بدون رنج آخرت در برابر پاداش محدود و آمیخته با رنج دنیا باشد.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٨٦ · ٣١ يوليو ٢٠٢٣
  149. ١٤٩

    يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِن تُطِيعُوا۟ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ يَرُدُّوكُمْ عَلَىٰٓ أَعْقَٰبِكُمْ فَتَنقَلِبُوا۟ خَٰسِرِينَ ﴿١٤٩﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، اگر از کسانی که حق‌پوشی کردند فرمان برید، شما را به عقب باز می‌گردانند و باعث می‌شوند به شرایطی که زیانکار بودید برگردید.

    ملاحظات على الترجمة (٣)
    • معنای «عقِب» و بازگشت به آن در ترجمهٔ آیهٔ ۱۴۳ سورهٔ بقره توضیح داده شد.
    • «ف» در «فتنقلبوا» برای تفریع و بیان سببیت اطاعت از کفار در بازگشت به زیانکاری است.
    • با توجه به حال بودن «خاسرین» و معنای «بازگشت» در مادهٔ «انقلاب» لازم است در ترجمه به «شرایط قبلی زیانکار بودن» اشاره شود.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٨٦ · ٣١ يوليو ٢٠٢٣
  150. ١٥٠

    بَلِ ٱللَّهُ مَوْلَىٰكُمْ ۖ وَهُوَ خَيْرُ ٱلنَّٰصِرِينَ ﴿١٥٠﴾

    آری خدا مولای شماست و او بهترین حمایت‌کننده است.

    ملاحظات على الترجمة (٣)
    • یکی از معانی «بل» تأیید و تأکید جملهٔ بعدی است.
    • «مولی» اسم مکان از ولایت و به‌معنی «محل ظهور سرپرستی و قیام به امور» است و با توجه به اینکه در زبان فارسی معادلی ندارد، بهتر است یا ترجمه نشود یا در شرایطی که نیاز به ترجمهٔ آن بود از تعابیری چون «سرپرست» یا «متولّی» استفاده شود.
    • توضیح معنای مادهٔ «نصر» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۳ همین سوره گذشت.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٨٦ · ٣١ يوليو ٢٠٢٣
  151. ١٥١

    سَنُلْقِى فِى قُلُوبِ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ ٱلرُّعْبَ بِمَآ أَشْرَكُوا۟ بِٱللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِۦ سُلْطَٰنًۭا ۖ وَمَأْوَىٰهُمُ ٱلنَّارُ ۚ وَبِئْسَ مَثْوَى ٱلظَّٰلِمِينَ ﴿١٥١﴾

    به‌زودی در دل‌های کسانی که حق‌پوشی کردند - از آن رو که چیزی را شریک خدا قرار دادند که دلیلی قاطع و برتری‌بخش بر درستی آن فرو نفرستاده است - هراس خواهیم افکند؛ و منزلگاهشان آتش است و چه بد جایگاهی است محل سقوط ستمگران.

    ملاحظات على الترجمة (٣)
    • «سلطان» به‌معنی «توانایی همراه با برتری» است و برای «آنچه باعث تسلط و برتری می‌شود» به‌کار می‌رود؛ و «دلیل قاطع و محکمی که موجب برتری یافتن یکی از طرفین بحث می‌شود» نیز از مصادیق و کاربردهای قرآنی آن است.
    • «مأوی» اسم مکان از مادهٔ «أوي» به‌معنی «عزیمت به‌سوی مقصدی برای استراحت» است.
    • «مثوی» اسم مکان از مادهٔ «ثوي» به‌معنی «سقوط و هبوط» است.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٨٨ · ٥ أغسطس ٢٠٢٣
  152. ١٥٢

    وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ ٱللَّهُ وَعْدَهُۥٓ إِذْ تَحُسُّونَهُم بِإِذْنِهِۦ ۖ حَتَّىٰٓ إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَٰزَعْتُمْ فِى ٱلْأَمْرِ وَعَصَيْتُم مِّنۢ بَعْدِ مَآ أَرَىٰكُم مَّا تُحِبُّونَ ۚ مِنكُم مَّن يُرِيدُ ٱلدُّنْيَا وَمِنكُم مَّن يُرِيدُ ٱلْءَاخِرَةَ ۚ ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَكُمْ ۖ وَلَقَدْ عَفَا عَنكُمْ ۗ وَٱللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى ٱلْمُؤْمِنِينَ ﴿١٥٢﴾

    و قطعاً خدا وعدهٔ خود را برای شما تحقق بخشید؛ آنگاه که به اذن او تار و مارشان می‌کردید؛ تا پس از اینکه آنچه را دوست داشتید به شما نشان داد، سست شدید و در کار با یکدیگر به کشمکش پرداختید و نافرمانی کردید. برخی از شما دنیا را می‌خواست و برخی خواهان سرای واپسین بود. سپس از آنان منصرفتان کرد تا شما را بیازماید و قطعاً از شما در گذشت؛ و خدا اهل افزون‌بخشی بر مؤمنان است.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    • مادهٔ «حسس» در اصل به‌معنی «احاطه و غلبه» است و وقتی دربارهٔ جنگ به‌کار رود، معنای «مغلوب ساختن با کشتار و شدت عمل» را می‌رساند که در فارسی به آن «تار و مار کردن» می‌گویند.
    • توضیح معنای «فضل» در ترجمهٔ آیهٔ ۶۴ سورهٔ بقره گذشت.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٨٨ · ٥ أغسطس ٢٠٢٣
  153. ١٥٣

    ۞ إِذْ تُصْعِدُونَ وَلَا تَلْوُۥنَ عَلَىٰٓ أَحَدٍۢ وَٱلرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ فِىٓ أُخْرَىٰكُمْ فَأَثَٰبَكُمْ غَمًّۢا بِغَمٍّۢ لِّكَيْلَا تَحْزَنُوا۟ عَلَىٰ مَا فَاتَكُمْ وَلَا مَآ أَصَٰبَكُمْ ۗ وَٱللَّهُ خَبِيرٌۢ بِمَا تَعْمَلُونَ ﴿١٥٣﴾

    آنگاه که بالا می‌رفتید و به هیچ‌کس توجه نمی‌کردید، در حالی که این فرستاده شما را در میان آخرین‌هایتان فرا می‌خواند. پس خدا با اندوهی پس از اندوهی دیگر مجازاتتان کرد تا نه به‌خاطر آنچه از دستش دادید و نه آنچه بر سرتان آمد غصه نخورید. و خدا به آنچه می‌کنید آگاه است.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    • همان‌گونه که در ترجمهٔ آیهٔ ۷۸ این سوره گذشت، مادهٔ «لوي» به‌معنی «پیچاندن» است. این ماده وقتی با «علی» به‌کار رود معنای «برگرداندن به‌سوی کسی یا چیزی» را می‌رساند که کنایه از «برگرداندن سر» و «توجه کردن» است.
    • اغلب مترجمان «اخراکم» را به‌معنای «پشت سر شما» و مانند آن دانسته‌اند؛ در حالی که این واژه به‌معنی «دیگری» و کنایه از «افرادی جز شما» یا «آخرین افراد از شما» است و به افراد معدودی اشاره دارد که در جنگ احد در کنار پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) باقی ماندند.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٨٨ · ٥ أغسطس ٢٠٢٣
  154. ١٥٤

    ثُمَّ أَنزَلَ عَلَيْكُم مِّنۢ بَعْدِ ٱلْغَمِّ أَمَنَةًۭ نُّعَاسًۭا يَغْشَىٰ طَآئِفَةًۭ مِّنكُمْ ۖ وَطَآئِفَةٌۭ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنفُسُهُمْ يَظُنُّونَ بِٱللَّهِ غَيْرَ ٱلْحَقِّ ظَنَّ ٱلْجَٰهِلِيَّةِ ۖ يَقُولُونَ هَل لَّنَا مِنَ ٱلْأَمْرِ مِن شَىْءٍۢ ۗ قُلْ إِنَّ ٱلْأَمْرَ كُلَّهُۥ لِلَّهِ ۗ يُخْفُونَ فِىٓ أَنفُسِهِم مَّا لَا يُبْدُونَ لَكَ ۖ يَقُولُونَ لَوْ كَانَ لَنَا مِنَ ٱلْأَمْرِ شَىْءٌۭ مَّا قُتِلْنَا هَٰهُنَا ۗ قُل لَّوْ كُنتُمْ فِى بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ ٱلَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ ٱلْقَتْلُ إِلَىٰ مَضَاجِعِهِمْ ۖ وَلِيَبْتَلِىَ ٱللَّهُ مَا فِى صُدُورِكُمْ وَلِيُمَحِّصَ مَا فِى قُلُوبِكُمْ ۗ وَٱللَّهُ عَلِيمٌۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ ﴿١٥٤﴾

    سپس بعد از اندوه، آسایشی را به‌صورت خوابی سبک بر شما فرو فرستاد که گروهی از شما را فرا گرفت و گروهی نفسشان پریشانشان کرده بود و دربارهٔ خدا به‌ناحق، چیزی همانند آنچه در جاهلیت به نظر می‌رسید، به نظرشان می‌رسید و می‌گفتند: «آیا چیزی از این موضوع در اختیار ماست؟» بگو: «به‌راستی کار کاملاً در اختیار خداست.» در درون خود چیزی را پنهان می‌کنند که برای تو آشکار نمی‌سازند. می‌گویند: «اگر چیزی از کار دست ما بود، اینجا کشته نمی‌شدیم.» بگو: «اگر در خانه‌هاتان بودید هم آنان که کشته شدن بر ایشان مقرر شده بود قطعاً به‌سوی آرامگاه‌های خود رهسپار می‌شدند.» و تا خدا آنچه را در سینه‌هایتان است بیازماید و تا آنچه را در دل‌هایتان است پالایش کند و خدا به آنچه اختیار سینه‌ها را دارد داناست.

    ملاحظات على الترجمة (٦)
    • «نعاس» به‌معنی «سست شدن بدن هنگام استراحت» و کنایه از «حالت آرامش پیش از خواب» یا «خواب سبک» است. با توجه به بدل بودن این واژه برای «أمنة» می‌توانیم از تعبیر «به‌صورت» برای بیان این ارتباط استفاده کنیم.
    • مادهٔ «همم» در اصل به‌معنی «عزم چیزی داشتن» است و وقتی به باب افعال می‌رود معنای «وا داشتن به فکر و عزم» را می‌رساند.
    • ماده «برز» به‌معنی «آشکار شدن» است، ولی وقتی با حرف «الی» می‌آید مفهوم «رهسپار شدن به محلی برای جلوه کردن» را بیان می‌کند.
    • معنای «تمحیص» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۴۱ همین سوره گذشت.
    • توضیح معنای «ذات الصدور» ذیل آیهٔ ۱۱۹ همین سوره گذشت.
    • توضیح معنای «ظن» در ترجمهٔ آیهٔ ۴۶ سورهٔ بقره گذشت.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٨٨ · ٥ أغسطس ٢٠٢٣
  155. ١٥٥

    إِنَّ ٱلَّذِينَ تَوَلَّوْا۟ مِنكُمْ يَوْمَ ٱلْتَقَى ٱلْجَمْعَانِ إِنَّمَا ٱسْتَزَلَّهُمُ ٱلشَّيْطَٰنُ بِبَعْضِ مَا كَسَبُوا۟ ۖ وَلَقَدْ عَفَا ٱللَّهُ عَنْهُمْ ۗ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌۭ ﴿١٥٥﴾

    آن کسانی از شما که در روز رویارویی دو جمعیت رویگردان شدند، قطعاً جز این نبود که شیطان آنها را به‌خاطر برخی از آنچه به‌دست آورده بودند به لغزش وا داشت و البته خدا از آنان در گذشت که به‌راستی خدا آمرزنده و بردبار است.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٩٠ · ٩ أغسطس ٢٠٢٣
  156. ١٥٦

    يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا تَكُونُوا۟ كَٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ وَقَالُوا۟ لِإِخْوَٰنِهِمْ إِذَا ضَرَبُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ أَوْ كَانُوا۟ غُزًّۭى لَّوْ كَانُوا۟ عِندَنَا مَا مَاتُوا۟ وَمَا قُتِلُوا۟ لِيَجْعَلَ ٱللَّهُ ذَٰلِكَ حَسْرَةًۭ فِى قُلُوبِهِمْ ۗ وَٱللَّهُ يُحْىِۦ وَيُمِيتُ ۗ وَٱللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌۭ ﴿١٥٦﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید همچون کسانی نباشید که حق‌پوشی کردند و دربارهٔ برادرانشان هنگامی که در زمین گام زدند یا رزمنده بودند گفتند: «اگر نزد ما می‌بودند، نمی‌مردند و کشته نمی‌شدند» تا خدا آن را افسوسی در دل‌هایشان قرار دهد؛ در حالی که خدا زنده می‌کند و می‌میراند و خدا به آنچه می‌کنید بیناست.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    • توضیح معنای «ضرب في الأرض» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۷۳ سورهٔ بقره گذشت.
    • «غزّی» جمع «غازي» به‌معنی «مطالبه‌گر» است که رایج‌ترین کاربرد و مصداقش کسی است که به قصد مطالبه از دشمنان وارد میدان جنگ می‌شود.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٩٠ · ٩ أغسطس ٢٠٢٣
  157. ١٥٧

    وَلَئِن قُتِلْتُمْ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ أَوْ مُتُّمْ لَمَغْفِرَةٌۭ مِّنَ ٱللَّهِ وَرَحْمَةٌ خَيْرٌۭ مِّمَّا يَجْمَعُونَ ﴿١٥٧﴾

    و البته اگر در راه خدا کشته شوید یا بمیرید قطعاً آمرزش و رحمتی از جانب خدا از آنچه آنها می‌اندوزند بهتر است.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    • اگرچه می‌توان از واژه‌هایی چون «مهر» به‌عنوان معادل «رحمت» استفاده کرد، ولی خود این کلمه در فارسی کاربرد بیشتری دارد.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٩٠ · ٩ أغسطس ٢٠٢٣
  158. ١٥٨

    وَلَئِن مُّتُّمْ أَوْ قُتِلْتُمْ لَإِلَى ٱللَّهِ تُحْشَرُونَ ﴿١٥٨﴾

    و البته اگر بمیرید یا کشته شوید قطعاً به‌سوی خدا برانگیخته و گرد آورده خواهید شد.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٩٠ · ٩ أغسطس ٢٠٢٣
  159. ١٥٩

    فَبِمَا رَحْمَةٍۢ مِّنَ ٱللَّهِ لِنتَ لَهُمْ ۖ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ ٱلْقَلْبِ لَٱنفَضُّوا۟ مِنْ حَوْلِكَ ۖ فَٱعْفُ عَنْهُمْ وَٱسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِى ٱلْأَمْرِ ۖ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى ٱللَّهِ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلْمُتَوَكِّلِينَ ﴿١٥٩﴾

    پس بر اثر رحمتی از جانب خدا با آنها نرمخو شدی و اگر تندخویی سختدل بودی قطعاً از گِردت پراکنده می‌شدند. پس از آنها در گذر و برایشان آمرزش بخواه و در کار با آنها مشورت کن؛ و چون به تصمیم رسیدی بر خدا اعتماد و تکیه کن که خدا توکل‌کنندگان را دوست دارد.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    • «لین» به‌معنی «نرمی» و «فظ» نقطهٔ مقابل آن و به‌معنی «خشونت» است.
    • در ترجمهٔ آیهٔ ۱۲۲ همین سوره معنای «توکل» توضیح داده شد.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٩٠ · ٩ أغسطس ٢٠٢٣
  160. ١٦٠

    إِن يَنصُرْكُمُ ٱللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَكُمْ ۖ وَإِن يَخْذُلْكُمْ فَمَن ذَا ٱلَّذِى يَنصُرُكُم مِّنۢ بَعْدِهِۦ ۗ وَعَلَى ٱللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ ٱلْمُؤْمِنُونَ ﴿١٦٠﴾

    اگر خدا از شما حمایت کند، هیچ‌کس بر شما فائق نخواهد آمد؛ و اگر فرو بگذاردتان، چه کسی پس از او حمایتتان خواهد کرد؟ و مؤمنان باید بر خدا اعتماد و تکیه کنند.

    ملاحظات على الترجمة (٣)
    • توضیح معنای مادهٔ «نصر» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۳ همین سوره گذشت.
    • مادهٔ «غلب» به‌معنی «برتری قدرتمندانه» است که در تعابیر رایج به آن «فائق آمدن» گفته می‌شود. با توجه به اینکه در فارسی، این مفهوم به‌صورت اسم فاعل به‌کار نمی‌رود، ناچاریم ترجمهٔ آن را در قالب فعل بیان کنیم.
    • «خذلان» به‌معنی «رها کردن و فرو گذاشتن در شرایط نیاز به یاری» است.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٩٠ · ٩ أغسطس ٢٠٢٣
  161. ١٦١

    وَمَا كَانَ لِنَبِىٍّ أَن يَغُلَّ ۚ وَمَن يَغْلُلْ يَأْتِ بِمَا غَلَّ يَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ ۚ ثُمَّ تُوَفَّىٰ كُلُّ نَفْسٍۢ مَّا كَسَبَتْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ ﴿١٦١﴾

    و هیچ پیامبری را روا نیست که ناخالصانه رفتار کند؛ و هر کس ناخالصی ورزد، آن آلودگی را در روز رستاخیز می‌آورد و آنگاه هر کس آنچه را به‌دست آورده باشد به‌صورت کامل دریافت می‌کند در حالی که به آنها ستم نمی‌شود.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    • مادهٔ «غلل» به‌معنی «وارد کردن چیزی در چیزی دیگر و از بین بردن خلوص آن» است و برخلاف ترجمه‌های رایج که معادل آن را در این آیه «خیانت» و در آیاتی دیگر «کینه» و مانند آن دانسته‌اند، باید همان مفهوم گسترده‌ای را که شامل هر نوع ناخالصی از جمله خیانت و کینه و حسد و دیگر پلیدی‌ها می‌شود معادل آن قرار داد.
    • توضیح مفهوم «توفّي» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۷۲ سورهٔ بقره گذشت.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٩٤ · ١٤ أغسطس ٢٠٢٣
  162. ١٦٢

    أَفَمَنِ ٱتَّبَعَ رِضْوَٰنَ ٱللَّهِ كَمَنۢ بَآءَ بِسَخَطٍۢ مِّنَ ٱللَّهِ وَمَأْوَىٰهُ جَهَنَّمُ ۚ وَبِئْسَ ٱلْمَصِيرُ ﴿١٦٢﴾

    پس آیا آن کس که در پی خشنودی خدا بود، همچون کسی است که به خشمی از جانب خدا در افتاد و دوزخ منزلگاه اوست؟ و چه بد سرانجامی است!

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٩٤ · ١٤ أغسطس ٢٠٢٣
  163. ١٦٣

    هُمْ دَرَجَٰتٌ عِندَ ٱللَّهِ ۗ وَٱللَّهُ بَصِيرٌۢ بِمَا يَعْمَلُونَ ﴿١٦٣﴾

    آنها رتبه‌هایی نزد خدایند و خدا به آنچه می‌کنند بیناست.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    • توضیح معنای «درجة» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۲۸ سورهٔ بقره گذشت.
    • در ترجمه‌های رایج، واژه‌ای چون «اولو» را پیش از «درجات» در تقدیر گرفته و آن را «دارای درجات» ترجمه کرده‌اند؛ ولی با توجه به اصل بودن عدم تقدیر، به‌نظر می‌رسد این تعبیر بیانگر این نکته است که درجات و رتبه‌های معنوی که دستاورد پیروی از رضایت خداست، در شخصیت افراد تحقق می‌یابد و چیزی جز خود انسان‌های رشدیافته نیست.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٩٤ · ١٤ أغسطس ٢٠٢٣
  164. ١٦٤

    لَقَدْ مَنَّ ٱللَّهُ عَلَى ٱلْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًۭا مِّنْ أَنفُسِهِمْ يَتْلُوا۟ عَلَيْهِمْ ءَايَٰتِهِۦ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ ٱلْكِتَٰبَ وَٱلْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا۟ مِن قَبْلُ لَفِى ضَلَٰلٍۢ مُّبِينٍ ﴿١٦٤﴾

    قطعاً خدا بر مؤمنان منّت نهاد که فرستاده‌ای از خودشان را در میانشان بر انگیخت که نشانه‌هایش را بر آنان تلاوت می‌کند و ایشان را پاکی و رشد می‌دهد و به آنها کتاب و حکمت می‌آموزد، با اینکه پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٩٤ · ١٤ أغسطس ٢٠٢٣
  165. ١٦٥

    أَوَلَمَّآ أَصَٰبَتْكُم مُّصِيبَةٌۭ قَدْ أَصَبْتُم مِّثْلَيْهَا قُلْتُمْ أَنَّىٰ هَٰذَا ۖ قُلْ هُوَ مِنْ عِندِ أَنفُسِكُمْ ۗ إِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ قَدِيرٌۭ ﴿١٦٥﴾

    چرا وقتی مصیبتی به شما رسید که دو برابرش را ایجاد کرده بودید، گفتید: «چگونه چنین شد؟!» بگو: «آن از جانب خودتان بود.» به‌راستی خدا بر هر کاری تواناست.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    • همزه در «أولمّا» استفهام توبیخی است و باید آن را «چرا» ترجمه کرد.
    • «أنّی» با توجه به معنای لغوی و کاربردهای دیگرش در قرآن باید «چگونگی» ترجمه شود.
    اقتُرحت في المنشور #٢٤٩٤ · ١٤ أغسطس ٢٠٢٣
  166. ١٦٦

    وَمَآ أَصَٰبَكُمْ يَوْمَ ٱلْتَقَى ٱلْجَمْعَانِ فَبِإِذْنِ ٱللَّهِ وَلِيَعْلَمَ ٱلْمُؤْمِنِينَ ﴿١٦٦﴾

    و آنچه در روز رویارویی دو جمعیت به شما رسید، به اذن خدا و برای این بود که مؤمنان را بشناسد.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    اقتُرحت في المنشور #٢٥٠١ · ١٨ أغسطس ٢٠٢٣
  167. ١٦٧

    وَلِيَعْلَمَ ٱلَّذِينَ نَافَقُوا۟ ۚ وَقِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا۟ قَٰتِلُوا۟ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ أَوِ ٱدْفَعُوا۟ ۖ قَالُوا۟ لَوْ نَعْلَمُ قِتَالًۭا لَّٱتَّبَعْنَٰكُمْ ۗ هُمْ لِلْكُفْرِ يَوْمَئِذٍ أَقْرَبُ مِنْهُمْ لِلْإِيمَٰنِ ۚ يَقُولُونَ بِأَفْوَٰهِهِم مَّا لَيْسَ فِى قُلُوبِهِمْ ۗ وَٱللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يَكْتُمُونَ ﴿١٦٧﴾

    و تا کسانی را که نفاق ورزیدند بشناسد. و به آنها گفته شد: «بیایید در راه خدا بجنگید یا دفاع کنید.» گفتند: «اگر می‌دانستیم جنگی خواهد بود، حتماً در پی شما می‌آمدیم.» آنها در آن روز به حق‌پوشی نزدیک‌تر بودند تا به ایمان؛ دهانشان را به سخنانی باز می‌کنند که در دل‌هایشان نیست و خدا به آنچه کتمان می‌کنند داناتر است.

    ملاحظات على الترجمة (٣)
    • «نفاق» به‌معنی «تفاوت ظاهر و باطن» یا «دو رویی» است، ولی از آنجا که این واژه به‌عنوان اصطلاح و لقبی خاص برای گروهی از افراد به‌کار رفته و در فارسی نیز کاربرد دارد، بهتر است از همان تعبیر استفاده شود.
    • در تفسیر و ترجمهٔ عبارت «لو نعلم قتالاً» احتمالات متعددی مطرح شده است. برخی از آن «اگر جنگیدن بدانیم» و برخی «اگر این کار شما را جنگیدن (و نه خودکشی) بدانیم» برداشت کرده‌اند؛ اما با توجه به تعبیر به‌کار رفته و برخی روایات و نیز تناسب بیشتر با ادامهٔ آیه که از ناهماهنگی زبان و دل سخن می‌گوید، به‌نظر می‌رسد «اگر می‌دانستیم جنگی خواهد بود» برداشت بهتری است.
    • توضیح معنای «افواه» و مادهٔ «فوه» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۱۸ همین سوره گذشت.
    اقتُرحت في المنشور #٢٥٠١ · ١٨ أغسطس ٢٠٢٣
  168. ١٦٨

    ٱلَّذِينَ قَالُوا۟ لِإِخْوَٰنِهِمْ وَقَعَدُوا۟ لَوْ أَطَاعُونَا مَا قُتِلُوا۟ ۗ قُلْ فَٱدْرَءُوا۟ عَنْ أَنفُسِكُمُ ٱلْمَوْتَ إِن كُنتُمْ صَٰدِقِينَ ﴿١٦٨﴾

    آنان که در حالی که وا نشستند دربارهٔ برادرانشان گفتند: «اگر از ما فرمان برده بودند، کشته نمی‌شدند.» بگو: «اگر راست می‌گویید مرگ را از خودتان کنار بزنید.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    • «قعود» علاوه بر «نشستن» برای مفهوم «شرکت نکردن در جنگ» نیز به‌کار می‌رود؛ لذا از تعبیر «وا نشستن» در ترجمه استفاده شد تا تفاوتش با معنای ابتدایی نشستن مشخص باشد.
    • «درء» به‌معنی «دفع کردن با شدت» است که در تعابیر رایج به آن «کنار زدن» می‌گویند.
    اقتُرحت في المنشور #٢٥٠١ · ١٨ أغسطس ٢٠٢٣
  169. ١٦٩

    وَلَا تَحْسَبَنَّ ٱلَّذِينَ قُتِلُوا۟ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ أَمْوَٰتًۢا ۚ بَلْ أَحْيَآءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ ﴿١٦٩﴾

    و مبادا کسانی را که در راه خدا کشته شده‌اند مرده بشماری؛ بلکه آنها زنده‌اند و نزد خداوندگارشان روزی داده می‌شوند.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    • از آنجا که نون تأکید در «لاتحسبنّ» باید با واژه‌ای چون «مبادا» معادل‌سازی شود، «لاتحسبنّ» به «بشماری» تبدیل شد.
    اقتُرحت في المنشور #٢٥٠١ · ١٨ أغسطس ٢٠٢٣
  170. ١٧٠

    فَرِحِينَ بِمَآ ءَاتَىٰهُمُ ٱللَّهُ مِن فَضْلِهِۦ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِٱلَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا۟ بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿١٧٠﴾

    به آنچه خدا از افزون‌بخشی خود به آنها داده است شادمانند و از اینکه می‌فهمند کسانی که از پشت سرشان به آنها ملحق نشده‌اند، نه هیچ بیمی بر ایشان می‌رود و نه اندوهگین می‌شوند، شادی می‌کنند.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    • اگرچه «استبشار» می‌تواند به‌معنی «طلب شادی» نیز باشد، ولی از کاربردهای متعددش در قرآن و به‌ویژه در آیهٔ بعد می‌فهمیم تعبیر «استبشار بـ» در کتاب خدا همه‌جا به‌معنی «شادی کردن به‌خاطر آگاهی از موضوعی خوشایند» به‌کار رفته است.
    اقتُرحت في المنشور #٢٥٠١ · ١٨ أغسطس ٢٠٢٣
  171. ١٧١

    ۞ يَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍۢ مِّنَ ٱللَّهِ وَفَضْلٍۢ وَأَنَّ ٱللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ ٱلْمُؤْمِنِينَ ﴿١٧١﴾

    به‌خاطر نعمتی از جانب خدا و افزون‌بخشی‌ای و اینکه خدا مزد مؤمنان را از بین نمی‌برد، شادی می‌کنند.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    اقتُرحت في المنشور #٢٥٠١ · ١٨ أغسطس ٢٠٢٣
  172. ١٧٢

    ٱلَّذِينَ ٱسْتَجَابُوا۟ لِلَّهِ وَٱلرَّسُولِ مِنۢ بَعْدِ مَآ أَصَابَهُمُ ٱلْقَرْحُ ۚ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا۟ مِنْهُمْ وَٱتَّقَوْا۟ أَجْرٌ عَظِيمٌ ﴿١٧٢﴾

    آنان که با وجود زخمی شدن، به خدا و این فرستاده پاسخ مثبت دادند، آن دسته از آنها که نیکی و پرواداری کنند، مزدی سترگ خواهند داشت.

    ملاحظات على الترجمة (٣)
    اقتُرحت في المنشور #٢٥٠٤ · ٢٠ أغسطس ٢٠٢٣
  173. ١٧٣

    ٱلَّذِينَ قَالَ لَهُمُ ٱلنَّاسُ إِنَّ ٱلنَّاسَ قَدْ جَمَعُوا۟ لَكُمْ فَٱخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَٰنًۭا وَقَالُوا۟ حَسْبُنَا ٱللَّهُ وَنِعْمَ ٱلْوَكِيلُ ﴿١٧٣﴾

    همان کسانی که مردم به آنها گفتند: «به‌راستی مردمان به قصد شما گرد آمده‌اند، پس از آنها بترسید.» ولی ایمانشان را افزایش داد و گفتند: «خدا ما را بس است و چه خوب تکیه‌گاهی است.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    اقتُرحت في المنشور #٢٥٠٤ · ٢٠ أغسطس ٢٠٢٣
  174. ١٧٤

    فَٱنقَلَبُوا۟ بِنِعْمَةٍۢ مِّنَ ٱللَّهِ وَفَضْلٍۢ لَّمْ يَمْسَسْهُمْ سُوٓءٌۭ وَٱتَّبَعُوا۟ رِضْوَٰنَ ٱللَّهِ ۗ وَٱللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ ﴿١٧٤﴾

    پس در حالی که هیچ گزندی به ایشان نرسیده بود، با نعمت و افزون‌بخشی خاصی از جانب خدا بازگشتند و خشنودی خدا را پیگیری کردند. و خدا دارای افزون‌بخشی سترگی است.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    • معنای «فضل» در ترجمهٔ آیهٔ ۶۴ سورهٔ بقره گذشت و با توجه به اینکه هر دو کاربرد این واژه در این آیه به‌صورت نکره است، اولی با وصف «خاصی» و توصیف دومی به‌صورت «سترگی» آمد تا ترجمهٔ آن با حالت معرفه تفاوت پیدا کند.
    اقتُرحت في المنشور #٢٥٠٤ · ٢٠ أغسطس ٢٠٢٣
  175. ١٧٥

    إِنَّمَا ذَٰلِكُمُ ٱلشَّيْطَٰنُ يُخَوِّفُ أَوْلِيَآءَهُۥ فَلَا تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ﴿١٧٥﴾

    به‌راستی جز این نیست که آن شیطان است که گردانندگان امور خود را می‌ترساند؛ پس از آنها نترسید و اگر مؤمن‌اید، از من بترسید.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    • همان‌گونه که در ترجمهٔ آیهٔ ۱۰۷ سورهٔ بقره توضیح داده شد، «ولي» به‌معنی «کسی که تدبیر و رسیدگی به امور دیگری را بر عهده می‌گیرد و اراده‌اش در این امور اولویت دارد» است که در تعابیر رایج به او «سرپرست» یا «گردانندهٔ امور» می‌گویند. بنا بر این ترجمهٔ رایج آن به «دوست» دقیق نیست.
    • اگر «تخویف» را دو مفعولی و منظور از «فلا تخافوهم» را نترسیدن مؤمنان از اولیای شیطان بدانیم، «أولیاء» مفعول دوم «یخوّف» خواهد بود و «کُم» یا چیزی شبیه آن را به‌عنوان مفعول اول در تقدیر می‌گیریم. در این صورت ترجمهٔ «یخوّف أولیائه» می‌شود: «ترس از گردانندگان امور خود را در دل‌ها می‌اندازد» که با ادامهٔ آیه نیز سازگارتر است؛ ولی از آنجا که نه‌تنها تخویف در قرآن به‌صورت دو مفعولی به‌کار نرفته، بلکه دو جا به‌صورت «یخوّف الله به عباده» و «یخوّفونک بالذین من دونه» همراه با حرف جر استفاده شده است، به‌نظر می‌رسد اگر در اینجا نیز منظور، ترس از اولیای شیطان بود، باید با حرف جر به‌کار می‌رفت؛ و چون چنین نیست، پس باید منظور از «لا تخافوهم» را ترس از دشمنان بدانیم.
    اقتُرحت في المنشور #٢٥٠٤ · ٢٠ أغسطس ٢٠٢٣
  176. ١٧٦

    وَلَا يَحْزُنكَ ٱلَّذِينَ يُسَٰرِعُونَ فِى ٱلْكُفْرِ ۚ إِنَّهُمْ لَن يَضُرُّوا۟ ٱللَّهَ شَيْـًۭٔا ۗ يُرِيدُ ٱللَّهُ أَلَّا يَجْعَلَ لَهُمْ حَظًّۭا فِى ٱلْءَاخِرَةِ ۖ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿١٧٦﴾

    و مبادا کسانی که در حق‌پوشی شتاب می‌کنند تو را اندوهگین سازند که به‌راستی آنها هرگز هیچ زیانی به خدا نخواهند رساند. خدا می‌خواهد در سرای واپسین بهره‌ای برای آنها قرار ندهد و عذابی سترگ خواهند داشت.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    • باب مفاعله در «یسارعون» بیانگر استمرار در «شتاب» است.
    اقتُرحت في المنشور #٢٥٠٤ · ٢٠ أغسطس ٢٠٢٣
  177. ١٧٧

    إِنَّ ٱلَّذِينَ ٱشْتَرَوُا۟ ٱلْكُفْرَ بِٱلْإِيمَٰنِ لَن يَضُرُّوا۟ ٱللَّهَ شَيْـًۭٔا وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌۭ ﴿١٧٧﴾

    به‌راستی کسانی که حق‌پوشی را به بهای ایمان ستاندند، هیچ زیانی به خدا نخواهند رساند؛ و عذابی دردناک دارند.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    • واژهٔ «اشتراء» از اضداد است و هم به‌معنی «خریدن» و هم به‌معنی «فروختن» به‌کار می‌رود و وقتی با باء متعدی شود به‌معنی ستاندن چیزی در ازای از دست دادن چیزی دیگر است.
    اقتُرحت في المنشور #٢٥١١ · ١ سبتمبر ٢٠٢٣
  178. ١٧٨

    وَلَا يَحْسَبَنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓا۟ أَنَّمَا نُمْلِى لَهُمْ خَيْرٌۭ لِّأَنفُسِهِمْ ۚ إِنَّمَا نُمْلِى لَهُمْ لِيَزْدَادُوٓا۟ إِثْمًۭا ۚ وَلَهُمْ عَذَابٌۭ مُّهِينٌۭ ﴿١٧٨﴾

    و کسانی که حق‌پوشی کردند، مبادا اینکه به آنان مهلت می‌دهیم را برای خودشان بهتر بپندارند؛ جز این نیست که به آنها مهلت می‌دهیم تا کوتاهی آنها فزونی یابد؛ و عذابی خوارکننده دارند.

    ملاحظات على الترجمة (٤)
    • نون تأکید در «لاتحسبنّ» باید با واژه‌ای چون «مبادا» معادل‌سازی شود.
    • مادهٔ «ملي» به‌معنی «تأخیر انداختن و مهلت دادن» است.
    • توضیح معنای «اثم» در ترجمهٔ آیهٔ ۸۵ سورهٔ بقره گذشت.
    • در ترجمهٔ آیهٔ ۹۰ همین سوره دربارهٔ معنای «ازدادوا» و دقیق نبودن ترجمهٔ رایج آن توضیحاتی ارائه شد.
    اقتُرحت في المنشور #٢٥١١ · ١ سبتمبر ٢٠٢٣
  179. ١٧٩

    مَّا كَانَ ٱللَّهُ لِيَذَرَ ٱلْمُؤْمِنِينَ عَلَىٰ مَآ أَنتُمْ عَلَيْهِ حَتَّىٰ يَمِيزَ ٱلْخَبِيثَ مِنَ ٱلطَّيِّبِ ۗ وَمَا كَانَ ٱللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى ٱلْغَيْبِ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ يَجْتَبِى مِن رُّسُلِهِۦ مَن يَشَآءُ ۖ فَـَٔامِنُوا۟ بِٱللَّهِ وَرُسُلِهِۦ ۚ وَإِن تُؤْمِنُوا۟ وَتَتَّقُوا۟ فَلَكُمْ أَجْرٌ عَظِيمٌۭ ﴿١٧٩﴾

    ارادهٔ خدا بر این نیست که مؤمنان را در شرایطی که شما دارید وا گذارد، تا پلید را از پاکیزه جدا سازد؛ و این‌گونه نیست که خدا از ماوراء آگاهتان کند؛ بلکه خدا از میان فرستادگانش هر کس را بخواهد بر می‌گزیند. پس به خدا و فرستادگان او ایمان آورید. و اگر ایمان بیاورید و پروا کنید، مزدی سترگ خواهید داشت.

    ملاحظات على الترجمة (٣)
    • توضیح معنای «غیب» در ترجمهٔ آیهٔ سوم سورهٔ بقره گذشت.
    • «اطلاع» به‌معنی «ایجاد اشراف و آگاهی» است.
    • اغلب مترجمان در توضیح آیه نکاتی را مطرح کرده‌اند که جنبهٔ تفسیری دارد و چون در الفاظ قرآن نیامده است، در ترجمه نیز نباید بیاید.
    اقتُرحت في المنشور #٢٥١١ · ١ سبتمبر ٢٠٢٣
  180. ١٨٠

    وَلَا يَحْسَبَنَّ ٱلَّذِينَ يَبْخَلُونَ بِمَآ ءَاتَىٰهُمُ ٱللَّهُ مِن فَضْلِهِۦ هُوَ خَيْرًۭا لَّهُم ۖ بَلْ هُوَ شَرٌّۭ لَّهُمْ ۖ سَيُطَوَّقُونَ مَا بَخِلُوا۟ بِهِۦ يَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ ۗ وَلِلَّهِ مِيرَٰثُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۗ وَٱللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌۭ ﴿١٨٠﴾

    و کسانی که نسبت به آنچه خدا از افزون‌بخشی خود به آنها داده است بخل می‌ورزند، مبادا بپندارند که آن برایشان بهتر است؛ بلکه آن برای آنها بد است. به‌زودی در روز قیامت آنچه نسبت به آن بخل ورزیده‌اند به دور گردنشان بسته خواهد شد. میراث آسمان‌ها و زمین از آنِ خداست و خدا به آنچه انجام می‌دهید آگاه است.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    • «تطویق» از مادهٔ «طوق» به‌معنی «پیچیدن و احاطه کردن» است و تعبیر «بستن طوق» یا «به طوق کشیدن» برای «بستن قلاده یا زنجیر به گردن افراد» به‌کار می‌رود.
    اقتُرحت في المنشور #٢٥١١ · ١ سبتمبر ٢٠٢٣
  181. ١٨١

    لَّقَدْ سَمِعَ ٱللَّهُ قَوْلَ ٱلَّذِينَ قَالُوٓا۟ إِنَّ ٱللَّهَ فَقِيرٌۭ وَنَحْنُ أَغْنِيَآءُ ۘ سَنَكْتُبُ مَا قَالُوا۟ وَقَتْلَهُمُ ٱلْأَنۢبِيَآءَ بِغَيْرِ حَقٍّۢ وَنَقُولُ ذُوقُوا۟ عَذَابَ ٱلْحَرِيقِ ﴿١٨١﴾

    قطعاً خدا سخن کسانی را که گفتند: «به‌راستی خدا نیازمند است و ما توانگریم» شنید. به‌زودی آنچه را گفتند و پیامبرکشی‌های ناحقشان را ثبت خواهیم کرد و می‌گوییم: «عذاب سوزان را بچشید.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    • مادهٔ «کتب» در اصل به‌معنی «ثبت و ضبط» است و بر همین اساس برای «نوشتن» نیز به‌کار می‌رود.
    اقتُرحت في المنشور #٢٥١٤ · ٩ سبتمبر ٢٠٢٣
  182. ١٨٢

    ذَٰلِكَ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَأَنَّ ٱللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍۢ لِّلْعَبِيدِ ﴿١٨٢﴾

    آن به‌خاطر چیزی است که دستاوردتان از پیش فرستاده است و اینکه به‌راستی خدا روادارندهٔ ستم فراوان در حق بندگان نیست.

    ملاحظات على الترجمة (٣)
    • توضیح معنای تعبیر «قدّمت أیدیکم» در ترجمهٔ آیهٔ ۹۵ سورهٔ بقره گذشت.
    • با توجه به مفتوح بودن همزه در «و أنّ» باید آن را عطف به «ما قدّمت» و بیانگر دلیلی دیگر برای «ذلک» دانست؛ اما در ترجمه‌های رایج به این نکته توجه نشده است.
    • باید به صیغهٔ مبالغه بودن «ظلّام» دقت شود و همچنین با توجه به آمدن حرف «لام» در کنار «ظلم» نباید آن را همچون جایی که بدون این حرف به‌کار می‌رود ترجمه کرد.
    اقتُرحت في المنشور #٢٥١٤ · ٩ سبتمبر ٢٠٢٣
  183. ١٨٣

    ٱلَّذِينَ قَالُوٓا۟ إِنَّ ٱللَّهَ عَهِدَ إِلَيْنَآ أَلَّا نُؤْمِنَ لِرَسُولٍ حَتَّىٰ يَأْتِيَنَا بِقُرْبَانٍۢ تَأْكُلُهُ ٱلنَّارُ ۗ قُلْ قَدْ جَآءَكُمْ رُسُلٌۭ مِّن قَبْلِى بِٱلْبَيِّنَٰتِ وَبِٱلَّذِى قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِن كُنتُمْ صَٰدِقِينَ ﴿١٨٣﴾

    کسانی که گفتند: «به‌راستی خدا به ما سفارش کرده است که به هیچ فرستاده‌ای ایمان نیاوریم مگر آنکه برایمان قربانیی بیاورد که آتش آن را در کام کشد.» بگو: «فرستادگانی پیش از من دلایلی روشن و همان چیزی را که گفتید برایتان آوردند، پس اگر راست می‌گویید چرا آنها را کشتید؟

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    • «عهد» به‌معنی «التزام» است و وقتی با «الی» به‌کار می‌رود به‌معنی «سفارش دربارهٔ التزام به چیزی» است.
    • «أکل» در اصل به‌معنی «اثرگذاری ملازم با از بین رفتن حالت و صورت عادی» است و در خوردن غذا نیز بر همین اساس استفاده می‌شود. در این آیه نیز منظور از «خورده شدن قربانی با آتش» این است که همچون زمان پیامبران گذشته، آتشی بیاید و قربانی را یک‌باره بسوزاند؛ لذا از تعبیر «در کام کشیدن» استفاده شد.
    اقتُرحت في المنشور #٢٥١٤ · ٩ سبتمبر ٢٠٢٣
  184. ١٨٤

    فَإِن كَذَّبُوكَ فَقَدْ كُذِّبَ رُسُلٌۭ مِّن قَبْلِكَ جَآءُو بِٱلْبَيِّنَٰتِ وَٱلزُّبُرِ وَٱلْكِتَٰبِ ٱلْمُنِيرِ ﴿١٨٤﴾

    اما اگر تکذیبت کردند، خوب، پیش از تو فرستادگانی تکذیب شده‌اند که دلایل روشن و نوشته‌های ثابت و کتاب روشنی‌بخش آورده بودند.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    • «زُبُر» جمع «زبور» به‌معنی «مستحکم و ثابت» است و به «نوشته‌ای که ثابت و باقی باشد» نیز زبور گفته می‌شود.
    اقتُرحت في المنشور #٢٥١٤ · ٩ سبتمبر ٢٠٢٣
  185. ١٨٥

    كُلُّ نَفْسٍۢ ذَآئِقَةُ ٱلْمَوْتِ ۗ وَإِنَّمَا تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ ۖ فَمَن زُحْزِحَ عَنِ ٱلنَّارِ وَأُدْخِلَ ٱلْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ ۗ وَمَا ٱلْحَيَوٰةُ ٱلدُّنْيَآ إِلَّا مَتَٰعُ ٱلْغُرُورِ ﴿١٨٥﴾

    هر شخصی چشندهٔ مرگ است و جز این نیست که در روز قیامت مزدهایتان به‌صورت کامل به شما داده خواهد شد. پس هر کس از آتش دور نگه داشته و به بهشت در آورده شود، قطعاً کامیاب شده است. و زندگی دنیا جز مایهٔ فریب نیست.

    ملاحظات على الترجمة (٣)
    • اگرچه «نفس» به‌معنی «جان»، «خود» و مانند آن نیز به‌کار می‌رود، ولی در اینجا با توجه به سیاق و کاربردهای مشابهش در قرآن به‌معنی «شخص» یا «کس» است.
    • معنای «توفي» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۷۲ سورهٔ بقره توضیح داده شد.
    • «فوز» به‌معنی «رسیدن به خیر و خوشی حقیقی» یا «نجات» است که به آن «کامیابی» نیز گفته می‌شود.
    اقتُرحت في المنشور #٢٥١٤ · ٩ سبتمبر ٢٠٢٣
  186. ١٨٦

    ۞ لَتُبْلَوُنَّ فِىٓ أَمْوَٰلِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ وَلَتَسْمَعُنَّ مِنَ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَٰبَ مِن قَبْلِكُمْ وَمِنَ ٱلَّذِينَ أَشْرَكُوٓا۟ أَذًۭى كَثِيرًۭا ۚ وَإِن تَصْبِرُوا۟ وَتَتَّقُوا۟ فَإِنَّ ذَٰلِكَ مِنْ عَزْمِ ٱلْأُمُورِ ﴿١٨٦﴾

    قطعاً در زمینهٔ دارایی‌ها و جان‌هایتان آزمایش خواهید شد و قطعاً از کسانی که پیش از شما به آنها کتاب داده شده است و از کسانی که شرک ورزیده‌اند آزار فراوانی خواهید شنید؛ ولی اگر شکیبایی و پروا کنید، به‌راستی آن از جنس ارادهٔ قاطع در کارهاست.

    ملاحظات على الترجمة (٣)
    • «عزم» به‌معنی «قصد جازم و قطعی» است و همه جا در قرآن به همین معنی به‌کار رفته و اضافه شدنش به «الامور» اضافهٔ لامیه و منظور از عبارت، «العزم للأمور» است.
    • «مِن» قبل از «عزم الأمور» برای بیان جنس است و بر همین اساس در ترجمه بازتاب پیدا کرده است.
    • توضیح معنای «امر» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۱۷ سورهٔ بقره گذشت.
    اقتُرحت في المنشور #٢٥١٨ · ١٥ سبتمبر ٢٠٢٣
  187. ١٨٧

    وَإِذْ أَخَذَ ٱللَّهُ مِيثَٰقَ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَٰبَ لَتُبَيِّنُنَّهُۥ لِلنَّاسِ وَلَا تَكْتُمُونَهُۥ فَنَبَذُوهُ وَرَآءَ ظُهُورِهِمْ وَٱشْتَرَوْا۟ بِهِۦ ثَمَنًۭا قَلِيلًۭا ۖ فَبِئْسَ مَا يَشْتَرُونَ ﴿١٨٧﴾

    و آن‌گاه که خدا از کسانی که به آنها کتاب داده شده است تعهد گرفت که حتماً حتماً آن را برای مردم بیان می‌کنید و کتمانش نمی‌کنید؛ ولی آن را پشت سرشان انداختند و به بهای اندکی فروختندش؛ و چه بد است آنچه می‌ستانند.

    ملاحظات على الترجمة (٤)
    • رایج‌ترین تعبیر فارسی دربارهٔ پیمان محکم گرفتن، «تعهد گرفتن» است.
    • با توجه به آمدن لام تأکید و نون تأکید در «لتبیّنّنه» بهتر است در ترجمهٔ آن نیز دو تأکید وجود داشته باشد.
    • توضیح معنای «نبذ» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۰۰ سورهٔ بقره گذشت.
    • واژهٔ «اشتراء» از اضداد است و هم به‌معنی «خریدن» و هم به‌معنی «فروختن» به‌کار می‌رود.
    اقتُرحت في المنشور #٢٥١٨ · ١٥ سبتمبر ٢٠٢٣
  188. ١٨٨

    لَا تَحْسَبَنَّ ٱلَّذِينَ يَفْرَحُونَ بِمَآ أَتَوا۟ وَّيُحِبُّونَ أَن يُحْمَدُوا۟ بِمَا لَمْ يَفْعَلُوا۟ فَلَا تَحْسَبَنَّهُم بِمَفَازَةٍۢ مِّنَ ٱلْعَذَابِ ۖ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌۭ ﴿١٨٨﴾

    مبادا بپنداری کسانی را که به‌خاطر آنچه انجام داده‌اند شادی می‌کنند و دوست دارند به‌خاطر آنچه نکرده‌اند ستایش شوند، مبادا آنها را در جایگاه نجات از عذاب بپنداری؛ و عذابی دردناک خواهند داشت.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    • باء در «بمفازة» به‌معنی «بودن در مکانی خاص» و «مفازة» اسم مکان از «فوز» است.
    اقتُرحت في المنشور #٢٥١٨ · ١٥ سبتمبر ٢٠٢٣
  189. ١٨٩

    وَلِلَّهِ مُلْكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۗ وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ قَدِيرٌ ﴿١٨٩﴾

    و زمامداری آسمان‌ها و زمین تنها از آنِ خداست و خدا بر هر کاری تواناست.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    • مقدم شدن «لله» بر مبتدا بیانگر نوعی انحصار است.
    • «شيء» به‌معنی «چیز» است، ولی با توجه به سیاق و کاربردش در فارسی اینجا باید «کار» ترجمه شود.
    اقتُرحت في المنشور #٢٥١٨ · ١٥ سبتمبر ٢٠٢٣
  190. ١٩٠

    إِنَّ فِى خَلْقِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَٱخْتِلَٰفِ ٱلَّيْلِ وَٱلنَّهَارِ لَءَايَٰتٍۢ لِّأُو۟لِى ٱلْأَلْبَٰبِ ﴿١٩٠﴾

    به‌راستی در آفرینش آسمان‌ها و زمین و پیاپی آمدن شب و روز، نشانه‌هایی برای صاحب‌دلان است.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    اقتُرحت في المنشور #٢٥١٨ · ١٥ سبتمبر ٢٠٢٣
  191. ١٩١

    ٱلَّذِينَ يَذْكُرُونَ ٱللَّهَ قِيَٰمًۭا وَقُعُودًۭا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِى خَلْقِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَٰذَا بَٰطِلًۭا سُبْحَٰنَكَ فَقِنَا عَذَابَ ٱلنَّارِ ﴿١٩١﴾

    همانان که خدا را ایستاده و نشسته و خوابیده بر پهلویشان یاد می‌کنند و در آفرینش آسمان‌ها و زمین می‌اندیشند: «ای خداوندگار ما، این را بیهوده نیافریدی؛ تو پاک و منزهی، پس ما را از عذاب آتش حفظ کن.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    • «جنب» به‌معنی «کنار بدن یا پهلو» است و تعبیر «علی جنبه» برای کنایه از «خوابیدن به پهلو» به‌کار می‌رود.
    اقتُرحت في المنشور #٢٥٢١ · ٢٠ سبتمبر ٢٠٢٣
  192. ١٩٢

    رَبَّنَآ إِنَّكَ مَن تُدْخِلِ ٱلنَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُۥ ۖ وَمَا لِلظَّٰلِمِينَ مِنْ أَنصَارٍۢ ﴿١٩٢﴾

    ای خداوندگار ما، به‌راستی تو هر کس را که وارد آتش سازی قطعاً درمانده‌اش کرده‌ای و ستمگران را حامیانی نخواهد بود.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    اقتُرحت في المنشور #٢٥٢١ · ٢٠ سبتمبر ٢٠٢٣
  193. ١٩٣

    رَّبَّنَآ إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًۭا يُنَادِى لِلْإِيمَٰنِ أَنْ ءَامِنُوا۟ بِرَبِّكُمْ فَـَٔامَنَّا ۚ رَبَّنَا فَٱغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّـَٔاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ ٱلْأَبْرَارِ ﴿١٩٣﴾

    ای خداوندگار ما، به‌راستی ما شنیدیم فراخواننده‌ای برای ایمان آوردن فرا می‌خواند که: «به خداوندگارتان ایمان آورید.» پس ایمان آوردیم. ای خداوندگار ما، پس گناهانمان را برایمان بیامرز و بدی‌هایمان را بپوشان و از ما نادیده بگیر و جانمان را در حالی که همراه نیکان باشیم بستان.

    ملاحظات على الترجمة (٤)
    • تفاوت «اغفر ذنوبنا» با «اغفر لنا ذنوبنا» باید در ترجمه مشخص باشد.
    • توضیح تعبیر «تکفیر عن» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۷۱ سورهٔ بقره گذشت.
    • توضیح معنی «توفي» و تفاوتش با «موت» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۳۴ سورهٔ بقره بیان شد.
    • «مع الأبرار» حال از ضمیر «نا» است.
    اقتُرحت في المنشور #٢٥٢١ · ٢٠ سبتمبر ٢٠٢٣
  194. ١٩٤

    رَبَّنَا وَءَاتِنَا مَا وَعَدتَّنَا عَلَىٰ رُسُلِكَ وَلَا تُخْزِنَا يَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ ۗ إِنَّكَ لَا تُخْلِفُ ٱلْمِيعَادَ ﴿١٩٤﴾

    و ای خداوندگار ما، آنچه را بر اساس فرستادگانت به ما وعده دادی عطایمان فرما و در روز رستاخیز ما را درمانده مکن؛ که به‌راستی تو وعده را پشت گوش نمی‌اندازی.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    اقتُرحت في المنشور #٢٥٢١ · ٢٠ سبتمبر ٢٠٢٣
  195. ١٩٥

    فَٱسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّى لَآ أُضِيعُ عَمَلَ عَٰمِلٍۢ مِّنكُم مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَىٰ ۖ بَعْضُكُم مِّنۢ بَعْضٍۢ ۖ فَٱلَّذِينَ هَاجَرُوا۟ وَأُخْرِجُوا۟ مِن دِيَٰرِهِمْ وَأُوذُوا۟ فِى سَبِيلِى وَقَٰتَلُوا۟ وَقُتِلُوا۟ لَأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّـَٔاتِهِمْ وَلَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّٰتٍۢ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَٰرُ ثَوَابًۭا مِّنْ عِندِ ٱللَّهِ ۗ وَٱللَّهُ عِندَهُۥ حُسْنُ ٱلثَّوَابِ ﴿١٩٥﴾

    پس خداوندگارشان به آنها پاسخ مثبت داد که: «به‌راستی من عمل هیچ کنشگری از شما، از مرد یا زن، - که همگی همچون یکدیگرید - را از بین نمی‌برم. پس آنان که هجرت کردند و از سرزمینشان اخراج شدند و در راه من آزار دیدند و جنگیدند و کشته شدند، قطعاً بدی‌هایشان را خواهم پوشاند و از ایشان نادیده خواهم گرفت و قطعاً به‌عنوان پاداشی از نزد خدا آنها را به باغ‌هایی که از زیرشان جوی‌ها روان است وارد خواهم کرد؛ و خدا نزد اوست پاداش نیکو.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    اقتُرحت في المنشور #٢٥٢١ · ٢٠ سبتمبر ٢٠٢٣
  196. ١٩٦

    لَا يَغُرَّنَّكَ تَقَلُّبُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ فِى ٱلْبِلَٰدِ ﴿١٩٦﴾

    مبادا فراز و فرود کسانی که حق‌پوشی کردند، در سرزمین‌ها، تو را بفریبد.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    اقتُرحت في المنشور #٢٥٢٣ · ٢٣ سبتمبر ٢٠٢٣
  197. ١٩٧

    مَتَٰعٌۭ قَلِيلٌۭ ثُمَّ مَأْوَىٰهُمْ جَهَنَّمُ ۚ وَبِئْسَ ٱلْمِهَادُ ﴿١٩٧﴾

    بهره‌مندی اندکی است، سپس منزلگاهشان دوزخ خواهد بود؛ و چه بد جایگاهی است.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    اقتُرحت في المنشور #٢٥٢٣ · ٢٣ سبتمبر ٢٠٢٣
  198. ١٩٨

    لَٰكِنِ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوْا۟ رَبَّهُمْ لَهُمْ جَنَّٰتٌۭ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَا نُزُلًۭا مِّنْ عِندِ ٱللَّهِ ۗ وَمَا عِندَ ٱللَّهِ خَيْرٌۭ لِّلْأَبْرَارِ ﴿١٩٨﴾

    ولی کسانی که از خداوندگارشان پروا کنند، از جانب خدا به‌عنوان پذیرایی، باغ‌هایی خواهند داشت که از زیرشان جوی‌ها روان است، در حالی که در آنها جاودانه خواهند بود؛ و آنچه نزد خداست برای نیکان بهتر است.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    • «نُزُل» اسمی از مادهٔ «نزل» و به‌معنی «آنچه هنگام فرود و منزل کردن کسی برای او فراهم می‌آورند» یا همان «پذیرایی» است.
    اقتُرحت في المنشور #٢٥٢٣ · ٢٣ سبتمبر ٢٠٢٣
  199. ١٩٩

    وَإِنَّ مِنْ أَهْلِ ٱلْكِتَٰبِ لَمَن يُؤْمِنُ بِٱللَّهِ وَمَآ أُنزِلَ إِلَيْكُمْ وَمَآ أُنزِلَ إِلَيْهِمْ خَٰشِعِينَ لِلَّهِ لَا يَشْتَرُونَ بِـَٔايَٰتِ ٱللَّهِ ثَمَنًۭا قَلِيلًا ۗ أُو۟لَٰٓئِكَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ ۗ إِنَّ ٱللَّهَ سَرِيعُ ٱلْحِسَابِ ﴿١٩٩﴾

    و البته از میان اهل کتاب قطعاً کسانی هستند که با افتاده‌حالی در برابر خدا، به خدا و آنچه به‌سوی شما فرو فرستاده شده و آنچه به‌سوی آنان فرو فرستاده شده ایمان می‌آورند و نشانه‌های خدا را به بهایی اندک نمی‌فروشند؛ آنان مزدشان نزد خداوندگارشان (محفوظ) است؛ به‌راستی خدا باسرعت محاسبه می‌کند.

    ملاحظات على الترجمة (١)
    • اگرچه فعل «یؤمن» مفرد است، ولی با توجه به جمع آمدن «خاشعین» و «لایشترون» باید به‌صورت جمع معنی شود.
    اقتُرحت في المنشور #٢٥٢٣ · ٢٣ سبتمبر ٢٠٢٣
  200. ٢٠٠

    يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ٱصْبِرُوا۟ وَصَابِرُوا۟ وَرَابِطُوا۟ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿٢٠٠﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، شکیبا باشید و استقامت ورزید و پیوندهایتان را محکم کنید و پروای خدا را داشته باشید، باشد که رستگار شوید.

    ملاحظات على الترجمة (٢)
    • یکی از معانی باب مفاعله استمرار است؛ لذا «صابروا» به‌معنی «استمرار و پایداری در شکیبایی» است که به آن «استقامت کردن» گفته می‌شود.
    • مادهٔ «ربط» به‌معنی «پیوند دادن و بستن» است و «مرابطه» دوجانبه بودن آن را بیان می‌کند.
    اقتُرحت في المنشور #٢٥٢٣ · ٢٣ سبتمبر ٢٠٢٣

النص العربي: مشروع تنزيل (الرسم العثماني)، وفق ترخيصه.

جرّب

نصائح

  • التشكيل اختياري: «الرحمن» تجد «ٱلرَّحْمَٰنِ».
  • ضع الكلمات بين علامتي تنصيص لعبارة مطابقة.
  • انتقل إلى آية بكتابة 2:255 أو «البقرة 255».